در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پدر یونس میگوید: «پسرم 16 اسفند سال گذشته مثل هر روز برای رفتن به مدرسه از خانه خارج شد و دیگر بازنگشت. با طولانی شدن غیبت او به مدرسهاش رفتیم، اما مشخص شد او به مدرسه نرفته است. بعد به پلیس شکایت کردیم. روزهای اول هیچ خبری از یونس نبود حتی کار به جایی رسید که فکر کردیم او را کشتهاند. از زنده بودن پسرم ناامید شده بودیم تا اینکه 15 خرداد امسال مردی ناشناس در تماس با من اعلام کرد پسرم را ربوده و به پاکستان انتقال داده است. او برای آزادی یونس 300 میلیون تومان باج خواست. من هم موضوع را به پلیس اطلاع دادم.»کارآگاهان بعد از اینکه فهمیدند پسر 13 ساله گرفتار چه ماجرایی شده است به تحقیق درباره آدمربای ناشناس پرداختند و دریافتند او از یک تلفن اعتباری در پاکستان تماس گرفته است. تجسسهای پلیسی در این رابطه ادامه داشت تا این که 2 نفر از رابطان آدمربایان در زاهدان شناسایی و دستگیر شدند. ماموران بعد از آن با کمک ریشسفیدان با تبهکاران وارد گفتوگو شدند و سرانجام با گذشت 8 ماه از این گروگانگیری، آدمربایان که عرصه را بر خود تنگ میدیدند، گروگان خود را در یکی از محلههای زاهدان رها کردند.
یونس که از بازگشت به خانه بسیار خوشحال است، درباره چگونگی آدمربایی توضیح میدهد: «روز حادثه در حال رفتن به مدرسه بودم که 3 سرنشین یک دستگاه 206 سد راهم شدند و مرا به زور ربودند و به خانهای منتقل کردند. آنجا مرد دیگری حضور داشت که در این مدت از من نگهداری میکرد.»
پلیس در حال حاضر به تحقیقاتش برای دستگیری دیگر اعضای این باند گروگانگیر ادامه میدهد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: