در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
محمد بزرگنیا یکی از معدود فیلمسازان ایرانی است که با آگاهی از مشکلات تولید فیلمهای دریایی با علاقه خاصی به سراغ این مدل فیلمسازی رفته و تقریبا تمامی فیلمهایش (به جز یکی) را اینگونه ساخته است.
او در سالهای پایانی جنگ تحمیلی با وجود بسیاری از کمبودهای فنی فیلم جذاب و ماندگار کشتی آنجلیکا را با سرمایه بخش خصوصی ساخت و روایت جذابی از مردان دنبال گنج را بهتصویر کشید.
مهمترین نکتهای که در این فیلم دیده میشود، شیوه کلاسیک فیلمسازی اوست که قصهگویی برایش اولویت دارد و باقی امور در ردیفهای بعدی قرار میگیرد.
پس از ساخت فیلمهای «جنگ نفتکشها» و «توفان» با سرمایه شرکت نفت که در گیشه به توفیق چندانی دست نیافتند، بزرگ نیا در فیلم «جایی برای زندگی» از دریا به خشکی آمد و روایتی تلخ از زندگی مردم غرب کشور هنگام حمله عراق به ایران را به تصویر کشید که با وجود بهرهگیری از بازیگرانی از جمله عزتالله انتظامی و هدیه تهرانی با شکست سختی مواجه شد.
اما آخرین ساخته بزرگ نیا بازگشت دوباره ناخدای سینمای ایران به عرشه کشتی است که با موفقیت روبهرو شده است.
مهمترین نکته راه آبی ابریشم، داستانگویی آن است که البته در پارهای لحظات موجب کندی ریتم فیلم میشود و زمان آن را افزایش میدهد بدون اینکه اطلاعات درستی به مخاطب دهد.
راه آبی ابریشم داستان جذاب و ارزشمندی دارد که نشان میدهد صنعت دریانوردی ایران قدمتی بیشتر از یونانیها و دیگران داشته و ایرانیان برای بردن کالا به چین راه ابریشم آبی را نیز بهوجود آوردهاند که با توجه به امکانات آن دوره حیرت انگیز جلوه میکند.
فیلم داستان سفر دریایی طولانی ناخدا سلیمان وناخدا ادریس به همین منظور به چین است که ماجراهای بسیاری را بهوجود آورده و به حوادث تلخ و شیرینی منجر میشود. ناخدا سلیمان به عنوان نمادی از استقامت و پایداری ایرانی با صلابت خاصی کشتیاش را فرماندهی کرده و پیش میبرد بدون آنکه به مشکلات حادی برخورد کند. بزرگنیا در پرداخت این شخصیت بسیار خوب عمل کرده و او را به عنوان نمادی از دریانوردان ایرانی قرار داده است که کارکرد مناسبی هم دارد.
کنشمندی دیگر وجه غالب شخصیت اوست که در تقابلش با ناخدا ادریس بر سر دختر شاهزاده ایرانی پررنگتر شده است و همذات پنداری بیشتری را در مخاطبان بهوجود میآورد.
در طرف دیگر، ناخدا ادریس قرار دارد که خصوصیات یک ضد قهرمان را دارد و در برابر ناخدا سلیمان درام را شکل میدهد؛ با این حال مخاطب ادریس را دوست دارد و سایه روشنهای این شخصیت را بسیار نزدیک به واقعیت میبیند.
در کنار آن شاذان بن یوسف قرار گرفته است که به نوعی راوی داستان به حساب میآید و قهرمان فیلم محسوب میشود؛ بزرگنیا شناسنامه پرباری برای او تدارک دیده و شناخت مناسبی از وی به تماشاگران خود میدهد: منجم باهوشی که به عنوان کاتب روانه سفر دریایی پرمخاطرهای شده و با شاهزاده فراری ایرانی ازدواج کرده و اندکی فضای به شدت مردانه فیلم را تلطیف کرده است.
دستیار ناخدا ادریس نیز شخصیت منفی جذابی است که در تقابل با شاذان لحظات جذابی را بهوجود آورده و در پیشبرد داستان نقش مهمی دارد.
در فیلمهایی از جنس راه آبی ابریشم امکانات فنی نقش مهمی در کیفیت تولید و محصول نهایی دارد که در اینجا شاهد اتفاقهای خوبی در این باب بودهایم.
فیلم که با سرمایهای 6 میلیارد تومانی ساخته شد، به لحاظ فیلمبرداری در سطح استانداردهای جهانی است و بهرام بدخشانی سالها تجربه اش را در اینجا به کار بسته که به نتیجه درخشانی نیز منتهی شده است.
از سوی دیگر باید به طراحی دکور و صحنه و لباس کار اشاره کرد که سطحی فراتر از سینمای ایران داشته است.
بزرگنیا در انتخاب بازیگران نیز خوب عمل کرده و تیم منسجمی را گردهم آورده است؛ داریوش ارجمند برای نقش ناخدا سلیمان با توجه به فیزیک خاص وی انتخاب مناسبی بوده که بازی درخشانش در کشتی آنجلیکا را یادآوری میکند.
بهرام رادان نیز در نقش کاتب کشتی خوشدرخشیده و هارمونی خوبی با نقش دارد که در بخشهای پایانی فیلم جلوه بیشتری پیدا میکند. پیام دهکردی نیز در نقش منفی فیلم عالی عمل کرده و بازی روانی را ارائه کرده که با وجود کوتاهی نسبی نقش در خاطر مخاطبان باقی میماند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: