یک خاطره

گردشگر فریب‌خورده

اول از همه گله می‌کنم که چرا اسامی افرادی را که برای شما نامه ارسال می‌کنند چاپ نمی‌کنید. تاکنون چند بار برایتان نامه فرستادم ولی نمی‌دانم به دستتان رسیده است یا نه. چنانچه اسامی افرادی که نامه برای شما می‌فرستند اعلام نشود، چطور متوجه شوند که نامه آنها به دست شما رسیده یا نه؟ به فرض که مطالب آن نامه‌ها قابل چاپ نباشد ولی لااقل می‌فهمند که شما نامه‌های ارسالی را خوانده‌اید.
کد خبر: ۴۴۰۹۴۶

دوم: خواستم حادثه‌ای را که برای اینجانب رخ داد، تعریف کنم. نمی‌دانم در چارچوب ضمیمه تپش می‌گنجد یا نه. سال گذشته تابستان سفری به یکی از جزایر جنوب کشورمان داشتم. با این سفر هم می‌خواستم خستگی کار و تلاش خود را رفع کنم و هم اگر شد اجناسی برای خود خریده یا برای دوستان و بستگان ببرم. جزیره فوق از جمله مناطق آزاد تجاری بود که اکثر مردم در طول ایام عید یا تابستان به آنجا سفر کرده و خرید می‌کنند. با مقدار پولی که به همراه داشتم چند قلم کالا خریداری کردم تا با خود ببرم. یکی از دوستان را نیز با خود برده بودم که در این سفر همراهم باشد تا اگر نیاز به کمک و مساعدت بود مشکلی پیش نیاید. روز آخر سفر وسایل خود را به بندر برده و از کانال گمرک عبور کردیم؛ اما در این بین دوستم که همراهم بود توسط مامور گمرک متوقف شده و جلوی خروج او از بندر گرفته شد. تفتیش به عمل آمد که دوستم بخاطر خارج کردن بعضی اجناس ممنوعه حق خروج ندارد. ماموران مستقر در گمرک وسایل همراه دوستم را توقیف کردند. من که شوکه شده بودم با دیدن اجناسی که افراد معلوم‌الحال در سر چهارراه‌ها و بعضی مناطق به صورت پنهانی به مردم می‌فروشند متعجب از دوستم پرسیدم این وسایل را کی خریداری کرده است. دوستم با ناراحتی و عصبانیت گفت اینها مال من نیست. یکی از مسافران ساک خود را امانت پیش من گذاشت و برگشت هتل خود تا وسیله‌ای را که فراموش کرده بود، بیاورد. گفت اگر دیر آمدم شما ساک مرا با وسایل خود بار قایق کنید تا من خود را به شما برسانم.

مامور مستقر در بندر احتمال داد که فرد ناشناس که ساک خود را به دوستم داده بود خواسته به این صورت وسایل قاچاق خود را از گمرک عبور دهد تا مشکلی برایش پیش نیاید و اگر خودش این کار را می‌کرد ممکن بود گیر بیفتد، ولی حال شما گیر افتاده‌اید و به اسم شما ثبت می‌شود. هر چه دوستم قسم می‌خورد که ساک متعلق به او نیست فایده‌ای نداشت. من هم به عنوان شاهد و همراه دوستم هر چه صحبت می‌کردم اثری نداشت. یک کار غیرقانونی انجام شده بود و باید بررسی می‌شد. ساعت‌ها معطل شدیم تا توانستیم راه نجاتی یافته و خود را از مخمصه نجات دهیم.

یکی از ماموران تعریف کرد که روزانه ده‌ها خرید از آن نوع خریدها در اینجا توقیف می‌شود و پول مسافران به هدر می‌رود. هر چه هم هشدار داده می‌شود باز عده‌ای فریب می‌خورند و باعث دردسر برای خود می‌شوند. اینجانب نیز به سهم خود با ارسال این نامه خواستم هشدار دهم که مسافران جزایر و بنادر آزاد مراقب باشند عده‌ای سودجو منتظر فرصت هستند تا وسایل قاچاق خود را از طریق مسافران ناآگاه و بی‌تجربه خارج کرده و به شهرها ارسال کنند و پول هنگفتی به جیب زده و باعث شوند عده‌ای به کار خلاف کشیده شوند. امیدوارم این نامه به دست شما رسیده باشد چون از هیچ طریقی نمی‌شود متوجه شد که آیا رسیده است یا نه.

فرزانه اصغری تهران

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها