در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آب واسطه مصیبت و فاجعه شده. برای همدردی با بلازدگان سیل در تایلند، شعری از «گونتر گراس» با نام «سیل» را با هم میخوانیم با این توضیح که این نویسنده آلمانی با داستانهایش مشهور است و این شهرت تا آنجاست که فراموش میکنیم که این برنده نوبل ادبی (در سال 1999) اولین کتاب منتشر شدهاش، کتاب شعر (سال 1956) است. او با شعرهایش به «گروه 47» پیوست و با همین شعرها جایزه «بوخنر» را سال 1965 کسب کرد. کتاب «سفره ماهی» او فرم جذابی دارد: یک فصل روایت داستانی و پس از آن روایتی به شعر. این توازن تا پایان رمان حفظ شده است... خلاصه این که رد پای شعر را در زندگی ادبی گونتر گراس به وضوح میتوان دید. من شعرهای گراس را با ترجمه انگلیسی «مایکل هامبورگر» خواندهام. این شعر را هم از همین مترجم که خود نیز شاعر است، به فارسی برگرداندهام.
سیل
ایستادهایم تا باران بایستد
عادت کردهایم به ایستادن پشت پنجره
به نادیده ماندن.
قاشقها بدل شدهاند به غربال.
حالا دیگر کسی جرات ندارد که دستش را
بیرون ببرد از پنجره حتی.
چیزهای بسیاری در خیابانها شناورند
چیزهایی را که مردم به وقت خشکی
با دقت از چشمهای دیگری مخفی میکردند.
چه زشت است دیدن رختخوابهای کهنه بوی نا گرفته همسایهتان.
اغلب کنار آب سنج میایستیم
و نگرانیهامان را مثل ساعتهای مچیمان با هم میسنجیم.
اما وقتی که خمرهها سرریز میشوند و فنجانهای موروثی لبریز / چارهای نمیماند جز دعا کردن.
سردابه را آب گرفته، صندوقچهها را میآوریم بیرون
و محتویاتشان را با فهرست اموال مقابله میکنیم.
تا حالا چیزی گم نشده.
با فکر فرو نشستن آب/ شروع کردهایم به دوختن سایبان.
دشوار است که یک بار دیگر از این میدان بگذریم.
با سایهای به سنگینی سرب.
پرده را رها میکنیم/ که سری به سردابه بزنیم
تا نگاهی بیندازیم
به نشانهای که آب برای ما گذاشته.
سید احمد نادمی / منتقد و مترجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: