سریال «آزرده‌دل» هر روز صبح از شبکه 4 سیما‌ پخش می‌شود

آزرده‌دل، قهرمان ندارد

پاتریک لائو، ‌کارگردان مجموعه درام «آزرده‌دل» زمانی که سال 1996 این اثر ملودرام موفق خود را براساس فیلمنامه‌ای از پائولا میلنه ‌کارگردانی کرد و آن را در قالب یک فصل روی آنتن فرستاد، هنوز شهرت و اعتبار امروزی تلویزیونی خود را نداشت. او فعالیت فیلمسازی را از سال 1983 و با مجموعه‌ای به نام «درام و درام» شروع کرد. قسمت‌های مختلف این مجموعه را تعدادی از کارگردانان جوان آن سال‌های رسانه تلویزیون کارگردانی کردند و به گفته تهیه‌کنندگانش قرار بود با کسب تجربه در این کار راه دشوار فیلمسازی برای تلویزیون را طی کنند و تبدیل به فیلمسازانی موفق در این رسانه کوچک شوند.
کد خبر: ۴۴۲۴۸۵

از بین فیلمسازان جوانی که با این سریال همکاری کرد، فقط لائو بود که توانست به موفقیت برسد و از سوی دیگر تهیه و تولید‌کنندگان برنامه‌ها و مجموعه‌های تلویزیونی دعوت به همکاری شدند. همین موفقیت بود که برای او امکان کارگردانی 3 فیلم تلویزیونی را به صورت پشت‌سر هم برایش فراهم کرد. او در فاصله سال‌های 1985 و 1986 فیلم‌های سینمایی را برای تلویزیون کارگردانی کرد که با استقبال بالای تماشاگران روبه‌رو شد.

یک اپیزود کافی است

همکاری با سریال پرسروصدای «بازگشت شرلوک هلمز» (1986) که دنباله‌ای بر یک مجموعه موفق دیگر بود، آغاز راه تازه‌ای برای لائو بود که باعث شد تا وی بزودی در ردیف یکی از بهترین فیلمسازان تلویزیونی درآید. سال 1996 که این فیلمساز آزرده‌دل را ساخت، لائو توانسته بود موقعیت ویژه و ممتاز خود را به عنوان یک فیلمساز تلویزیونی به دست بیاورد. صنعت تلویزیون در دوران طولانی فعالیت خود در کنار مجموعه‌های پلیسی و خانوادگی، تولید مجموعه‌های پزشکی را که قصه‌هایشان در یک بیمارستان اتفاق می‌افتد و با مسائل پزشکی و دارویی و پزشکان و پرستاران سروکار دارد را فیزیکی از وظایف اصلی خود می‌داند. هر سال در بین کارهای مختلف تلویزیونی سراسر جهان، بدون استثنا چند مجموعه پزشکی هم خود را به رخ می‌کشد. استفاده از لوکیشن بیمارستان و کاراکترهای پزشکان، چیزی نیست که تهیه و تولیدکنندگان تلویزیونی علاقه ویژه‌ای به آن داشته باشند. عالم پزشکی و مسائل درون بیمارستان‌‌ها از جمله چیزهایی است که عموم تماشاگران تلویزیونی به آن علاقه‌مند هستند و همین علاقه است که شبکه‌های تلویزیونی را وادار به تولید مجموعه‌هایی در این ژانر می‌کند.

بر عکس مجموعه‌های موفق و دنباله‌دار پزشکی همچون «آی. آر» با بازی جورج کلونی ـ که باعث شهرتش شد و راه را برای ورود او به دنیای سینما باز کرد ـ که به صورت مجموعه‌ای چند فصلی درآمد و تماشاگران تلویزیون به تماشای بیش از 245 اپیزود آن در فاصله سال‌های 1994 تا 2009 نشستند، آزرده‌دل از ابتدای کار قرار بود قصه‌ای محدود را با حضور تعداد معین و محدودی از شخصیت‌ها تعریف کند. سازندگان مجموعه زمانی که پیش‌تولید آن را سال 1995 شروع کردند، گفتند این مجموعه فقط در 3 تا 6 اپیزود ساخته خواهد شد و استقبال احتمالی بینندگان باعث تداوم قصه و ماجراهای آن نخواهد شد. به همین خاطر بود که با وجود برخورد گرم منتقدان و تماشاگران با این مجموعه، عوامل اصلی تولید آن هیچ‌وقت به سراغ تولید فصل‌ها و اپیزودهای بعدی آن نرفتند، برخی از منتقدان زمانی که متوجه شدند لائو و همکارانش دنباله‌ این مجموعه را تولید نخواهند کرد، با استقبال از این اقدام گفتند جذابیت آزرده‌دل در این است که در همان فصل اول خود تمام می‌شود. به اعتقاد آنها، تولید فصل‌های بعدی مجموعه به کیفیت کلی کار لطمه می‌زد و حتی اعتبار فصل اول را هم خدشه‌‌دار می‌کرد.

داستانی بدون قهرمان

خط اصلی قصه آزرده‌دل در یک بیمارستان اتفاق می‌افتد، بیمارستانی که خیلی سریع تبدیل به یکی از شخصیت‌های اصلی ماجرا می‌شود و مثل بازیگران زنده مجموعه، نقش و وظیفه مشخص و مهمی را به عهده می‌گیرد. اتاق عمل و جراحی قلب حرف مهمی را در دل قصه مجموعه بیان می‌کند و روابط خانوادگی و حرفه‌ای کارمندان و همچنین بیماران، در دل همین موضوع است که خود را به رخ می‌کشد، دیر‌بلا مولی در نقش دکتر لیلیت پاسکو نقش اصلی مجموعه را به عهده دارد. هلن مک کوری، ماریان مک لاگلین و نایجل هاوتورن از دیگر بازیگران اصلی مجموعه هستند. نکته جالب در ارتباط با قصه فیلمنامه این است که تلاش شده تا اکثر شخصیت‌های ماجرا نقش و وزنی یکسان داشته باشند و فضای کلی قصه، فاقد یک قهرمان یا شخصیت‌محوری تعیین‌کننده باشد. به همین دلیل، می‌توان گفت سازندگان آزرده‌دل محوریت قصه را به لوکیشن بیمارستان داده‌اند و بقیه افراد در ارتباط با آن است که معنا پیدا می‌کنند.

پائولا میلنه نویسنده فیلمنامه می‌گوید: «خودم قصه را مناسب یک فیلم سینمایی تلویزیونی می‌دیدم. البته نوشته من کمی طولانی بود و در صورت تولید فیلمی تلویزیونی از آن، باید قسمت‌هایی از قصه و فیلمنامه را حذف می‌کردم. این حذف‌ها لطمه خیلی زیادی به کلیت قصه و ماجرا نمی‌زد، ولی حضورشان بر جذابیت‌های کار می‌افزود. پاتریک لائو و تهیه‌کنندگان تلویزیون، فیلمنامه را پسندیده بودند و مثل من موافق تولید یک فیلم سینمایی تلویزیونی از آن بودند.

اهمیت روابط انسانی

هم لائو و میلنه و هم بقیه عوامل مجموعه روی این مساله تاکید ویژه‌ای می‌کنند که در دوران پیش‌تولید آن، هیچ چیز اضافه‌ای ـ از قصه‌های فرعی گرفته تا شخصیت‌های تازه‌وارد ـ به فیلمنامه‌ای که میلنه نوشته بود اضافه نشد و فیلمنامه او بدون این که کم یا زیاد شود جلوی دوربین رفت. به گفته لائو: «اتفاقا اگر می‌خواستیم فیلمنامه را تبدیل به یک فیلم تلویزیونی کنیم، مجبور بودیم بخش‌هایی از قصه را کوتاه کنیم، اما شخصیت‌های فرعی به اندازه شخصیت‌های اصلی در قصه فیلمنامه اهمیت داشتند و ماجراهای آنها پیرنگ اصلی ماجرا را پررنگ‌تر می‌کرد. خط اصلی قصه فیلمنامه به واسطه همین آدم‌ها و موضوعات به ظاهر فرعی بود که پیش می‌رفت و خود را نشان می‌داد. مجموعه این عوامل بود که مرا به این نتیجه رساند که آزرده‌دل در صورت تبدیل شدن به مجموعه، تاثیر بیشتری بر جای خواهد گذاشت».

لائو تا به حال بیش از 25 مجموعه و فیلم تلویزیونی را در ژانرهای مختلف کارگردانی کرده، ولی به گفته خودش در تمام آنها از یک تفکر خاص پیروی و یک مضمون را به طور متناوب در ژانرهای مختلف مورد بحث و بررسی قرار داده است. او می‌گوید: «روابط انسانی برایم اهمیت زیادی دارد و شخصیت‌های محوری قصه‌های مجموعه‌ها و فیلم‌هایم در هر شغل و پستی که باشند (و از هر پس‌زمینه اجتماعی و طبقاتی که برخوردار باشند)‌ در جستجوی خلق یک روابط بهتر انسانی و اجتماعی با یکدیگر هستند. فرقی نمی‌کند لوکیشن کارم یک اداره پلیس باشد یا یک بیمارستان و قصه‌ام در دوران معاصر اتفاق بیفتد یا یک گذشته دور یا نزدیک. تمام این ابزار در خدمت این نکته قرار می‌گیرند که ارتباطات بین آدم‌ها را به تصویر بکشند و در این باره بحث کنند که چگونه می‌توان آدم بهتری بود و خدمت بیشتری به همنوعان خود کرد.

وقتی روح التیام می‌یابد

پاتریک لائو پس از موفقیت آزرده‌دل این خط فکری را در مجموعه‌های دیگری مثل «سفیر» (یک درام سیاسی و اجتماعی درباره فعالیت‌های یک سفیر زن در ایرلند که درگیر مسائل قتل همسر خود می‌شود)‌، «زخمی» (درامی پزشکی که استقبال تماشاگران آن را تبدیل به یکی از موفق‌ترین کارهای تلویزیونی دهه 80 و 90 میلادی کرد و پخش آن تا زمان حاضر هم ادامه دارد)‌ و «رابین هود» (با بازی جوناس آرمسترانگ که از سیمای جمهوری اسلامی ایران هم پخش شده است)‌ هم دنبال کرد. منتقدان تلویزیونی آزرده‌دل را یک قصه ناب و زیبای درام توصیف کرده‌اند که زمان نمایش آن به اندازه و دقیق است. آنها قصه مجموعه را فقط چیزی درباره دارو، مسائل پزشکی و روابط انسانی خلاصه نمی‌کنند. آنها عقیده دارند این قصه درباره مسائل سیاسی بین‌المللی هم حرف‌هایی برای گفتن دارد که البته آن را به صورت شعاری مطرح نمی‌کنند و فریاد نمی‌زنند. در عین حال آنها عقیده دارند این قصه در ارتباط با التیام یافتن روحی و روانی آدم‌ها هم (در کنار التیام جسمی‌شان)‌ صحبت می‌کند و همین نکته است که جلوه دیگری به قصه و ماجراهای آزرده‌دل می‌دهد.

منتقدان انگلیسی، این مجموعه را یک غذای روحی خوب برای تماشاگران تلویزیونی ارزیابی می‌کنند که سطح مجموعه‌سازی تلویزیونی را چند پله بالاتر می‌برد و در برخی لحظات حتی باعث تعجب و شگفتی بینندگان خود می‌شود. همین منتقدان بازی نایجل هاوتورن فقید را در این مجموعه تحسین کردند و گفتند وی بهترین بازی را در بین کل گروه بازیگران ارائه می‌دهد. هاوتورن که از چهره‌های کلاسیک سینما، تئاتر و تلویزیون انگلستان به شمار می‌رفت، در کنار جوایز متعدد هنری که گرفته، از سوی مراسم جوایز بفتا برای این مجموعه تحسین شد و توانست جایزه بهترین بازیگر درام تلویزیونی سال را به خاطر آن بگیرد. مراسم بفتا خود مجموعه را هم نامزد دریافت جایزه بهترین مجموعه درام سال کرد که البته این جایزه به کار دیگری تعلق گرفت. تایید آزرده‌دل توسط مراسم معتبر و قدیمی بفتا نشان داد که منتقدان تلویزیونی در ارتباط با این مجموعه چندان بیراه نرفته و حال و هوای کلی و سطح بالای آن، تاثیری مثبت و یکسان بر همگان داشته است.

بازیگر برتر انگلیس در آزرده‌دل

نایجل هاوتورن ایفاگر نقش دکتر ادگار پاسکو در این مجموعه، سال 2001 پس از حضور در بیش از 90 کار تئاتری، سینمایی و تلویزیونی از دنیا رفت. این بازیگر نامدار تئاتر انگلستان ـ که تماشاگران او را به واسطه فیلم‌های مطرحی مثل «دیوانگی شاه جورج»، «مرد ویرانگر» و «آمیستاو» می‌شناسند- دوران کودکی را در آفریقای جنوبی گذراند و در دهه 50 میلادی دوباره به شهر لندن برگشت. او در 3 دهه 60 ، 70 و80 میلادی در تعدادی از بهترین نمایش‌های صحنه‌ای لندن ظاهر شد و حضورش در نقش سرهمفری در نمایش کمدی بی‌بی‌سی به نام «بله آقای وزیر» برایش شهرت بین‌المللی به همراه آورد. فعالیت‌های تئاتر‌ی هاوتورن جوایز لارنس اولیویه را برای چند کار نمایشی وی در پی داشت.

تی‌وی‌گاید / مترجم :کیکاووس زیاری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها