هفته کتاب و کتابخوانی هم فرارسید

همه فوت‌و‌فن‌های‌ کتابخوان‌ کردن فرزندان

کد خبر: ۴۴۰۶۷۱

اگر گفتند اهل مطالعه نیستند، اگر گفتند کتاب، جایگاهی در منزلشان ندارد، اگر گفتند تنها تفریح‌شان تماشای تلویزیون است و با روزنامه‌خوانی و کتابخوانی غریبه‌اند، بی‌معطلی از آنها فاصله بگیرید، چون خانواده منهای مطالعه یعنی خانواده‌ای با سطح فرهنگی پایین، قضاوت‌های نادرست، ناآگاهی و شناخت محدود از محیط اطراف، دایره لغوی بسیار محدود، ناتوانی در تحلیل مسائل، ضعف رویارویی با مشکلات، کم‌تجربگی، بیگانگی با مهارت‌های زندگی و... .

عادت به مطالعه و بخصوص کتابخوانی، باید از کودکی در انسان‌ها نهادینه شود و معمولا به وجود آوردن این عادت در بزرگسالی تا حدودی دشوار است. به همین دلیل ما گزارش این هفته‌مان را به ارائه راهکارهایی عملی برای تشویق کودکان و نوجوانان به سمت مطالعه و کتابخوانی اختصاص داده‌ایم.

سرمشقی به نام والدین

دقت کرده‌اید در خانه‌هایی که پدر یا مادر سیگار می‌کشند بچه‌ها هم با مداد یا کاغذ‌های لوله شده رفتار والدین‌شان را تقلید می‌کنند؟ در خانه‌هایی که والدین زیاد جر و بحث می‌کنند بچه‌ها هم یاد می‌گیرند حرف‌شان را با دعوا به کرسی بنشانند؟ در خانواده‌هایی که پدر و مادر دائما به هم ابراز محبت می‌کنند، کودکان هم به دیگران عشق می‌ورزند و با ملایمت با آنها برخورد می‌کنند؟

همین تقلید همیشگی بچه‌ها از رفتار والدین است که باعث می‌شود به شما پیشنهاد کنیم حتی اگر عادت به کتاب خواندن ندارید وظیفه دارید برای هدایت بچه‌ها به سمت مطالعه گاهی در خانه، کتاب یا روزنامه بخوانید و در غیر این صورت، چه طور انتظار دارید فرزندتان، رفتاری داشته باشد که هرگز در والدینش آن را ندیده است؟ انتظار کتاب خواندن از کودکی که در خانه‌اش هیچ‌کس کتاب نمی‌خواند و مطالعه، یک ارزش محسوب نمی‌شود مثل این است که در شهری که همه روی دست‌هایشان راه می‌روند از یک نفر بخواهید سعی کند روی پاهایش راه برود یا از یک مرغ خانگی بخواهید مثل عقاب در آسمان اوج بگیرد. البته ممکن است کسی در آن شهر خیالی، سرانجام به دلیل نوعی کشش ذاتی یا بر اثر عوامل محیطی خاص، راه رفتن روی پاها را یاد بگیرد یا مرغ خانگی آنقدر تمرین کند که روزی بتواند پرواز کند یا کودکی در خانواده‌ای که اعضایش به هیچ وجه مطالعه نمی‌کنند و ارزشی برای کتاب خواندن قائل نیستند، تبدیل به یک کتابخوان حرفه‌ای شود، اما این اتفاق‌ها نادر و بعیدند و در اغلب مواقع، اگر تربیت محیطی کارساز نباشد، کودکان ارزش‌ها و باورهای خانوادگی‌شان را به ارث می‌برند.

خانه بدون کتابخانه؟

اگر قرار باشد یک تلویزیون بزرگ‌تر بخرید برایش جایی مناسب در نظر می‌گیرید، اگر بخواهید مبلمان تازه‌ای بگیرید جزئی از اتاق را برای جا دادنش خالی می‌کنید، اگر قصد داشته باشید پرنده‌ای اهلی در خانه نگه دارید برای او یک قفس که حکم خانه‌اش را دارد در نظر می‌گیرید، اگر قصد کنید یک بچه گربه را مدتی در خانه نگهداری کنید برایش یک سبد گرم و نرم مهیا می‌کنید و اگر مهمانی داشته باشید که قرار باشد چند روزی در خانه‌تان بماند برایش اتاقی را آماده می‌کنید و تختخوابی را در نظر می‌گیرید؛ همه این مثال‌ها نشان می‌دهد وقتی قرار است جزئی تازه به خانه ما اضافه شود و ما دوستش داشته باشیم، باید برایش جایی در نظر بگیریم، حالا با این اوصاف چطور می‌خواهید خانواده‌ای اهل مطالعه داشته باشید که در آن کتاب و روزنامه جای مشخصی ندارند؟

وجود یک سبد برای روزنامه‌ها و یک کتابخانه برای کتاب‌هایی که خریداری می‌کنید، در خانه شما نمادی از احترام شما و خانواده‌تان به مطالعه است.

نکته مهم این است که حتی اتاق بچه‌ها هم باید کتابخانه داشته باشد و آنها یاد بگیرند کتاب‌ها را پس از مطالعه در آن قرار دهند.

پرسش داری؟ از دوستت بپرس

بچه‌ها زیاد می‌پرسند و قرار نیست شما پاسخ همه این پرسش‌ها را بدانید، اما می‌توانید از این شرایط هم به عنوان فرصتی برای مایل کردن فرزندان‌تان به مطالعه استفاده کنید. سعی کنید بفهمید او پاسخ پرسشش را در چه کتابی می‌تواند پیدا کند و همان کتاب را به او هدیه بدهید. یکی از دوستانم در این باره می‌گفت خودش گاهی وقت‌ها پرسش‌هایی را در جمع خانواده مطرح می‌کند و پس از آن که کنجکاوی اعضای خانواده را تحریک می‌کند آنها را به کتابی ارجاع می‌دهد. او اغلب، پاسخ پرسش‌ها را می‌داند، اما ترجیح می‌دهد به جای توضیح مفصل دادن به آنها، دیگران را به مطالعه عمیق و کامل درباره‌شان تشویق کند و سپس از آنها بخواهد درباره‌اش حرف بزنند. بگذارید در این باره مثالی بزنیم. فرض کنیم شما این هفته به مناسبت تولد پسرتان به او مجموعه‌ای از کتاب‌های «چرا و چگونه» را هدیه می‌دهید. حتما می‌دانید که این سری کتاب‌ها جزو رایج‌ترین کتاب‌های کودکان و نوجوانان هستند که معمولا در کتابخانه شان پیدا می‌شوند.

پیش از آن که کتاب را به او هدیه دهید یکی از بخش‌ها مثلا بخشی را که مربوط به اهرام مصر است، بخوانید و یکی دو روز بعد وقتی همه دور میز خانوادگی‌تان نشسته‌اید و چای می‌نوشید در گفت‌وگوی خانوادگی از همسر و پسرتان بپرسید، راستی شما می‌دانید در مصر باستان چگونه فراعنه را مومیایی می‌کردند؟ آنها نظرات‌شان را می‌گویند. شما هم بخشی از اطلاعاتی را که به دست آورده‌اید مطرح می‌کنید و بعد از پسرتان می‌پرسید «راستی در آن کتابی که چند روز پیش هدیه گرفتی چیزی در این باره ننوشته است؟ فکر می‌کنم در فهرستش چیزی درباره مصر باستان دیدم. لطفا اگر اطلاعات بیشتری در این زمینه به دست آوردی برای من و مادرت هم تعریف کن.» یادتان باشد چند روز بعد بار دیگر این پرسش را مطرح کنید تا او بتواند حاصل یافته‌هایش را در اختیارتان بگذارد.

او را در کتابخانه‌ای عضو کنید

حتی اگر برای فرزندتان ده‌ها جلد کتاب هم خریده اید باز سعی کنید حتما عضو کتابخانه‌ای مخصوص کودکان و نوجوانان باشد. نگویید از این دست کتابخانه‌ها پیدا نمی‌کنید. در دسترس‌ترین نوع این کتابخانه‌ها، کتابخانه‌های کانون فکری کودکان و نوجوانان هستند. می‌دانید چرا پیشنهاد می‌کنیم حتما او را در کتابخانه عضو کنید؟

کتابخانه‌های مخصوص کودکان و نوجوانان این قابلیت را دارند که کودکان می‌توانند میان قفسه‌های کتاب قدم بزنند، کتاب‌ها را بردارند و تماشا کنند و همان وقت است که عناوین کتاب‌ها، تصاویر آنها، رنگ جلدشان و حتی اندازه کلمات متن و بوی‌شان می‌تواند روی کودکان تاثیر بگذارد و جذب‌شان کند.

گشتن کودک و اختصاص دادن فرصتی به او برای ورق زدن کتاب‌ها در کتابخانه باعث می‌شود او از میان ده‌ها جلد کتاب، کتابی را که برایش جذاب‌تر است انتخاب کند و به خواندن آن اشتیاق نشان دهد، اما این تنها حسن عضو کردن فرزندتان در کتابخانه نیست.

وقتی فرزندتان، کتابی را در کتابخانه بپسندد و بخواهد آن را امانت بگیرد، مسوول کتابخانه، تاریخی را در انتهای کتاب یادداشت می‌کند که نشان دهنده زمان بازگشت کتاب است.

تعیین تاریخی برای بازگشت کتاب به کودک می‌فهماند که او باید در زمانی مشخص ، مطالعه کتاب مورد علاقه اش را تمام کند. این روش نه تنها مطالعه منظم را به بچه ها یاد می‌دهد، بلکه برنامه‌ریزی ‌زمانی را نیز به کودک می‌آموزد. علاوه بر این برگرداندن کتاب در زمانی مشخص به کتابخانه و نگهداری از آن تا زمانی معین، به او درس مسوولیت‌پذیری و امانت‌داری می‌دهد.

صبر کنید‌ هنوز محاسن کتابخانه را تمام نکرده‌ایم. مطمئن باشید نشستن کودک در قرائت‌خانه کتابخانه نه‌تنها احساس تشخص و اعتماد به نفس را به او القا می‌کند و تبعیت از قوانین محیطی مانند کتابخانه را به او یاد می‌دهد، بلکه به مرور زمان باعث می‌شود او دوستانی در آن محیط پیدا کند. حتما می‌دانید دوستان همسن و سال، بخصوص در دوران کودکی ویژگی‌های خوب و بدشان را به سرعت به یکدیگر می‌آموزند.

دوستان کتابخانه‌ای فرزند شما با او وجهی مشترک دارند که فرزندتان برای حفظ آنها باید این ویژگی را نگه دارد. می‌دانید این ویژگی چیست؟ انس با کتاب.

تلویزیون نباید جای کتاب را بگیرد

نه‌تنها برخی بزرگسالان اعتقاد دارند می‌توانند با تماشای تلویزیون، همه اطلاعات مورد نیازشان را بدون مطالعه دریافت کنند، بلکه همین نسخه را برای بچه‌هایشان هم می‌پیچند و تلویزیون را بدون هیچ محدودیتی در اختیار فرزندان شان می‌گذارند.

فراموش نکنید در یک خانواده با فرهنگ غنی، تماشای تلویزیون برای کودکان و بزرگسالان، زمانی مشخص دارد و بچه‌ها مجاز نیستند همه برنامه‌های بزرگسالان را ببینند یا تمام اوقات فراغت‌شان را پای تلویزیون بگذرانند.

در این نوع خانواده‌ها، با تمام شدن ساعت تماشای تلویزیون، بچه‌ها و بزرگسالان خودشان را با تفریحات دیگری که یکی از اصلی‌ترین آنها کتاب خواندن است، سرگرم می‌کنند.

در این شرایط، بد نیست گاهی با رفتارهای تشویقی به فرزندتان ثابت کنید کتاب خواندن آنها برایتان اهمیت دارد؛ برای مثال: «این کتاب شازده کوچولو نیست که می‌خوانی؟ چه خوب! من هم وقتی هم‌سن و سال تو بودم آن را می‌خواندم....» یا «این کتاب که می‌خوانی به نظر جالب می‌آید درباره چیست؟» یا «دلم می‌خواهد یک عکس از دختر گلم در حال کتاب خواندن داشته باشم، خیلی خوشحال می‌شوم وقتی در حال کتاب خواندن می‌بینمت عزیزم...» و... .

کوچولو‌ها هم حق کتاب دارند!

خانواده‌ای را می‌شناسم که تا 7 سالگی برای پسر کوچکشان هیچ کتابی نخوانده بودند! پسرک وقتی وارد مدرسه شد، هیچ علاقه‌ای به خواندن کتاب‌های درسی‌اش نداشت.

پدرش به من می‌گفت چقدر دلش می‌خواسته پسرش مثل پسر فلانی اهل کتاب خواندن باشد؟ و من به او توضیح دادم که هر چند دیر نشده و هنوز هم می‌تواند پسرکش را به کتاب خواندن علاقه‌‌‌‌مند کند، اما آن فلانی که درباره‌اش حرف می‌زند تقریبا از 4 سالگی فرزندش، برای او کتاب خوانده است و پیش از آن نیز عکس‌های رنگی کتاب‌های کودکان را به پسرکش نشان می‌داد و هرچند کودک فقط اصواتی گنگ یا کلماتی نامفهوم می‌گفت، اما پدر همچنان به ورق زدن کتاب‌ها و نمایش دادن عکس‌ها ادامه می‌داد.

کتاب را لو ندهید!

مامان کتاب را ورق زد و خواند: «نخودی به غول جنگل گفت اگر قول بدهی دیگر مردم آبادی را اذیت نکنی من هم شیشه عمرت را پس می‌دهم...» دختر کوچولو خیال خوابیدن نداشت. دراز کشیده بود و دست کوچکش را گذاشته بود زیر سرش و زل زده بود به مادر و چشم‌هایش طوری می‌درخشید که نشان می‌داد گرچه به مادر نگاه می‌کند، اما در رویایش وسط جنگل، پیش نخودی و غول بدجنس است.

مامان یواشکی به صفحات باقیمانده کتاب نگاه کرد 8 صفحه دیگر باید می‌خواند. توی دلش به نویسنده چاردیواری که پیشنهاد کرده بود والدین باید برای کودکانی که هنوز خواندن و نوشتن نمی‌دانند، کتاب بخوانند لعنت فرستاد! و بی‌حوصله خواست بقیه قصه را بخواند که دخترکوچولو پرسید: «مامان به نظرت این غول، مهربون می‌شود و نخودی شیشه عمرش را پس می‌دهد؟» مادر نمی‌دانست که این سوال چقدر ارزشمند است، نمی‌دانست که این پرسش یعنی او به انتهای داستان و محتوای کتاب علاقه‌مند شده است، با بی‌حوصلگی گفت: «آره عزیزم. خیلی واضح است که آخرش چه می‌شود. خب ! ببین! آخرش این نخودی، شیشه عمر غول را پس می‌دهد!» تمام شد! مامان هشت صفحه از قصه را لو داد تا کار خودش را آسان کند. از این جای داستان به بعد، دختر کوچولو دیگر چیزی نگفت. دستش را از زیر سرش برداشت. چشم‌هایش را بست و بی‌آن که به باقی قصه گوش کند، خوابید! مامان تعجب کرده بود که چرا ترفند کتابخوانی برای دخترکش نتوانسته او را مشتاق کتاب خواندن کند؟! شما حتما علتش را می‌دانید، پس هرگز در پاسخ سوال «بعد چی می‌شود؟» فرزندتان، پایان داستان را لو ندهید. این که شما آخر قصه کودکتان را حدس بزنید و پیش از تمام شدن کتاب، آن را فاش کنید، این کار بزرگی نیست. فرزند‌تان در این شرایط همان احساسی را دارد که وقتی شما مشغول تماشای فیلمی ‌مهیج هستید، یک نفر از راه می‌رسد و سیر تا پیاز داستان را می‌گذارد کف دست‌تان! حاضرید تماشای فیلم را ادامه دهید؟لو دادن پایان کتاب فقط باعث می‌شود فرزندتان دیگر شوقی به تمام کردن آن نداشته باشد و اگر یک بار، کتابی را نیمه‌کاره رها کرد، مطمئن باشید بار دیگر نیز این کار را خواهد کرد و سر انجام از آن دست آدم‌هایی شود که هیچ وقت کتابی را تمام نمی‌کنند. حالا بگذارید همین داستان را به عقب برگردانیم و ببینیم مادر باید چه می‌کرد تا دخترکش به کتاب داستانش علاقه نشان دهد و در آینده به یک کتابخوان حرفه‌ای تبدیل شود.

مامان آن شب خسته بود و پلک‌هایش داشت سنگین می‌شد، اما دخترک با اشتیاق داشت به غول جنگل و نخودی فکر می‌کرد، بنابراین همان سوال تاریخی را مطرح کرد و پرسید: «مامان، به نظرت این غول، مهربون می‌شود و نخودی شیشه عمرش را پس می‌دهد؟» خواب از سر مامان پرید. خیره شد به چشم‌های کنجکاو دخترکش، گفت: «تو چی فکر می‌کنی؟» دختر کوچولو گفت: «فکر کنم شیشه عمرش پس بدهد...» مامان گفت: «اما من مطمئن نیستم. به نظرم باید تا آخر قصه را بخوانیم.» اما عملا 8 صفحه باقیمانده قصه را همان شب تمام نکرد. بلکه 2 صفحه را برای شب بعد گذاشت و پیش از آن به دخترش گفت یک نقاشی از نخودی و غول جنگل بکشد که با نقاشی‌های کتاب فرق داشته باشد. دختر کوچولو از آن روز به بعد عادت کرد از تخیلش برای حدس زدن پایان کتاب‌ها استفاده کند. نقاشی کردن را یاد گرفت و وقتی به مدرسه رفت، اولین جایی که درباره آن پرسید، کتابخانه مدرسه بود!

کتاب هدیه بدهید

در مناسبت‌های مختلف به فرزندتان کتاب هدیه بدهید. منظور ما این نیست که هر چند روز یک بار، کتابی بخرید و کادو پیچش کنید و بدهید دستش! وقتی کسی هدیه‌ای مشخص را بارها و بارها دریافت می‌کند، آن هدیه برایش بی‌ارزش می‌شود. بنابراین کتاب را در شرایط خاص و به شکل هدیه‌ای ویژه، نه هدیه‌ای در دسترس و فراوان به فرزندتان بدهید و طوری برنامه‌های اهدای کتاب را تنظیم کنید که او به این هدیه عادت نکند.

درباره کتاب صحبت کنید

اگر عضو انجمن اولیا و مربیان مدرسه هستید، به مسوولان مدرسه پیشنهاد کنید کتاب‌هایی غیر درسی را میان دانش‌آموزان پخش کنند و هر ماه یک جلسه را به جلسه خاص برای گفت‌وگو درباره کتاب‌ها اختصاص دهند. اگر مدرسه چنین برنامه‌ای برای دانش‌آموزان ندارد، شما می‌توانید در خانه همین برنامه را اجرا کنید یعنی جلساتی را در خانه به گفت‌وگو درباره کتاب‌هایی که شما و همسرتان و فرزندان‌تان خوانده‌اند، اختصاص دهید. البته حتما می‌دانید که در این جلسات، بیشترین سهم زمانی مربوط به اوست و وظیفه شما این است که خودتان را نسبت به گفته‌های او کنجکاو نشان دهید.

مشترک مجلات شوید

جای تاسف دارد که هنوز خانواده‌هایی وجود دارند که دقیقا نمی‌دانند نشریات و مجلاتی برای کودکان و نوجوانان وجود دارند که می‌شود که مشترک آنها شد و فرهنگ مطالعه را به وسیله آنها در خانواده نهادینه کرد. این نشریات با داستان‌های دنباله‌دار و یادداشت و گزارش‌هایی که اختصاصا برای کودکان و نوجوانان طراحی شده‌اند، آنها را به مطالعه عادت می‌دهند.

او را ترغیب به نوشتن کنید

اگر فرزندتان هنوز در سن دبستان یا پیش دبستانی است، یک سری عکس‌های مرتبط با هم پیدا کنید و آنها را روی صفحات دفتر نقاشی بچسبانید و از کودکتان بخواهید برایشان داستان بسازد. اگر نوشتن را یاد گرفته است از او بخواهید داستانش را بنویسد. در مراحل بعدی دیگر لازم نیست از عکس‌ها استفاده کنید، از او بخواهید خودش برای کتابش نقاشی کند و بعد، زمانی که کتاب تمام شد، آن را تحویل بگیرید، فرزندتان را تشویق کنید و برایش جایزه‌ای در نظر بگیرید.

راه‌های مطالعه را به او یاد دهید

می‌دانستید خیلی وقت‌ها که کودکان و نوجوانان به کتاب خواندن بی‌علاقه‌اند، فقط به این دلیل است که روش‌های صحیح مطالعه را نمی‌دانند؟ پس به او راه و رسم صحیح مطالعه را یاد بدهید. فرزند شما در نوجوانی باید بداند که لازم نیست کتاب را با صدای بلند بخواند یا زمزمه کند، کتاب قرص خواب نیست که هر وقت به رختخواب رفت، آن را دست بگیرد، می‌تواند برای دنبال کردن خطوط از خط‌کشی غیرشفاف یا مقوایی که آن را به شکل نواری نازک و بلند بریده است، استفاده کند؛ به طوری که آن را روی خطوط پایینی قرار دهد تا چشمش نوشته‌های خطی را که می‌خواند گم نکند، مطالعه را باید در نور کافی انجام داد، دراز کشیدن و دست زیر سر گذاشتن و کتاب خواندن یکی از بدترین روش‌های مطالعه است که هم به ستون فقرات آسیب می‌رساند و هم به ماهیچه‌های چشم.

علی یوشی‌زاده

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها