این آمار اگرچه افتخارآمیز است، اما تنها تفاوتش در این است که اگر در آن سه کشور بیشتر اکتشافات به سرانجام رسیده و سامان یافته، اینجا کاوش تعداد زیادی از عرصههای تاریخی ناتمام مانده است.
در واقع کاوش محوطههای تاریخی تنها در کندن زمین خلاصه نمیشود و این کوچکترین و کم اهمیتترین بخش هر عملیات باستانشناسی است.
در هر سال، تنها یکی دو ماه از وقت هر گروه باستانشناسی به کلنگزنی میگذرد و باقی ایام صرف فهرستبرداری، دستهبندی، تحلیل یافتهها و نتیجهگیریهای علمی میشود.
بعد از مدتی هم، بخشهایی از محوطه باستانی که عملیات کاوش در آن به پایان رسیده، به جاذبهای گردشگری تبدیل میشود. این روندی علمی و اصولی است که متاسفانه در ایران به دلیل کمبود بودجه، مسیر منطقی خود را طی نمیکند.
در یکی دو سال گذشته، این وضعیت نامناسب تشدید شده و عملیات کاوش در تعداد زیادی از محوطههای باستانی متوقف شده است.
از تازهترین نمونهها میتوان به محوطه باستانی شکارگاه خسرو در کرمانشاه و منطقه تاریخی جیرفت اشاره کرد.
در همین ارتباط، در حالی که هفته گذشته نادر علیدادی سلیمانی به مهر خبر داد که برای اکتشاف در جیرفت هیچ بودجه ملی در نظر گرفته نشده، دیروز هم مهدی رهبر در گفتوگو با ایسنا گفت که سازمان میراث فرهنگی اعلام کرده برای فصلهای آینده کاوش در شکارگاه خسرو، بودجهای اختصاص نمیدهد.
رها شدن محوطههای باستانی کشف شده، بدترین اتفاقی است که رخ میدهد، چرا که تا وقتی این میراث کهن در دل خاک مدفون است، از گزند عوامل طبیعی چون باد، باران و آفتاب در امان مانده و خسارتهای کمتری هم از سوی آدمهای سودجو میبینند، برای مثال میتوان به نقشهای برجسته پلکان دو طرفه منتهی به صفه تخت جمشید اشاره کرد که بخشی از آن که تا 90 سال پیش زیر خاک بود، از سمت دیگر بسیار سالمتر مانده است.
این واقعیتی است که اگر کاوشی صورت بگیرد و به سرانجام نرسد، تنها به آثار باستانی زیان میرساند و بس. در این صورت است که باید گفت اگر بودجه کافی در اختیار سازمان میراث فرهنگی نیست، بهتر آن است که اصولا کاوشی صورت نگیرد و اثری از زیر خاک نمایان نشود.
مهدی یاورمنش - گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم