تخریب هویت علمی شهر

شهرها به عنوان زیستگاه جمعی انسان مدرن همواره جایگاه ویژه ای در حیات اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی افراد بازی می کنند.
کد خبر: ۴۴۲۳۵
امروزه بیشتر مردم جهان شهرنشین هستند و بیشتر اوقات خود را در این مکانها سپری می کنند.
خیلی از مردم احساس بسیار قوی ای نسبت به شهر زیستگاه خود دارند و بسیاری از آنها هویت خود را از این شهرها می گیرند.
هرچه شهرها تاریخ کهن تر و عناصر فرهنگی غنی تری داشته باشند، افراد ساکن شهر نیز احساس هویتی متمایزی را تجربه می کنند. ساکنان یک شهر تاریخی ناخودآگاه خود را در برابر تاریخی کهن می یابند که باید نسبت به آن احساس مسوولیت کنند.
از سوی دیگر یادگارهایی که هر شهری را از شهر دیگر متمایز می کند، جنبه ویژه ای از هویت و تاریخ جاری آن محل را روایت خواهد کرد.
در دوران مدرن بسیاری از شهرها و کشورهایی که حتی فاقد میراث غنی در این زمینه هستند سعی می کنند به هر بهانه ای گرانیگاه های فرهنگی خود را تقویت کنند.
هنگام گذر از شهرهای اروپایی می بینیم روی در ورودی برخی از منازل قدیمی لوحی خودنمایی می کند که روی آن به عنوان مثال نوشته شده است فلان دانشمند یا فلان ادیب برای ساعتی در این بنا بوده است یا در فلان چایخانه ، قهوه ای صرف کرده است و این گونه افتخارات شهر خود را به رخ بازدیدکنندگان می کشند و به شهروندان خود نیز اطمینان می دهند که در محیطی کهن و سرشار از روح فعالیت های تاریخی زندگی می کنند.
بناهای علمی و فرهنگی خاص ممکن است در طول تحول شهرها کاربرد اصلی و ابتدایی خود را از دست بدهند و این بهایی است که باید بابت رشد و گسترش شهرنشینی پرداخت کرد. ممکن است بنای منزل فلان دانشمند معروف در کنار پارکی عمومی قرار بگیرد یا رصدخانه ای قدیمی در کنار بزرگراهی تازه تاسیس.
در این شرایط قطعا نمی توان در آن بنا ورثه آن شخص را ساکن کرد یا در رصدخانه ای که در میانه اتوبان های تازه تاسیس قرار گرفته است به رصد علمی پرداخت ؛ اما می توان این بناها را به عنوان یادگاری از تحولات فرهنگی و علمی سرزمین حفظ کرد.
این یک عمل سلیقه ای نیست ، بلکه رویدادی است که در تمام جهان برای انتقال هویت شهر و میراث معنوی مردم به نسلهای بعدی در دستور کار قرار دارد.
امروز شهر ما به عنوان شهری تاریخی که در دوران مدرن ، ظاهری متفاوت به خود گرفته است و سعی در اصلاح ساختار خود دارد، از این مهم غفلت کرده و ضرری که از این راه خواهد دید، هیچ گاه جبران نخواهد شد.
قدیمی ترین رصدخانه مدرن ایران را در نیمه دهه 40 مرحوم دکتر افشار با هزینه شخصی در محوطه ای که تا چندی پیش به سازمان ژئوفیزیک دانشگاه تهران تعلق داشت بنا کرد.
وی بابت احداث این بنا هیچ کمکی از دولت نگرفت تا عشق غنی خود را به دانش این سرزمین اثبات کند. رصدخانه خورشیدی دانشگاه تهران به عنوان نخستین رصدخانه مدرن ایران در دوره ای طولانی به رصد علمی خورشید می پرداخت و جمعی از بهترین فرزندان این سرزمین ، روزگار خود را در این بنای تاریخی وقف پیشرفت علم کردند.
خانم دکتر تریان نخستین بانوی اختر فیزیکدان دوران معاصر ایران یکی از این دانشمندان به نامی است که زندگی خود را با کار در این رصدخانه سپری کرده است.
این بنا یادمانی از تلاش نسل جدید ایرانی برای توسعه علمی کشور و جبران عقب ماندگی ها محسوب می شود. امروزه رصدخانه خورشیدی دانشگاه تهران در محدوده ساخت و ساز اتوبان رسالت غربی قرار گرفته است ؛ قرار نیست اتوبان از روی این بنا رد شود، فقط رصدخانه در حریم بزرگراه واقع شده است و براساس قوانین باید از میان برود.
این روزها اگر از کنار این رصدخانه رد شوید و اگر هنوز نشانه ای از آن باقی مانده باشد، با استوانه ای آجری و بدون گنبد مواجه خواهید شد که گنبد آن همین چند روز گذشته از بدنه جدا شده است و احتمالا تا چند روز دیگر هیچ نشانه ای از این که زمانی رصدخانه ای در این محل وجود داشت به چشم نخواهد خورد.
تقاضاهای فراوان جامعه نجومی و علمی کشور، تاکنون اثری نبخشیده است و نابودی ، سرنوشت قابل انتظار این بناست.
همراه این بنا خاطره فداکاری و عشق دکتر افشار، زحمات دکتر تریان و دهها عاشق دیگر نیز پاک خواهد شد. هنوز اندوه شدید خانم تریان را هنگامی که درباره تخریب این بنا صحبت می کردند به یاد داریم.
رصدخانه خورشیدی تهران به عنوان قدیمی ترین رصدخانه مدرن ایران تا چند روز دیگر وجود خارجی نخواهد داشت و ملت ما یکی از سندهای افتخارآمیز علمی خود را برای همیشه از دست خواهد داد؛ آیا واقعا چاره دیگری وجود نداشت؛
مطمئنا کسی انتظار ادامه فعالیت نجومی این رصدخانه را ندارد. قرارگرفتن در حوزه بزرگراه رسالت این اجازه را نخواهد داد، اما این بنا می توانست به موزه علوم تهران تبدیل شود یا دست کم موزه ای باشد تا یادگارهای نجوم معاصر ایران در آن حفظ و نگهداری شود.
اگر این اتفاق می افتاد، فرزندان ما با هر بار گذر از کنار این بنا به یاد می آوردند در شهری زندگی می کنند که مردان و زنانش حاضر بودند از هزینه شخصی و اوقات زندگی خود کم کنند تا دانش جامعه را افزایش دهند. شهر ما نیز هویت علمی و میراث معنوی غنی ای چون این رصدخانه را از دست نمی داد و حتی می توانستیم در برابر چشمان جهانگردان خارجی که ذهن آنها آکنده از تبلیغات منفی علیه کشور است ، نمایی متفاوت از تلاش علمی ایرانیان را به نمایش بگذاریم.
براستی چه اشکالی داشت اتوبان همجوار را اتوبان رصدخانه می نامیدیم و این بنا را حفظ می کردیم ؛ قطعا هزینه ای که برای این کار باید پرداخت می شد بسیار اندک تر از هزینه جبران ناپذیری است که شهرها و فرزندان ما بابت از دست دادن هویت علمی و فرهنگی خود خواهند پرداخت ، براستی چه نهادی مسوول حفظ این بناهاست؛
آیا یکی از راههای مقابله با آنچه تهاجم فرهنگی خوانده می شود، حفظ و حراست از میراث فرهنگی و علمی موجود نیست؛

پوریا ناظمی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها