زخمی‌شدن آژانس با موضوع هسته‌ای ایران

هفتم آبان بود که جیانگ یو، سخنگوی وزارت خارجه چین در جلسه‌ای مطبوعاتی با اعلام این که قرار است آژانس انرژی اتمی گزارشی را درباره وضعیت برنامه هسته‌ای ایران در ماه نوامبر ارائه کند، از جانب کشور خود و روسیه اظهار امیدواری کرد که آژانس به صورت مستقل و با یک نگرش عینی و بی‌طرفانه به طور حرفه‌ای عمل کرده و موضوع هسته‌ای ایران را براساس حقایق حل و فصل کند.
کد خبر: ۴۴۲۵۸۵

کمتر از یک هفته پس از این موضعگیری، سخنگوی وزارت خارجه چین به عنوان یکی از اعضای تاثیرگذار در شورای امنیت سازمان ملل، تحرکاتی از سوی آژانس و بویژه رییس تازه کار آن موجب تقویت شایعه تهدید ایران به ارائه گزارشی نه‌چندان مطلوب درخصوص فعالیت هسته‌ای‌اش شد.

در حالی که دنیا با شگفتی پیگیرتحولات فوق‌العاده بیداری اسلامی در منطقه و همچنین اعتراضات مردم آمریکا و جنبش وال استریت بود، خبرگزاری آسوشیتدپرس اطلاعاتی را دررابطه با گزارش در آستانه انتشار آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در مورد آنچه که ابعاد نظامی فعالیت‌های هسته‌ای ایران خوانده می‌شد، منتشر کرد.

این خبرگزاری اعلام کرد در گزارش هشتم نوامبر که قرار است از سوی یوکیا آمانو، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای در اختیار 35 عضو شورای حکام آژانس قرار بگیرد، جزئیات جدیدی از جوانب نظامی و محرمانه برنامه‌های هسته‌ای ایران در یک بخش ضمیمه 12 صفحه‌ای ارائه خواهد شد و آژانس مدارکی را در اختیار دارد که نشان‌دهنده طراحی مدل‌های کامپیوتری یک کلاهک هسته‌ای از سوی ایران و تصاویر ماهواره‌ای از سایتی در یک منطقه نظامی در پارچین تهران است که از نظر آژانس در آن یک محفظه فولادی برای انجام آزمایش‌های انفجاری با قدرت بالا قابل مشاهده است؛ موارد و ادعاهایی که ایران در دوره محمد البرادعی در قالب 117 صفحه به صورت کامل به آن پاسخ داده بود و دوباره با ادبیاتی جدید توسط مدیر جدید آژانس و برای اجرای سناریویی جدید مطرح می‌شد.

نکته جالب گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، ادعای آژانس مبنی بر این بود که ۱۰ کشور مختلف ادعا کرده‌اند که ایران در کنار دو کشور یا سازمان خارجی در جهت طراحی بمب و ساخت یک سلاح هسته‌ای از جمله کلاهک هسته‌ای قابل حمل توسط موشک‌های بالستیک تلاش می‌کند.

حدود دو هفته بعد دقیقا همین اتفاق افتاد و یوکیا آمانو گزارشی را منتشر کرد که واکنش ایران و بسیاری از اعضای غیردائم و جنبش عدم تعهد آژانس را برانگیخت.

گزارشی که سناریوی آمریکایی فشار بر ایران را در جهت اهداف غرب تا نقطه اوج خود پیش برد و افتخار نقش‌آفرینی اول آن را به رئیس ژاپنی آژانس اهدا کرد.

قصه پرونده هسته‌ای ایران به بخش‌های جالبی رسیده است. همان بخش‌هایی که در ادبیات کهن داستان‌های ایرانی به آن قصه هزار و یک شب گفته می‌شود .

این روزها کارگردان اصلی سناریوی هسته‌ای ضدایرانی، آمریکایی است که برای فرار از بحران‌های داخلی کشور خود و ناکامی‌هایش در منطقه، تنش ، وحشت آفرینی و ایجاد التهاب خارجی و ترویج ایران‌هراسی را دردستور کار قرارداده است.

پروژه ایران‌هراسی سال‌هاست که در لابه‌لای قصه‌های مختلف فشار بر جمهوری اسلامی دنبال می‌شود و هر جا که کارگردان قصه، دستش از ابزار فشارهای تحریمی و سیاسی مختلف خالی می‌شود با توسل به آن در سه محور انرژی هسته‌ای، حقوق بشر و اتهام تروریسم به ماجراجویی علیه ایران می‌پردازد تا درام قصه از تب و تاب خالی نشود.

سه محوری که دیگر موجب برخورد ایران با موانع نمی‌شود زیرا ایران نیز پس از 32 سال چالش با اتهامات متعدد، راه ایفای حرفه‌ای نقش خود را شناخته است و بیداری اخیر در میان مردم دنیا بر حاشیه امن ایران در مقابل این سناریوی تکراری می‌افزاید.

یک دریا مشکل، یک پوشه پر از اتهام

علاج مشکلات متعدد داخلی ایالات متحده آمریکا و بیداری مردمی که سالیان سال اسیر جریان یکسویه اطلاع رسانی بودند در کنار رکود شدید اقتصادی و بیکاری گسترده‌ای که به معضلات اجتماعی متعددی منجر شده از مواردی است که حتی از عهده دولت عریض و طویل آمریکا برنمی‌آید و البته باید به تمامی این مسائل مشکلات عمده این دولت با رقبای سیاسی جمهوری خواهش را نیز اضافه کرد که برای حل مشکلات آمریکا به هیچ‌وجه حاضر به کنارآمدن با سیاست‌ها و راهکارهای اوباما و دولت وی نیستند.

اما در این میان و با توجه به تحرکات گسترده ایالات متحده برای منحرف‌کردن افکار عمومی کشور آمریکا از مسائلی مانند مبارزه با نظام سرمایه‌داری، راهکار و تکلیف ایران به عنوان کشوری که مسیر رشد و بلوغ سیاسی خود را طی کرده، چه هست؟ این سوالی است که باید به صورتی دقیق بررسی و به آن پاسخ داده شود.

سلمان خدادادی، عضو کمیسیون شوراها و امور داخلی مجلس و کارشناس روابط بین‌الملل درخصوص تشدید فشارهای غرب به ایران در سه محور تروریسم، حقوق بشر و انرژی هسته‌ای به نکته جالبی اشاره می‌کند.

وی می‌گوید:«جریان وال استریتی که درمیان کشورهای غربی و بویژه آمریکا اتفاق افتاد، فشارهای مضاعفی را به دولت آمریکا در چند ماه اخیر وارد کرد که ما انعکاس خشم‌آلود آن را در گزارش آژانس، گزارش حقوق بشری احمد شهید و اتهام به ایران در طراحی ترور سفیر عربستان دیدیم. اینها همگی یک نوع فرافکنی است که آمریکایی‌ها انجام می‌دهند تا مشکلات خود را به داخل انتقال داده یا تحت‌الشعاع فشار به ایران قرار دهند.

خدادادی ادامه می‌دهد: «این فشارها موضوع جدیدی نیست و در واقع بحث حقوق بشر توسط آمریکایی‌ها و سازمان‌های مرتبط با این کشور و با فشار و تحریک آمریکایی‌ها انجام می‌گیرد.»

ایران بازی را از آمریکا برده است. این ادعای غیرقابل اثباتی نیست زیرا در 32 سال گذشته این کشور با عناد هرچه تمامتر به ایران مشت‌های سهمگینی وارد کرد و البته پس از این مدت خسته شد و راهکارش را تغییر داد و حتی گهگاهی صحبت از مذاکره نیز به میان آورده است.

در تمامی این مدت نیز ایران مقاومت کرد و قوی‌تر شده است و برخلاف نسخه‌های تجویزی استراتژیست‌های ایالات متحده، نه تنها جنگ و تحریم و فشار، دموکراسی نوپای اسلامی منطقه خاورمیانه را به انزوا نکشانید بلکه مانند یک درخت بارور مو، در لابه‌لای تمامی این تحرکات پیچ و تاب خورد و رشد کرد تا عامل فشار بر خود را در محاصره‌ای جدی قرار دهد.

بیداری اسلامی در منطقه همیشه ملتهب خاورمیانه و روی کار آمدن اسلامگرایان به جای سرسپردگان ایالات متحده همین محاصره بود که گرچه با نقش‌آفرینی مستقیم ایران صورت نگرفته، اما حداقل قدرت عجیب و غریب و هژمونی آمریکا و متحد صهیونیستش را در منطقه خاورمیانه در خطر جدی انحلال قرار داده است آن را رو به احتضار می‌کشاند.

مهدی کوچک‌زاده عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نیز رفتار کشور‌های غربی و بویژه آمریکا در فشار آوردن‌ به ایران را شبیه محتضر رو به موتی می‌داند که هر چه به مرگ نزدیک‌تر می‌شود دست و پای محکم‌تری می‌زند.

این دست و پا زدن‌های محکم در موضوع حقوق بشر، تروریسم و مساله هسته‌ای ایران، شبیه تقلای فردی رو به موت است و در حال حاضر آمریکا در این وضعیت قرار دارد.

وی می‌گوید اتفاق جدیدتری از آنچه قبلا در مواجهه با غرب روبه‌رو بوده‌ایم، نیفتاده است. کوچک‌زاده معتقد است: «غرب در زمانی که این بیداری گسترده مردمی در منطقه خاورمیانه و حتی آمریکا و برخی از کشورهای اروپایی نبود و این کشور در سطح بین‌الملل همراهان بیشتری داشت، نتوانست به ایران ضربه موثری وارد آورد و امروز که در سطح دنیا و حتی در داخل کشورهای امپریالیستی، مردم بر علیه حاکمیت دست به شورش زده‌اند به طور یقین نخواهد توانست کار مهمی از پیش ببرد.»

کوچک‌زاده می‌افزاید: نهضت 99 درصدی مردم آمریکا که به بسیاری از کشورهای اروپایی نیز تسری یافته است نه بر علیه دولت جمهوری‌خواه، دموکرات یا حزب محافظه‌کار یا کارگر بلکه بر علیه نظام پیچیده سرمایه‌داری غرب است.

نظامی که در تودرتوی صهیونیستی خود نه‌تنها به حقوق 99 درصد مقابل خود اهمیتی نمی‌دهد بلکه همان یک درصد را نیز در زیر چکمه‌های آهنین خود در موقع لزوم له می‌کند و این باوری است که مردم دنیا را در ابتدای آزمونی سخت قرار داده است.

فرو ریختن تمامی ابهت آمریکا و کلید خوردن جریان وارد شدن ضربه‌های سهمگین به پیکره ابهت نظام سرمایه‌داری از 11 سپتامبر 2001 آغاز شد که غرب با یک خودزنی ناشیانه سناریوی عجیبی را آغاز کرد که به باور وی منجر به تسخیر خاورمیانه و تسلط بر منابع عظیم انرژی و استراتژیکی این منطقه می‌شد، در حالی که پس از گذراندن دهمین سالگرد آن واقعه تاسف‌آور، غرب به نقطه‌ای رسیده است که حتی خودزنی‌های متعددش در صحنه سیاست بین‌الملل از جریانی که خود باعث و بانی به راه افتادن آن است، یعنی بیداری گسترده در میان مردم این کشورها، جلوگیری نخواهد کرد.

اتفاقی که حتی به راه انداختن جنگ‌های روانی دیگر از جمله مساله هسته‌ای ایران یا پیش کشیدن قصه‌های متعدد ترور و اتهام‌زنی‌های بی‌سند و مدرک علیه سایر کشورها، نگاه‌ها و افکار مردم دنیا را از این جریان منحرف نخواهد کرد.

اسماعیل کوثری عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس شورای اسلامی نهضت به پا شده در غرب را یک نوع بیداری توده‌های مردمی در برابر همه چیزهایی می‌داند که در نهایت نقطه آغاز رهایی بشر از دست سلطه غرب و استعمار خواهد بود.

وی می‌گوید: «به همین علت نیز غرب تمامی تلاشش را برای این که افکار عمومی دنیا از این جریان شگفت‌آور منحرف شود، انجام خواهد داد و یک وجه آن ایران‌هراسی و وجه دیگرش ترویج اسلام‌هراسی است تا فشارهای درونی کشور را به بیرون انتقال دهد.»

آمریکا در وضعیت ضعیفی قرار گرفته است، وضعیتی که نمی‌داند چه کاری می‌تواند برای خود انجام دهد. کشورهایی که در خاورمیانه، شمال آفریقا و آمریکای جنوبی تحت امر آمریکا بودند، یکی پس از دیگری از زیر سلطه آمریکا با آگاهی در حال خارج شدن هستند و این مساله موقعیت این ابرقدرت را در دنیا بشدت تضعیف خواهد کرد.

کوثری در این‌باره می‌گوید: «علاوه بر این که آمریکا زیر فشار شدید از دست دادن متحد‌های خود در مناطق مختلف دنیا و کاهش بعد استعماری خود است از سوی دیگر تحت فشار‌های جدی و خطرناکی قرار دارد و تمامی تحرکات شتاب‌زده اخیرش نیز بر اثر تحمل فشارهای ناشی از این بعد مهم است.»

منظور کوثری از این مساله قضیه فشارهای خود مردم آمریکا بر سیاستمداران این کشور در قالب جنبش وال‌استریت و شکستی است که در عراق و افغانستان خورده و تحمل سنگین تلفاتی است که ناگزیر پرداخته است. آمریکا در دهه گذشته هزینه‌های سنگینی را در این‌باره متحمل شده است که وضعیت بد اقتصادی این کشور را تسریع کرده و همین مساله بردامنه معضلات شدید اجتماعی این کشور می‌افزاید.

کوثری می‌گوید: «در حال حاضر در اروپا و آمریکا این فشارها باعث شده است که غربیان و بویژه آمریکا با رویکردی غیرمنطقی به مسائلی از جمله اتهامات ترور یا طرح حقوق بشر در گزارش اخیر احمد شهید و یا مانور گسترده بر روی گزارش آمانو در مساله هسته‌ای ایران متوسل شده و ایران را تحت فشار‌های سنگین جهانی قرار داده تا بار خود را از فشارهای سنگینی که به آنها وارد شده، سبک کند تا کمرش زیر بار این فشارها نشکند. حتی بحث‌های مربوط به مسائل سوریه نیز نوعی مقابله به مثل می‌باشد، اما تمامی مسائل فوق یادآور این واقعیت است که مردم و حتی برخی از مسوولان کشورهای دیگر در مورد مسائل آگاه شده و نسبت به برخی از آن موضعگیری دارند. نوع برخورد آمریکا در این میان آنچنان غیرمنتظره نیست، زیرا دشمن تمام توان خود را به این منظور به کار خواهد برد، اما در نهایت به نتیجه‌ای که در نظر دارد نخواهد رسید.»

به هر حال این سنت دیرین دنیای سیاست غربی است که وقت غافلگیری به هر جهتی متوسل می‌شوی تا موقعیت خود را تثبیت کنی و این در حالی است که ادبیات جدید و مناسبات تازه جهان امروز، سنت‌های دیرین نظام‌های سلطه‌گر که بر مبانی ارباب و رعیتی محض و استعمار بنا شده است را برنمی‌تابد.

علاوه بر ضربه‌های متعددی که در بازی تبلیغاتی جدید آمریکا علیه ایران بر پیکره این کشور وارد شده است، نهادهای معتبری مانند آژانس نیز زخم‌های عمیقی بر می‌دارند که حتی اگر بر اثر تغییرات سیاستی یا مدیریتی بهبود هم بیابند، اما جای زخم‌های ناشی از آن همیشه بر پیکره‌شان باقی خواهد ماند و اعتبار از دست رفته یک نهاد بین‌المللی را خدشه‌دار خواهد کرد.

در کنار این مساله نیز گناه این زخم برداشتن همیشه بر پیشانی آمانوی ژاپنی و آژانس باقی خواهد ماند زیرا گزارش اخیر آمانو تنها شمشیری برای زخم زدن بر روند پرونده هسته‌ای ایران نبود، بلکه دست آژانس را نیز به شدت زخمی کرد!! به طوری که حتی کشورهای عضو شورای حکام آژانس نیز وقع چندانی بر گزارش پرطمطراق مدیرکل این نهاد ننهادند و البته این خود باعث عصبانیت و تحرکاتی قابل انتظار از سوی شماری از قدرت‌های غربی است که باید برای آن آماده بود.

مریم هدیه‌لو - جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها