گزارش جام‌جم آنلاین از ایستادگی جانانه یک ملت

دستاوردهای هسته‌ای، بوی غرور ملی دارد

در برهه فعلی، انرژی هسته ای با عرق ملی ایرانیان گره خورده است و هرگونه سنگ اندازی و یا حتی توسل به ترور دانشمندان هسته ایران برای مهار این خواسته ملی با مقاومت یک ملت روبرو خواهد شد.در واقع، هرگونه فشار سیاسی و اقتصادی برای توقف یا تحدید برنامه های هسته ای ایران، نتیجه ای معکوس خواهد داشت و مردم را برای استیفای حقوق طبیعی خود مصمم تر خواهد کرد.
کد خبر: ۴۴۲۵۴۳

با نگاهی اجمالی به وقایع تاریخ معاصرایران، این حقیقت بیش از پیش آشکار می شود که طی 40 سال اخیر، دغدغه دستیابی به فناوری ارزشمند هسته ای، همواره ذهن ایرانی ها را به خود درگیر کرده است.

با وجود آن که در طول این سال ها، سرعت حرکت ایران در رسیدن به قله های "خودکفایی هسته ای" شتابی متغیر داشته است اما به جرات می توان گفت که در دهه های اخیر، دسترسی به این انرژی پاک ، با آرمان ایرانی ها مانوس بوده است.

نخستین بارقه های حرکت هسته ای ایران به 54 سال قبل بر می گردد. در سال 1957میلادی،‌ بین ایران و امریکا معاهده ای غیر نظامی امضا شد و در جریان این معاهده مقرر شد که چند کیلوگرم اورانیوم غنی شده جهت انجام پژوهش های علمی در اختیار ایران قرار بگیرد.

دو سال بعد از این قرارداد، یک مرکز پژوهش هسته ای در دانشگاه تهران تاسیس شد و سپس در سال 1960، آمریکایی ها با فروش چند رآکتور هسته ای به تهران، نخستین پشتیبانی جدی و عملی خود را نسبت به برنامه هسته ای ایران نمایش دادند.

در سال 1968، دولت وقت ایران که همچنان اورانیوم غنی شده را از امریکا وارد می کرد، به "پیمان نامه منع گسترش سلاح های هسته ای " پیوست.

با تمدید 10 ساله معاهده هسته ای ایران و امریکا، تهران در سال 1974 این امکان را یافت که به طور رسمی "سازمان انرژی اتمی ایران" را تاسیس کند.

در حالی که برنامه هسته ای ایران به شدت به حمایت های کشورهای غربی وابسته بود، گاف سیاسی محمد رضا شاه در همین سال، دردسری تازه به برنامه های هسته ای ایران اضافه کرد.

محمدرضا پهلوی با بیان این جمله که ایران زودتر از آنچه فکرش را بکنید به سلاح اتمی دست می یابد، موجی از نگرانی و حس  نا امنی را در کشورهای همسایه پدید آورد که البته  شاه مخلوع ایران، بعدها این اظهارات خود را تکذیب کرد.

در نهایت با پیروزی انقلاب اسلامی و گسترش دامنه استکبار ستیزی در بین توده های مردم، بسیاری از توافق نامه های هسته ای بین  ایران و امریکا و همچنین قراردهای تهران و پاریس منحل شد تا سرنوشت برنامه های هسته ای ایران وارد فاز تازه ای شود.

متعاقب حرکت رو به رشد جهموری اسلامی، پیشرفت های هسته ایران نیز این بار با تکیه بر توانایی های دانشمندان بومی خود روندی موفقیت آمیز و غرورآفرین گرفت اما این دستاوردهای سترگ علمی با مخالفت های شدید امریکا و هم پیمانان اروپایی اش روبرو شد.

در شرایطی که دولت امریکا در زمان حکومت خاندان پهلوی از برنامه های هسته ای ایران بدون هیچ گونه پیش شرطی حمایت می کرد اما مخالفت کلی دولت امریکا با ساختار نظام جمهوری اسلامی، مسبب کارشکنی های بعدی این کشور در راه تحقق اهداف هسته ای ایران اسلامی شد.

درنهایت، دولت خاتمی در سال 1382 پذیرفت که برای جلب اعتماد جامعه جهانی نسبت به صلح آمیز بودن برنامه های هسته ایران، برنامه غنی سازی اورنیوم را به طور موقت متوقف کند.

اما این تعلیق موقت نه تنها بهانه تراشی های غرب را کاهش نداد بلکه حاصل این کار موجب شد که قریب به دو سال، ایران از ادامه تکامل دانش هسته ای خود باز بماند.

با از سرگیری مجدد فعالیت های هسته ای ایران در سال 1384و با وجود صدور قطع نامه های متعدد شورای امنیت، هم اکنون دانش هسته ای ایران به جایگاهی رسیده است که به اعتراف خود مقامات امریکایی، ایران تنها یک سال با غنی سازی اورانیوم  95 درصدی فاصله دارد.

رهبر انقلاب نیز ضمن تاکید بر کوتاه نیامدن مردم ایران از دانش بومی هسته ای تاکید کردند: اکنون مردم و مسوولان جمهوری اسلامی ایران مقتدرتر از هر زمان دیگر، همچون فولاد آبدیده در مقابل هر فشار و توطئه‌ای پایداری می‌کنند و با اتکال به خدا، به کارگیری عقل و تدبیر و حفظ وحدت و همدلی، حرکت به سوی فناوری‌های پیشرفته از جمله انرژی هسته‌ای را ادامه می‌دهند.

"تولید انرژی هسته‌ای نیازی حقیقی است و مسئولان موظفند بدون تسلیم شدن در برابر فشارها، حرکت ایران را به سوی فناوری‌های پیشرفته از جمله انرژی هسته‌ای ادامه دهند."

هم اکنون دانش هسته ای فرزندان ایران زمین، می تواند در پیشرفت و ارتقای بسیاری از حوزه ها همچون الکترونیک، پزشکی هسته ای، امور بهداشتی، کشاورزی، دامپروری، صنایع غذایی و صنعت، به رشد و بالندگی کشور ما یاری رساند.

البته ادامه سیر صعودی دستاوردهای هسته ای ایران، خشم و نارضایتی بزرگترین دارنده سلاح های هسته ای جهان را هم برانگیخته است.

به گونه ای که در تازه ترین جنجال آفرینی کشورهای غربی ، شاهد بودیم که پس از ناکامی آمریکا در به تصویب رساندن قطعنامه شورای حکام علیه ایران، هم اکنون سیاست تحریم یکجانبه در دستور کار واشنگتن قرار گرفته است.

در این تحریم های یکجانبه که با پیروی دولت های انگلیس ،‌فرانسه و کانادا نیز همراه بوده است، این بار مستقیما سیستم بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران را نشانه رفته است.

این تحریم یکسویه در حالی اعمال شد که غرب باید دیر یا زود بپذیرد که مطالبات هسته ای مردم ایران، دیگر به یک خواست عمومی و فراجناحی تبدیل شده است.

در برهه فعلی، انرژی هسته ای با عرق ملی ایرانیان گره خورده است و هرگونه سنگ اندازی و یا حتی توسل به ترور دانشمندان هسته ایران برای مهار این خواسته ملی با مقاومت یک ملت روبرو خواهد شد.

در واقع، هرگونه فشار سیاسی و اقتصادی برای توقف یا تحدید برنامه های هسته ای ایران، نتیجه ای معکوس خواهد داشت و مردم را برای استیفای حقوق طبیعی خود مصمم تر خواهد کرد.

گرچه تضاراب آرا برای پویایی احزاب سیاسی امری واجب و بحث های طلبگی در درون مجموعه حاکمیت ایران، پروسه ای رایج و بدیهی است اما این تفاوت دیدگاه ها در درون نظام جمهوری اسلامی، نباید کشورهای غربی را به تحلیل های خطا رهنمون کند.

 یعنی اگر اپوزیسیون غرب نشین و عناصر آنان را در داخل کشور فاکتور بگیریم، هیچ گروه سیاسی وطن پرستی را سراغ نداریم که بر سر کلیات حقوق هسته ایران، تردیدی به خود راه دهد.

انرژی هسته ای در مرحله تثبیت یک دانش بومی قرار دارد و تهدیدهای مکرر جهان غرب نمی تواند خللی در اراده ملی ایجاد کند.

از سوی دیگر، وقتی برخی از کشورهای منطقه، همچون پاکستان و هند توانسته اند به دانش هسته ای و حتی ساخت سلاح هسته ای  نایل شوند، کوته اندیشی است که از ملت بزرگ ایران توقع داشته باشیم که نسبت به پیشرفت های علمی و اقتصادی همسایگانش بی اعتنا باشد.

اگر بخواهیم بی پرده و صریح سخن بگوییم، حقیقت این است که حضور ایران هسته ای برای تعادل قوا در منطقه الزامی است.

نمی توان از تهران توقع داشت در حالی که همسایه دیوار به دیوارش، از سلاح های فوق پیشرفته هسته ای برخوردار است اما ایران نتواند حتی به استفاده های صلح آمیز از انرژی هسته ای هم دسترسی داشته باشد!

امین جلالوند – خبرنگار جام جم آنلاین

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها