رییس کمیسیون حمل و نقل اتاق بازرگانی تهران

سعی‌ کنیم ‌آخر ‌نشویم

ایران از نظر موقعیت جغرافیایی در مسیر کریدور شمال ـ جنوب و شرق به غرب قرار گرفته و به دلیل چنین موقعیت ویژه‌ای اگر زیرساخت‌های مناسب جاده‌ای، ریلی، دریایی و هوایی آن فراهم شود و از سوی دیگر ناوگان‌های مناسب در بخش‌های یاد شده تقویت شود، می‌تواند در منطقه پیشتاز باشد.
کد خبر: ۴۴۰۰۹۳

اما در حال حاضر با وجود چنین پتانسیل‌هایی، صنعت حمل و نقل کشور به دلیل‌ برخی محدودیت‌ها و انحصارات، حرکت ‌رو به جلویی در میان کشورهای منطقه ندارد.

مسعود خوانساری، رئیس کمیسیون حمل و نقل اتاق بازرگانی تهران بر این باور است که باید اجازه فعالیت به بخش خصوصی در صنعت حمل و نقل داده شود و با رفع انحصارات و حمایت واقعی از این بخش، زمینه توسعه این صنعت را فراهم کرد.

به گفته تولیدکنندگان و صادرکنندگان با اجرای طرح هدفمندی یارانه‌ها و افزایش قیمت حامل‌های انرژی، هزینه حمل و نقل آنها دو تا سه برابر شده است. آیا چنین افزایشی در هزینه‌های حمل و نقل رخ داده است؟

قطعا یک افزایش 30 ـ 25 درصدی در حمل و نقل اتفاق افتاده است؛ اما قیمت‌ها دو سه برابر نشده است.

در بخش حمل و نقل هوایی و ریلی از آنجا که عمدتا در کنترل دولت است تلاش شده افزایش کمتری داشته باشند؛ اما در بخش جاده‌ای عمدتا بخش خصوصی فعال است و با ارزیابی‌هایی که داشتیم هزینه‌های حمل و نقل در این بخش بین 30 ـ 25 درصد افزایش داشته است.

یعنی نسبت به مسیرهای مختلف، این درصد افزایش‌ها اتفاق افتاده است؟

بله هزینه‌ها نسبت به مسیرها متفاوت است، یعنی مسیری که 400 هزار تومان بود 30 درصد افزایش یافته و مسیری که 600 هزار تومان بوده نیز 30 درصد افزایش یافته است.

گازوئیل برای حمل و نقل جاده‌ای با قیمت لیتری 150 تومان حساب می‌شود؟

گازوئیل در حمل و نقل جاده‌ای دو قیمت دارد؛ یکی 150 تومان است که با سهمیه است و مازاد آن 300 تومان حساب می‌شود.

آیا سهمیه تعیین شده برای کامیون‌دارها کافی است؟

فکر می‌کنم با توجه به پیمایشی که دارند برای داخلی‌ها نسبتا کافی است.

برای برون‌مرزی‌ها چطور؟

به برون‌مرزی‌ها اصلا جواب نمی‌دهد. فکر می‌کنم میزان سوختی که قبلا لب مرز می‌دادند 800 لیتر بوده اما آن را کم کردند. به همین دلیل قیمت کالاهای صادراتی افزایش پیدا کرده؛ چون مجبورند گازوئیل را به صورت آزاد بخرند.

افزایش قیمت گازوئیل تا چه حد در جلوگیری از قاچاق سوخت موثر بوده است؟

با وجود افزایش قیمت آن الان هم تفاوت قیمت وجود دارد، در مرز ترکیه قیمت گازوئیل بالای 1500 تومان است. طبیعتا قاچاق می‌تواند ادامه پیدا کند و این مساله تاثیر زیادی در جلوگیری از قاچاق نداشته است.

تاثیر افزایش قیمت سوخت روی خود صنعت حمل و نقل چه بوده است؟

اگر هدفمند کردن یارانه‌ها را با تدبیر بیشتری انجام می‌دادند و بهتر زمینه‌سازی می‌کردند، قطعا افزایش قیمت سوخت روی صنعت حمل و نقل اثر بهتری می‌گذاشت. الان در کشورمان از 200 هزار کامیون فعال نزدیک به یکصدهزار ناوگان با عمر بالای 20 سال داریم. اینها سوخت بسیار زیادی مصرف می‌کنند؛ 100 کیلومتر 50 تا 70 لیتر مصرف سوخت دارند در صورتی که ماشین‌های نو با تکنولوژی جدید، بین 30 ـ 25 لیتر مصرف دارند. اگر قبل از هدفمند کردن یارانه‌ها تسهیلات کافی در اختیار رانندگان می‌گذاشتیم که ماشین‌هایشان را نو کنند و در داخل هم به اندازه کافی ماشین نو وجود داشت، به نفع صنعت حمل و نقل بود و از طرفی مصرف سوخت را نیز کاهش می‌داد.

اما متاسفانه قیمت سوخت را یکدفعه بدون آن که بسترها و امکانات را فراهم کنیم بالا بردیم و از طرف دیگر یکمرتبه قیمت ماشین افزایش یافت و تسهیلات بانکی هم قطع شد. طبیعتا برای راننده صرف نمی‌کرد که ماشین خود را نو کند؛ در نتیجه 70 ـ 60 لیتر سوخت را در صد کیلومتر مصرف می‌کند؛ یعنی صرفه‌جویی در میزان سوخت صورت نگرفت.

چند درصد ناوگان جاده‌ای ما مطابق با استانداردهای تعریف شده هستند و می‌توانند در کشورهای اروپایی تردد داشته باشند؟

10 ـ 8 هزار ماشین به اروپا می‌رود. ولی با استانداردهای جدیدی که در اروپا گذاشته می‌شود، فکر می‌کنم در 2 سال آینده با مشکل مواجه شویم.

در این زمینه با چه مشکلاتی مواجهیم؟

استاندارد اروپا روز به روز ارتقا پیدا می‌کند. یک موقع بود می‌توانستیم با کامیون‌های یورو 2 برویم، بعد شد یورو 3 الان یورو 5 اعمال می شود.

سوخت داخلی ما هم مشکل دارد؛ لذا بسختی از یورو 2 به یورو 3 رسیدیم، بر فرض اگر تکنولوژی یورو 5 را هم بیاوریم سوخت داخلی‌مان جوابگو نیست.

یعنی الان در حد یورو 3 هستیم؟

بله.

آیا کیفیت گازوئیل تولید داخل هم مثل بنزین مشکل دارد؟

بله، مرغوبیتی که باید را ندارد. (درصدش را نمی‌دانم) هرچه اکتان گازوئیل بالاتر باشد بهتر است به شرطی می‌توانیم کامیون یورو 5 وارد کنیم که سوخت‌مان هم متناسب با آن باشد. اگر یک موتور خوب وارد کنیم اما نتوانیم سوخت را با آن مناسب کنیم، موتور دچار آسیب می‌شود.

تولیدات خودروسازان داخلی برای تامین ناوگان تا چه حد جوابگوی صنعت حمل و نقل کشور است؟

در بحث خودروی تجاری در نوع ماشین محدودیت داریم؛ در حالی که در کشورهای دیگر برای هر نوع حمل و نقلی ماشین خاصی دارند. متاسفانه قیمت خودروی سنگین در ایران بسیار بالاست. از طرف دیگر سود بانکی هم بالاست قیمت کامیون از 130 میلیون تومان شروع می‌شود راننده ناچار است از لیزینگ استفاده کند که آن هم سود 28ـ27 درصدی دارد، به همین دلیل برای شرکت‌های حمل و نقل و برای راننده صرف ندارد.

در کشورهای دیگر بخصوص کشورهای همجوار ما از ماشین‌های دست‌دوم تقریبا نو که مثلا 3 سال کار کرده استفاده می‌کنند و قیمت‌شان ارزان‌تر است؛ اما ما در کشور چنین اجازه‌ای را نداریم به همین دلیل آنها توانستند ناوگانشان را نو یا اضافه کنند. از طرف دیگر سود بانکی در کشورهای همجوار ما پایین‌تر است و با 50 ـ40 میلیون تومان می‌توانند یک ماشین 3 ـ‌2 سال کار کرده اروپایی خوب را با تسهیلات ارزان بخرند. اما در داخل رانندگان مجبورند ماشین‌های چینی بخرند که کیفیت آنها کمتر از ماشین اروپایی است، اما 130 میلیون تومان قیمت دارد.

مشکل کجاست؟ آیا فکری برای حل این مشکل از سوی مسوولان نشده است؟

در اتاق بازرگانی در برنامه پنج ساله پنجم تلاش شد که اجازه داده شود ماشین‌های سه سال کار کرده وارد ایران هم بشود. دولت در حال تصویب این آیین‌نامه است و اگر تصویب شود کمک زیادی خواهد شد. در واقع این تصمیم در مجلس در قالب برنامه پنج ساله تصویب شد و قرار است دولت آیین‌نامه‌اش را تصویب کند تا به مرحله اجرا برسد.

فکر می‌کنید تعرفه ورود آن چند درصد خواهد بود؟

تعرفه در ماشین‌های سنگین زیاد کارساز نیست. اگر اجازه داده شود که ماشین‌های دست دوم وارد شود کمک بزرگی است. دومین معضل، بالا بودن بهره بانکی است. در کشورهای پیشرفته ماشین 10ـ ‌5 ساله را با بهره نزدیک به صفر واگذار می‌کنند، اما در ایران یک ماشین 130 میلیونی با بهره 27 درصدی حداقل 260 میلیون تومان خواهد شد. فکر می‌کنم در چند سال اخیر در کشور ما بیشتر به واسطه‌گری و کارهای پولی پرداخته شده و کمتر به تولید و صنعت بها داده شده است. لذا روز به روز صنعت افول پیدا کرده و رقبای خارجی در تولید و صنعت رشد یافتند.

کیفیت تولیدات داخلی در مورد خودروهای سنگین چگونه است؟

خوانساری: کشورهای همجوار ما که بعد از فروپاشی شوروی از نظر حمل و نقل تقریبا صفر بودند مثل ازبکستان، ترکمنستان، قزاقستان و آذربایجان همه در حال رشد هستند و ما متاسفانه متوقف شدیم یا به سمت نزولی حرکت کردیم

تولید ما محدود و متناسب با نیاز داخلی است. عمده کامیون‌ها در کشنده‌هایی که وارد بازار می‌شود مونتاژ است و ساخت داخل نیست، اما کیفیتش مشابه تولیدکننده‌های اصلی است. یکی از تجارت‌های خوب در ایران ترانزیت ماشین‌های سواری از خلیج فارس به کشورهای همجوار ماست. در دنیا یدک‌هایی آمده که با یک تریلی می‌تواند 12 ماشین را جابه‌جا کند. ماشین‌های فعلی ما (دوطبقه‌ها) حداکثر هشت ـ شش ماشین را جابه‌جا می‌کنند، همچنین در دنیا درخصوص کامیون‌های یخچالی تنوع زیادی ایجاده شده و انواع کشنده‌ها در رده‌های مختلف به بازار آمده است. هر چه محور یک ماشین بیشتر باشد بار بیشتری رویش ذخیره خواهد شد. اما ما در کشورمان به خاطر محدودیت‌ها بیشتر از سه ـ دو نوع کشنده نداریم، در حالی که پی‌کشنده‌ها (یدک‌ها) برای محصولات مختلف تقسیم‌بندی شدند و در این زمینه یدک‌های مختلف ساخته شده است.

مطابق آمار در داخل کشور 95 درصد حمل و نقل ما به صورت جاده‌ای صورت می‌گیرد، در حالی که حمل و نقل ریلی ارزان‌تر است و در بسیاری کشورها مورد توجه قرار گرفته است؟ دلایل این‌که نتوانستیم حمل و نقل ریلی را توسعه بدهیم چیست؟

متاسفانه چون بخش ریلی ما دولتی است و انحصار دولت را دارد، باعث شده این بخش روز به روز وضع بدتری پیدا کند. نگاه بسته‌ای که سازمان دولتی راه‌آهن دارد بخش خصوصی را روز به روزضعیف‌تر کرده است. این در حالی است که هر چقدر سهم ریلی توسعه پیدا کند به نفع محیط زیست کشور است و صرفه‌جویی هم بیشتر خواهد شد، اما به خاطر بافت و نگاه دولتی، این بخش رشد پیدا نکرده است.

دلیل این که بخش خصوصی نتوانسته قدرت بگیرد، چیست؟

شرکت راه‌آهن مجبور است به یک مجموعه 40 ـ 30 هزار نفری حقوق بدهد و آنها را اداره کند، لذا کمتر دنبال کارهای امور سیاستگذاری است و بیشتر دنبال کارهای تصدیگری است، در نتیجه شرکتی که درآمد ـ هزینه دارد فکر می‌کند از طریق بالا بردن قیمت‌ها می‌تواند درآمدزایی کند، بدون این که کیفیت را بالا ببرد و به راندمان توجه کند، کارهای تجاری دولتی همین است. وظیفه دولت بیشتر باید سیاستگذاری و حاکمیتی باشد، اما متاسفانه در راه‌آهن کمتر کار حاکمیتی می‌شود و عمدتا تصدیگری می‌کنند.

آیا نظارتی وجود ندارد که اصل 44 در این بخش به اجرا درآید؟

متاسفانه به هیچ‌وجه اجرا نشده و دلیلش زیر بار نرفتن دولتی‌هاست.

اگر تصدیگری‌ها واگذار شود، این حوزه برای بخش خصوصی جذابیت دارد؟

بله. شرکت‌هایی در این زمینه سرمایه‌گذاری کردند، اما پشیمان هستند چون راه‌آهن نه‌تنها کمکشان نمی‌کند بلکه چوب لای چرخشان می‌گذارد.

منظورتان از موانع چیست؟

چون زیربناها دست راه‌آهن است، اجازه نمی‌دهد افراد لوکوموتیو وارد کنند و سعی می‌کند با تعرفه بالامانع شود آنها این کار را انجام دهند. در بحث راه‌آهن براساس اصل 44 قرار بود کل کارهای تصدیگری واگذار شود، هر چند راه‌آهن در یک مقطع اجازه داد بخش خصوصی از واگن‌ها استفاده کند، اما لوکوموتیو یعنی حرکت دست راه‌آهن بود. بعد از آن که یکسری از بخش خصوصی اعلام آمادگی کردند که برای افزایش سرعت علاوه بر واگن لوکوموتیو نیز بخرند، متاسفانه راه‌آهن برخوردی با اینها کرد که سرمایه‌گذاری متوقف شد و اجازه نداد بخش خصوصی در حوزه لوکوموتیو فعال شود. در واقع با دلایل و بهانه‌های مختلف تعرفه ریل را طوری می‌گرفت که صرف نکند. کسانی که سرمایه‌گذاری کردند هم ضرر دیدند و عملا کسی رغبت نکرد در این زمینه سرمایه‌‌گذاری کند. تعهدی که راه‌آهن به بخش خصوصی داشت، این بود که در روز 150 کیلومتر کشش در اختیار بخش خصوصی بگذارد که الان به زیر 100 رسیده و 80 کیلومتر بیشتر نیست.

این که یک مرتبه حرکت در روز 50 درصد کم شود لطمه زیادی می‌زند.

تاخیر در انجام پروژه‌ها یکی از مشکلات دیگر کشور ماست، مثل خط ‌آهن غرب کشور که سال‌‌هاست مطرح می‌شود، اما هنوز به نتیجه نرسیده است. چرا این پروژه‌ها در اجرا با کندی مواجه بوده است؟

بخش دولتی همان که بتواند هزینه خودش را درآورد برایش کافی است و دنبال درآمد بیشتری نیست. کارهای تصدیگری در دولت جواب نمی‌دهد. این کارها باید دست بخش خصوصی باشد. اینها تا به حال اجازه ندادند بخش خصوصی فعالیت کند، به همین دلیل راه‌آهن توسعه پیدا نکرده است.

در بخش هوایی و دریایی چطور؟

بخش دریایی چون بخش خصوصی است موفق بوده در واقع در کشتیرانی سرمایه‌گذاری کردند قبل از تحریم توانستند در بازار جهانی جایگاه خوبی پیدا کنند. کشتیرانی جمهوری اسلامی 50 درصد کالاهای داخلی را می‌برد و 50 درصد در مسیرهای خارجی فعال بود که از کشورهای دیگر به کشورهای ثالث حمل می کرد. بعد از تحریم مقداری مشکل پیدا کرد، اما منعی وجود نداشت.

البته در بعضی جاها توسط دولت برای کشتیرانی جمهوری اسلامی انحصار به وجود می‌آوردند که هنوز هم این انحصار وجود دارد که سبب می‌شود بخش خصوصی مقداری ضعیف شود.

در بخش هوایی عمده شرکت‌هایی که فعال هستند، نمی‌شود گفت کاملا خصوصی‌اند، اما خصوصی و وابسته به نهادها هستند، اما در بخش هوایی هم به دلیل کهنه و قدیمی بودن ناوگان مشکل اساسی داریم و دلیل آن هم تحریم‌هاست که نتوانستند ناوگانشان را نو کنند.

تحریم‌های اخیر که برای ایران ایر و ماهان پیش آمد تا چه حد بر فعالیت این شرکت‌ها تاثیرگذار است؟

هما از قبل هم تحریم بود اما با تحریم‌های اخیر کسانی که بخواهند از خارج بلیت تهیه کنند، نمی‌توانند اما به نظر من مشکل خاصی نیست چون کسانی که از ایران ایر و ماهان استفاده می‌کنند در ایران بلیت دو سره تهیه می‌کنند. فقط کسانی که می‌خواهند با یک Conection از آمریکا و کانادا به اروپا بیایند و از اروپا به ایران سفر کنند مشکل پیدا می‌کنند و نمی‌توانند راحت بلیت بگیرند.

قرار بود حوضچه دوم شرکت تایدواتر به دلیل تحریم‌های به وجود آمده واگذار شود، چرا این کار صورت نگرفته است؟

معضلی که هم اکنون در بنادر ما به وجود آمده این است که شرکت تایدواتر را تحریم کردند و این مساله باعث شده خطوط بزرگ کشتیرانی به صورت لاینری به بندرعباس نیاید و در دبی تخلیه بار کند. بوشهر هم که گنجایش آنچنانی ندارد.

لذا کالاها در جبل علی دبی تخلیه می‌شود و این مساله باعث می‌شود که هزینه‌ها بالاتر رفته و زمان حمل کالا بیشتر شود و حتی ممکن است به بار لطمه بخورد. قرار بود سازمان بنادر حوضچه دوم را واگذار کند برای همین منظور آن را در شرکت دیگری به مزایده گذاشتند. ظاهرا تایدواتر مقاومت کرده گفته انحصار بندرعباس در اختیار ماست. متاسفانه بین سازمان بنادر و تایدواتر کشمکش وجود دارد، اما تنها راه دور زدن تحریم این است که تایدواتر واگذار شود.

با واگذاری این حوضچه این شرکت در معرض ورشکستگی قرار نمی‌گیرد؟

مهم‌تر از بحث ورشکستگی آن شرکت بحث منافع کشور است؛ زیرا به دلیل از دست رفتن این فرصت، مملکت زیان می‌بیند. لاینری که قرار بود مستقیم به بندرعباس بیاید، در جبل علی دبی تخیله بار می‌کند.

یکی از مشکلات ما در بخش حمل و نقل دیرکرد و معطلی‌هایی است که وجود دارد و باعث می‌شود بار طبق زمانی که وعده داده شده، به مقصد نرسد. دلیل این مساله چیست؟

در کشور ما در مرزها، کسانی که در بحث واردات و صادرات دخالت دارند، بیش از 15ـ 10 ارگان هستند، مثل سازمان حمل و نقل، بنادر، گمرک، نیروی انتظامی و ستاد مبارزه با قاچاق است که باعث بروکراسی بیشتر در ورود و خروج کالا می‌شود.

از سوی دیگر آن‌طور که باید و شاید سیستم مکانیزه نیست اگر از ابتدا که کالا در کشتی حرکت می‌کرد، سیستم مکانیزه داشتیم می‌دانستیم کی می‌رسد و...

در بحث تخلیه و بارگیری نیز قبلا به خاطر کشتی‌های بزرگی که می‌توانستند پهلو بگیرند بار لاینری می‌آمد و پیاده کردن اینها خیلی راحت بود؛ اما الان با توجه به تحریم ‌به‌وجود آمده و رفتنش به جبل علی باعث می‌شود که زمان بیشتری تلف شود. قبلا یک کشتی بزرگ تعداد زیادی کانتینر وارد می‌کرد؛ اما الان تبدیل شده به چهار ـ سه کشتی کوچک‌تر. پهلوگیری اینها همان وقت را می‌گیرد و تا بیاید تخلیه شود، زمان بیشتری را به خود اختصاص می‌دهد. در بخش حمل و نقل جاده‌ای نیز مشکل وجود دارد، چون در ایران صاحب کامیون خود مالک است و وابستگی کمتری به شرکت‌های حمل و نقل دارد. زمانی که آنها حمل و نقل انجام می‌دهند، زمان منطقی‌ای نیست ممکن است شب راننده، کامیون را درب منز لش پارک کند و بخواهد روز بعد حرکت کند. اینها دست به دست هم می‌دهد و در آن زمان مقرر، بار به مقصد نمی‌رسد.

این دیرکردها باعث می‌شود که بازار رقابتی را از دست بدهیم.

برخی از کارشناسان بر این باورند که سرمایه‌گذاری در بخش راه و صنعت حمل و نقل در سال‌های گذشته روند کاهشی داشته است، آیا این مساله را تایید می‌کنید؟

قیمت کامیون روز به روز بالا رفته، تسهیلات هم نمی‌دهند پس سرمایه‌گذاری در این بخش کم می‌شود. در بخش راه نیز در سال‌های گذشته عمده سرمایه‌گذاری‌ها توسط بودجه‌های دولتی انجام می‌شد اما متاسفانه در سال‌های اخیر و امسال چون هدف اصلی دولت تامین یارانه‌های مردمی بوده تخصیص بودجه دستگاه‌هایی مثل وزارت نیرو و راه کمتر شده است طبیعتا وقتی اعتبارات تامین نشود مدت‌زمان انجام پروژه‌ها نیز طولانی شده و همین مساله باعث افزایش ضرر و زیان می‌شود.

ترکیه مقام دوم یا سوم جهان را در صنعت حمل و نقل دارد. ما در چشم‌اندازمان ترسیم کردیم که کشور اول منطقه باشیم. اما با چنین روندی به این هدف نخواهیم رسید. دلایلی که کشور ترکیه در این صنعت پیشرفت کرده چه بوده؟

فکر می‌کنم دیگر نباید به اول شدن فکر کنیم بلکه باید سعی کنیم آخر نشویم چون 30 سال پیش صنعت حمل و نقل ایران یکی از پیشرفته‌ترین بخش‌ها بود و با ترک‌ها قابل قیاس نبود.

خوانساری: متاسفانه چون بخش ریلی ما دولتی است و انحصار دولت را دارد، باعث شده این بخش روز به روز وضع بدتری پیدا کند. نگاه بسته‌ای که سازمان دولتی راه‌آهن دارد بخش خصوصی را روز به روز ضعیف‌تر کرده است این در حالی است که هر چقدر سهم ریلی توسعه پیدا کند به نفع محیط زیست کشور است و صرفه‌جویی هم بیشتر خواهد شد، اما به خاطر بافت و نگاه دولتی، این بخش رشد پیدا نکرده است

کشورهای همجوار ما که بعد از فروپاشی شوروی از نظر حمل و نقل تقریبا صفر بودند مثل ازبکستان، ترکمنستان، قزاقستان و آذربایجان همه در حال رشد هستند و ما متاسفانه متوقف شدیم یا به سمت نزولی حرکت کردیم. ترکیه از موقعیت جنگ ما استفاده کرد و ناوگانش را نوسازی کرد الان هم از تحریم به نفع خودش استفاده می‌کند و در موقعیت‌های مختلف و از فرصت‌ها بهترین استفاده را می‌کند، برای حمایت از صنعت حمل و نقل خود بهره بانکی پایینی دارد و دولت همکاری می‌کند تا ماشین خوب و ارزان در اختیار راننده‌ها بگذارد.

فرودگاه‌ها و خطوط هوایی و همچنین بنادر این کشور چطور؟

30 سال پیش ایران‌ایر جزو اولین رتبه‌های هوایی دنیا بود. الان فکر می‌کنم رتبه‌اش در دنیا بالای صد باشد. این در حالی است که لاین هوایی ترکیه توسعه پیدا کرده است.

البته بنادر ما نسبتا بد نیست اما اشکالش این است که به شرکت‌های داخلی اکتفا کردیم. در دنیا عمده‌بنادری که به صورت خوب و مکانیزه در زمان محدود اداره می‌شود از شرکت‌های اپراتور معروف که تجربه خوبی در جهان دارند استفاده کردند و توانستند رشد کنند.

توجه به توسعه حمل و نقل کشور در برنامه پنجم توسعه چگونه دیده شد؟

درلایحه پیشنهادی دولت هیچ چیزی نداشت اما اتاق پیشنهادات خوبی را برای برنامه پنجم توسعه داد که نسبتا بد نیست. یکی بحث ناوگان بود که پیشنهاد داد تا دولت اجازه دهد کامیون‌هایی با سه سال کارکرد وارد کشور شود. چون الان قوانین اجازه می‌دهد فقط ماشین نو وارد کشور شود.

با چه تعرفه‌ای؟

تعرفه 30 درصد برای کامیون و 15 درصد برای کشنده.

چون در وزارت راه خیلی از پروژه‌ها شروع شده، نیمه‌تمام است و اعتبارات متناسب با آن نیست قرار شد هرگونه پروژه جدیدی متناسب با طرح جامع حمل و نقل و راه انجام شود. قرار شد با تمهیداتی که انجام می‌دهند ایمنی زیاد شود و تعداد تلفات کاهش یابد. در بخش هوایی نیز در مورد فرودگاه امام، اجازه دادند بخش خصوصی سرمایه‌گذاری کند.

در سال اول برنامه پنجم چقدر از این موارد به مرحله اجرا رسید؟

هیچ.

به خاطر آماده نبودن آیین‌نامه‌هاست یا موارد دیگر؟

الان تمام تلاش دولت صرف پرداخت یارانه به مردم است. قسمت عمرانی تقریبا به فراموشی سپرده شده از آن طرف قرار بود اصل 44 در بخش خصوصی فعال شود و فضای خوب کسب و کار فراهم شود اما چنین اتفاقی نیفتاد. نه‌تنها بهبود فضای کسب و کار ایجاد نشده بلکه تسهیلات بانکی قفل شده است و اگر هم تسهیلات داده شود به یکسری افراد خاص و بزرگ داده می‌شود. بخش خصوصی واقعی تقریبا فراموش شده است.

قرار بود فرودگاه امام خمینی(ره) هاب منطقه شود چرا چنین اتفاقی نیفتاد؟

برای هاب شدن فرودگاه و بندر دو شاخصه نیاز است اول سرمایه‌گذاری و دوم این‌که شما در جامعه جهانی بتوانید جایگاه داشته باشید اگر سیاست خارجی شما فعال نباشد طبیعتا نمی‌توانید هاب منطقه شوید. اگر سیاست خارجی بهبود پیدا کند قطعا شرکت‌های سرمایه‌گذار خارجی می‌آیند و مشکلی ندارد.

داخلی‌ها از نظر توان مالی در اندازه‌ای هستند که برای سرمایه‌گذاری بیایند؟

این مثل داستان تخم‌مرغ و مرغ است. نمی‌توانید بگویید این اول یا آن اول. اما اگر بخش خصوصی ببیند برایش جای سود هست خودش وارد می‌شود. ما ایرانی پولدار خارج از کشور خیلی داریم که نمی‌داند با پولش چه کند و دلش می‌خواهد در ایران سرمایه‌گذاری کند وطنش بهترین جاست و سود خوبی برایش دارد ولی ما این زمینه را فراهم نمی‌کنیم. حتی سرمایه‌گذار داخلی هم از لحاظ فضای کسب و کار احساس امنیت نمی‌کند.

سهم صنعت حمل و نقل از تولید ناخالص کشور چقدر است؟

حدود 8 درصد تولید ناخالص کشور مربوط به صنعت حمل و نقل است.

در حال حاضر بسیاری از کالاهایی که به صورت قاچاق وارد کشور می‌شود توسط ناوگان‌های جاده‌ای از لب مرز به مراکز شهرها منتقل می‌شود آیا نظارتی وجود ندارد؟

قاچاق را باید از دو منظر ببینیم یکی این‌که چطور وارد مرز می‌شود و دوم این‌که چطور از مرز رد می‌شود. آمدن به مرز که ربطی به حمل و نقل داخلی ندارد. وقتی وارد تهران شد هم دیگر قاچاق نیست.

اما به هر حال این کالاها از لب مرز بار زده می‌شود؟

اگر آمار درست باشد می‌گویند 20 میلیارد دلار قاچاق کالا داریم و نمی‌شود این 20 میلیارد دلار کالا توسط بخش خصوصی و به این راحتی وارد کشور شود ممکن است درصدی از آن از طریق شبکه حمل و نقل داخلی جابجا شود اما من معتقدم دست‌هایی در کار است که قاچاق صورت می‌گیرد و در داخل حمل و نقل می‌شود.

اوضاع اقتصادی بین‌المللی و تحریم‌ها چقدر روی صنعت حمل و نقل کشور تاثیر داشته است؟

الحمدلله پول نفت هست و واردات صورت می‌گیرد. واردات هم نیاز به حمل دارد. به نظرم از این نظر حمل و نقل کمتر آسیب دیده است، اما قیمت‌ها افزایش پیدا کرده است.

آیا عمده کالاهایی که وارد کشور می‌شود از طریق حمل دریایی است؟

بله. بیش از 90 درصد از طریق حمل دریایی است.

درآمد ما از ترانزیت چقدر است؟

در ترانزیت وضعیت خوبی داریم کشور در مسیر کریدورهای مختلف است ولی به چند دلیل از جمله سیاست خارجی و گران شدن کامیون آن‌طور که باید و شاید از پتانسیل ترانزیت‌مان استفاده نمی‌کنیم. کامیون 250 میلیون تومانی هزینه بالایی دارد.

به چقدر درآمد می‌توانیم از این محل برسیم؟

ارقام مختلف است، آنچه در چشم‌انداز اشاره شده نه تنها ما به آن نرسیدیم بلکه روز به روز از آن دورتر می‌شویم.

در بخش تولید خودروی سواری، بالا بودن تعرفه واردات به منظور حمایت از تولید داخل تا چه حد موفق بوده است؟

تا سال 89 قیمت خودروی وارداتی سواری ثابت بود (با توجه به نوسانات قیمت ارز) اما متاسفانه از سال گذشته قیمت‌ها 50ـ40 درصد اضافه شد اما این پول به جیب دولت نرفت و نمی‌رود. در واقع یکسری واسطه و دلال سود آن را به جیب می‌زنند در این کار نزدیک هزار میلیارد تومان رانت وجود دارد علتش این است که اگرچه تعرفه واردات خودرو 90 درصد بود و با اسقاط کردن ماشین به 120 درصد می‌رسید ولی ماشین می‌آمد و مشکل نداشت اما سال گذشته وزارت صنایع این را سهمیه‌بندی کرد که در واردات اختلال به وجود آورد و قیمت‌ها بالا کشید. بعد گفتند هر خودروی که وارد می‌شود باید گارانتی پنج ساله یا 150 هزار کیلومتری داشته باشد و واردات اشخاص حقیقی را در واردات خودرو محدود کردند. شخص حقیقی به شرطی می‌توانست خودرو وارد کند که پول گارانتی را به شرکت نمایندگی بدهد در نتیجه آنها 30ـ20 میلیون تومان می‌گرفتند (بسته به ماشین‌های مختلف از هشت میلیون تا 50ـ40 میلیون تومان) و سپس اجازه واردات می‌دادند. این باعث افزایش قیمت شد، خودروسازی‌ها هم مورد اتهام قرار گرفتند اما این پول فقط به دلال‌ها رسید.

شرایط سخت واردات چقدر می‌تواند به ارتقای کیفیت کمک کند؟

هیچ. به نظر من اثر منفی خواهد داشت چون هر چقدر فاصله تعرفه‌ای بیشتر شود در پناه بودن تولیدات داخلی بیشتر خواهد بود و کمتر به کیفیت می‌پردازد.

چقدر فرصت باید به خودرو داده شود؟

قرار بود طی یک برنامه پنج ساله تعرفه واردات خودرو به 50 درصد برسد.

خودروسازان درباره کیفیت خودروهای تولیدی می‌گویند، تولید یک زنجیره است و وقتی قطعات تولیدی کیفیت ندارد یا اکتان بنزین 75 درصد است چطور می‌توان تمام تقصیرها را به گردن این صنعت انداخت؟

به نظر من اگر بازار رقابتی باشد همه چیز حل می‌شود، خودروساز می‌تواند قطعه‌ای را بخرد که مشکل نداشته باشد.‌ بیشترین سود بازار رقابتی را مصرف‌کننده می‌برد چون هم قیمت مناسب است هم کیفیت بالاست. برعکس بازار انحصاری نتیجه‌اش همین می‌شود که مشتریان از کیفیت و قیمت خودروهای تولیدی ناراضی می‌شوند.

آیا از سال گذشته که قانون ارتقای کیفیت تولید خودرو و سایر تولیدات صنعتی ابلاغ شد اقدامی برای ارتقای کیفیت صورت نگرفته است؟

خیر.

سیما رادمنش - گروه اقتصاد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها