با وجود آن که ما مستندسازان پیشکسوت و جوان زیادی داریم، اما وضع سینمای مستند ما هنوز آنگونه که باید شفاف نیست. اگرچه اتفاقات بسیاری افتاده از برگزاری همین جشنواره «سینما حقیقت» گرفته که خود حرکت کاملا مغتنمی است و فرصتی است تا آثار ساخته شده در طول سال در معرض دید قرار گیرند و ارزیابی شوند تا راهاندازی شبکه «مستند» و نمایش پارهای از مستندهای ایرانی و اصولا جدی گرفته شدن مبحث «مستند» در شبکههای دیگر، همه و همه نویدبخش این مهم است که میتوان به مستند از منظر دیگری هم نگاه کرد.
مستند بنابر ذاتی که دارد، اساسا یک تجربه میدانی محسوب میشود. هیچکس نمیداند ماحصل کار دقیقا چه خواهد شد؛ چرا که نتیجه نهایی یک اثر مستند مانند فیلمنامه یک اثر داستانی از ابتدا قابل پیشبینی نیست. همین ویژگی باعث جذابیت و تعلیق بیشتر میشود؛ اما موضوع اینجاست که سینمای مستند ما در بخشهای مختلف و بخصوص اجتماعی و فرهنگی آنچنان که باید درست راهبری نشدهاند و اساس متولیان این نوع سینما، نگاه و برنامه ویژهای به این بخش ندارند، به همین دلیل است که این نوع مستندها در پارهای اوقات، آثاری غیرقابل پخش تشخیص داده شدهاند.
در حال حاضر سینمای مستند اجتماعی و فرهنگی ما از جذابترین و متنوعترین موضوعاتی است که بخشی از سینماگران را در این بخش به خود مشغول داشته است. همین تنوع و جذابیت به اضافه نزدیک شدن به «خط قرمزها» باعث شده برخی از شبکههای تلویزیونی خارجی به اینگونه آثار ما روی خوش نشان دهند و برخی از آنها را با اهداف خاص و مغرضانه از شبکههای خود پخش کنند.
به نظر میرسد با حمایت درست و اصولی از سینمای مستند اجتماعی، میتوان آثاری را تهیه کرد که هم تصویری صحیح از جامعه ما به دست دهند و هم برای مسوولان مربوط به عنوان یک سند قابل پیگیری روشنگرانه باشند، علاوه بر این قابلیت پخش در مراکز مختلف داخلی و نیز شبکههای تلویزیون داخلی را هم داشته باشند.
مهدی غلامحیدری / گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم