در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
لبخند بیلهجه و دیگر نوشتههای فیروزه جزایری، داستان به معنای حرفهای آن نیست؛ مجموعهای است از خاطرات زنی که زندگی نسبتا پرماجرایی داشته است. زنی که در دهه 40 شمسی در یک خانواده متوسط در آبادان به دنیا آمده است ، سپس به همراه خانواده به آمریکا مهاجرت کرده و پس از پایان تحصیلات پدرش به ایران برگشته و در اهواز و تهران ساکن بوده است.
او بعدها به آمریکا مهاجرت کرده و به تحصیل در دانشگاه برکلی پرداخته و با مردی فرانسوی ازدواج کرده است. آشنایی با فرهنگها و ملیتهای مختلف در دورههای گوناگون و شرایط متفاوت زندگی، فرصت مقایسهای میان این تضادها و تفاوتها را در اختیار او قرار داده است و یکی از مهمترین جذابیتهای نوشتههای او همین بازگویی تفاوتهای میان زندگی آدمها به شکلی است که برای خواننده جذاب به نظر میرسد.
یکی از داستانهای این مجموعه در زمان کودکی نویسنده میگذرد، وقتی که آنها از آبادان به تهران آمدهاند و او قرار است یک روز را در خانه یکی از اقوامشان بگذراند که از سطح رفاه بالایی برخوردارند. نویسنده که در آن زمان کودک بوده است برای اولینبار به خانوادهای برخورد میکند که در آن میتوان 2 اسباب بازی خرید و تا زمانی که دلت خواست سیبزمینی سرخکرده خورد و همین ماجرای کوچک و اتفاق نه چندان مهم که در زندگی همه ما ممکن است روی دهد، دستمایهای برای خلق داستانی میشود که در آن تفاوتهای زندگی آدمها نشان داده میشود.
نکته مهم در نوشتههای جزایری همین توجه به نکتههای ریز و جزئیات است. این که یک میز بزرگ و بدقواره را از یک حراجی بخری، اتفاق مهمی نیست، اما همین که این میز را زیر نگاه دقیق و ریزبینی قرار بدهی و درباره مشکلاتی که این میز برای یک زندگی ایجاد کرده حرف بزنی و این مشکلات را نشان بدهی باعث میشود که دیگر این میز خاص، میزی در اتاق کوچک یک دختر دانشآموز نباشد بلکه سمبلی از یک خصلت انسانی ناپسند هم باشد.
همین نکتههاست که نوشتههای جزایری را خواندنی میکند و به نظر میرسد هر خوانندهای چه ایرانی و چه آمریکایی زبان ادبیات را در نشان دادن اشتباهات ذاتی انسان (و یا توفیقهایش) درک میکند و به آن علاقهمند میشود.
نکته: «لبخند بیلهجه» و دیگر نوشتههای فیروزه جزایری داستان به معنای حرفهای آن نیست؛ مجموعهای است از خاطرات زنی که زندگی نسبتا پرماجرایی داشته است. زنی که در دهه 40 شمسی در یک خانواده متوسط در آبادان به دنیا آمده است
کتاب البته از مجموعهای از خاطرات زنی که امروز، تجربههای سالهای کودکی و جوانیاش را در 2 نقطه دور از جهان معاصر مرور میکند، فراتر رفته است. نویسنده به خود این جسارت را داده است که از نقش یک راوی منفعل خارج شود. این جسارت میتواند به مثابه شمشیر دو دم باشد چرا که زیادهروی در حضور راوی در متن و قضاوت کردنهای پی در پی ممکن است خواننده را از خواندن متن منصرف کند. خواننده دوست ندارد پای حرفهای نویسندهای بنشیند که در نقش قصهگوی ناصح یا منتقد اجتماعی ظاهر میشود. این که یک نویسنده نباید به نقد اجتماعی بپردازد حرف درستی نیست، اما این هم که وظیفه نویسنده، نصیحت کردن مخاطب و انتقاد است همه جا درست نمینماید.
جزایری در این کتاب اولویت را به روایت سر راست، اما جذاب خاطرات داستان شده خود داده است و در مواقعی سعی میکند با تطبیق وضعیت زندگی در 2 سوی جهان، از نقش راوی سرخوش و طناز ماجراهای جوانی خود خارج شود و وضعیت اجتماعی و اخلاق فردی ایرانیها و آمریکاییها را نقد کند. این انتقاد چون نه از سر تبختر و برکنار دانستن خود، بلکه از موضع همراه کردن خواننده و تکیه بر خصلتهای مثبت انسانها بیان میشود، برای خواننده باور پذیر است. اتفاقا جزایری از آن جایی که مانند بسیاری از ایرانیان مهاجر کاملا در فرهنگ کشور مبدا هضم نشده است این جسارت را به خود داده که زندگی و فرهنگ آمریکایی و مشکلات تمدن غرب را هم نقد کند، از خوبیها و زیباییهای فرهنگ ایرانی هم بگوید و به خواننده غربی که ذهنیتی منفی از دنیای شرق دارد، نشان دهد که در این سوی جهان زندگی در بسیاری از لحظاتش، تپشی زیباتر و دلپذیرتر از آن سوی کره خاکی دارد.
این جسارت در کنار طنز ظریفی که در سراسر کتاب جریان دارد، نشان میدهد که توفیق نوشتههای فیروزه جزایری در همراه کردن گروه زیادی از مخاطبان عام ادبیات با خود، یک حادثه و اتفاق نبوده است. خواننده؛ چه عام و چه حرفهای، آنچه را که در پی آن است پیدا میکند و در این میان، اسمها و تکنیکها و مکتبهای ادبی کمک چندانی به او نمیکند. شاید کتابهای جزایری برای خوانندگان حرفهای ادبیات، چندان جذاب نباشد، اما خوانندهای که ادبیات را برای درک لحظههای زیبا و تلخ زندگی میخواهد از کتابهای او بهره خواهد برد.
آرش شفاعی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: