کباب بهتر‌است یا کتاب

کد خبر: ۴۴۰۶۵۹

به دانشگاه که رفتم و دانشجو شدم، دیدم استاد، شاهنامه را با حرارت خاصی می‌خواند:

ز دانا بپرسید پس دادگر

که فرهنگ بهتر بود یا گهر

بدو داد پاسخ چنین رهنمون

که فرهنگ باشد ز گوهر فزون

که فرهنگ آرایش جان بود

ز گوهر سخن گفتن آسان بود

دیدم باز هم همان سوال قدیمی و ظاهرا اساسی «علم بهتر است یا ثروت؟» مطرح شده است، ولی به شکلی دیگر و شمایلی دیگرتر. باز هم باید بپذیرم که علم و فرهنگ از گوهر ارزشمندتر است و من هم پذیرفتم «که فرهنگ باشد ز گوهر فزون» چراکه فردوسی ـ خدایش بیامرزاد ـ با تمام قوا استدلال کرده بود که فرهنگ ـ که به معنی دانایی و دانش و علم است، البته در اینجا ـ از گوهر باارزش‌تر است و چه کسی هست که روی حرف فردوسی حرف بزند.

حالا که بزرگ‌تر شده‌ام، البته به وزن و سن و سال و تجربه، شاید هم کمی دانش و عقل، و نه دانش‌آموزم و نه دانشجو و جویای زندگی بهتر هستم، باز هم این سوال دامنگیر رهایم نمی‌کند. این سوال همگانی و همیشگی هر لحظه برایم مهم‌تر و مهم‌تر می‌شود، ولی مصداق «هر لحظه به شکلی بت عیار برآمد، دل برد و نهان شده» است. امروز سوال من است. حالا که به فکر سرپناهی برای خانواده‌ام هستم اتاق نورگیر را کتابخانه درست کنم یا آشپزخانه؟ متراژ کتابخانه را بیشتر بگیرم یا آشپزخانه را؟

امروز به این فکرم با این حقوق کارمندی‌ام قفسه‌های کتابخانه را MDF کنم یا کابینت‌های آشپزخانه‌ام را.

از بیرون که با چند جلد کتاب و چند مرغ سرکنده به خانه می‌آیم، اول از همه از من می‌پرسند چقدر بن داشتی؟ این کتاب‌ها را چند خریدی؟ 5000 تومن دادی به این کتاب جلد مشکی؟ چه خبره مگه؟ ولی کسی نمی‌پرسد مرغ‌ها را کیلویی چند خریدی؟ تخم‌مرغ‌ها را دانه‌ای چند بهت فروختند؟ و چرا این همه مرغ و تخم‌مرغ خریدی؟ این نان‌قندی‌ها را برای چه خریدی، تو که دیابت داری؟ ولی همه از قیمت کتاب‌ها و... می‌پرسند.

راستی تا کی ما «به جای» این که به فکر متن زندگی‌مان یا به فکر متن خود خودمان باشیم، دنبال پر کردن بطن خود و زن و بچه‌مان هستیم.

البته چقدر خوب است به جای کلمه «به جای» از اصطلاح «در کنار» استفاده کنیم، چراکه متن و بطن زندگی با هم باید دیده شود و مصداق «درشتی و نرمی به هم در به است» می‌باشد و باید همان گونه که به فکر گوهر و ثروت هستیم به فکر علم و دانایی هم باشیم، به همان اندازه که در اندیشه سلامت جسممان هستیم و با هزار و یک روش در پی ارتقای آن می‌باشیم، باید به فکر سلامت روانی و ارتقای فکرمان باشیم و بهتر است به این باور برسیم که سلامت جسم و ارتقای آن در گرو سلامت اندیشه و فکر و ارتقای فکر است و جسم انسان دانا به مراتب سالم‌تر از جسم انسان کم‌دان است.

آنگاه حتما متراژ کتابخانه‌مان از متراژ کبابخانه‌مان که همان آشپزخانه است بیشتر خواهد شد و برای خرید کتاب منتظر فصل بن نمی‌مانیم.

علی بارانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها