بزن در رو

قلب روکار!

باز هم جلّ‌الخالق!... به حق چیزهای ندیده و نشنیده . ما تا الآن هرچه قلب دیده بودیم، همه‌اش در فضای در بسته و سربسته پیشنهادی قفسه سینه جا خوش کرده بود و انتظار طبیعی ما از حضرت حق‌تعالی نیز ـ با توجه به شناختی که از سوابق احسن‌الخالقینش داریم ـ همیشه همین بوده که هست. نگو که ممکن است گاهی محض نمونه و برای اثبات امکان ایجاد چیزی برخلاف انتظار طبیعی ما که آن هم باز البته به هر نحوی که فکر کنید یک جورهایی به خود بشر برمی گردد؛ و ایضا شاید برای این‌که آدمیزاده قدر حالت طبیعی قلبش را از قبلش بداند؛ در این میان یک استثنائاتی هم وجود داشته باشد.
کد خبر: ۴۴۲۵۲۲

اسنادش هم موجود است.همین دو سه روز پیش در بیمارستان پاستور قزوین یک نوزادی به دنیا آمد که قلب کوچکش در بیرون قفسه سینه بود. ما قلب روکار تا به حال ندیده بودیم که دیدیم (یعنی راستش شنیدیم!). این کودک توسط پزشک متخصص و جراح اطفال با موفقیت مورد جراحی قرار گرفته و حالش رو به بهبود است.

اقرار به زبان خوش:

جهان چون خط و خال و چشم و ابروست

که هر چیزش به جای خویش نیکوست

گمانه‌زنی علمی: این که چرا کودکی با قلبی خارج قفسه سینه به دنیا آمده، به نظر متخصصان علم پزشکی ممکن است عمدتا به بیماری‌های مادر در دوران بارداری برگردد؛ اما به نظر ما شاید عوامل زیر نیز در بیرون زدن قلب از سینه، دخالتی هرچند اندک و ناچیز داشته باشند. خوشبختانه در این قضیه، دخالت بیگان منتفی است. به این حدسیات علمی ـ عملی ما توجه بفرمایید:

1ـ تعجب بیش از حد: غالبا وقتی آدم از چیزی خیلی تعجب می‌کند، قلبش از دهنش می‌زند بیرون. البته همین را هم ما به چشم خودمان ندیده ایم بلکه بیشتر شنید ه ایم. حالا یک نوزاد معصوم ممکن است به خاطر فقدان تجربه، قلبش به اشتباه از یک جای دیگرش مثل سینه بزند بیرون. این متعجب شدن زیاده از حد ممکن است به خاطر چیزهایی باشد که در دوران جنینی راجع به مسائل دنیوی شنیده است یا به علت اطلاع از نرخ بیمارستان یا فرسودگی ساختمان آن یا روی هوا بودن کل دنیا با تمام مافیها و مافیاش بوده باشد. این تعجب جنین هرگز جای تعجب ندارد؛ چون هنوز یاد نگرفته که چگونه با دنیا کنار بیاید. فلذا نباید بر او سخت گرفت که حضرت مولانا نیز گفت: سختگیری و تعصب خامی است / تا جنینی کار خون‌آشامی است. این گفته مورد تأیید ما هم هست.

2ـ خوشحالی زائدالوصف: همگان همچین فکر می‌کنند که لابد حتما فقط باید خبر غمناک و هولناک را بتدریج و به آهستگی به طرف گفت. حال آن که شخصی ممکن است چنان قلبش ضعیف و جزو قشر مستضعف بوده باشد که از شنیدن یک خبر بیش از حد خوش نیز اگر ناغافل و ناگهان باشد، فی‌المجلس قالب تهی کند یا قلبش از دهنش بزند بیرون. و اگر نوزاد باشد، صاف از همان سینه‌اش مستقیم بزند بیرون که راه کوتاه شود. به نظر حقیر، به هر نوزادی اگر بی‌مقدمه گفته شود که به محض به دنیا آمدنش، یک میلیون تومان جرینگی به حسابش واریز شده است؛ ممکن است دچار همین حالاتی شود که عرض شد و تکرارش اضافه است. این هم از مراتب قلب‌شناسی ما؛ البته به غیر از سایر مراتب!

اظهار تعجب حافظ: یارب این قلب‌شناسی ز که آموخته بود؟...

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها