این روزها در اوج آمادگی بهسر میبری. در مسابقات اخیر تیم ملی و استقلال هم این را ثابت کردهای، این مساله دلیل خاصی دارد؟
بخشی از این آمادگی به تمرینات خوبی مربوط میشود که من در استقلال دنبال کردهام و بخشی هم به استعدادهای فیزیکیام. بخشی هم البته به انگیزهای که همواره در من وجود داشته و دوست داشتهام برای تیمی که در آن بازی میکنم، با تمام وجود به میدان بروم.
از تمرینات استقلال صحبت کردی. درست است که بدنساز استقلال پیش از این مربی تو بوده است؟
دقیقا. من در دورانی که همراه مجتبی جباری در ابومسلم توپ میزدم با آقای مولایی آشنا شدم و ایشان در آن زمان مربی بدنسازمان بود. یادم هست که خیلی از روزها من و مجتبی حتی اضافه بر سازمان از او میخواستیم که تمرینات اختصاصی را برایمان در نظر بگیرد.
شاید آمادگی جسمانی بالای امروز شما به خاطر همان تمرینات باشد؟
قطعا همینطور است. یادم هست روزهایی را که آقای مولایی خسته میشد، اما من باز هم از او میخواستم که کنار هم تمرین کنیم. حالا هم ایشان در استقلال تمرینات خیلی خوبی را برای تیم در نظر میگیرد که همه آنها برپایه علم و قواعد روز بدنسازی است.
قبول داری برابر بحرین میشد تو را بهترین بازیکن زمین انتخاب کرد؟
البته کار تیم به صورت تیمی نمود پیدا میکند و اگر آن شب من خوبتر به نظر رسیدم به خاطر بازی خوب همبازیهایم در تیم ملی بوده است. به هر حال جا دارد از اینکه کادر فنی تیمملی و بویژه کارلوس کرش به من اعتماد کردند و در این مدت از من استفاده میکنند تشکر کنم. امیدوارم که توانسته باشم پاسخ این اعتمادشان را بدهم.
نظرت در مورد کرش چیست؟
او در بالاترین سطح مربیگری کار میکند. فراموش نباید کرد که او از باشگاههای بزرگی مثل منچستر یونایتد و رئالمادرید به ایران آمده و سرمربیگری تیمهای پرتغال را در دست داشته است، بنابراین با نگاه به کارنامه این مربی بزرگ میتوان به تواناییهایش پی برد. البته این تنها حرف من نیست و اگر با سایر بچههای باتجربه تیم ملی هم صحبت کنید ،آنها هم حرف مرا تایید خواهند کرد.
یعنی او خیلی با دیگران فرق دارد؟
هر مربی تفکرات خاص خودش را دارد، اما این که چطور بتواند آنها را به شاگردانش منتقل کند، خیلی شرط است. شک نداشته باشید کسی که کنار دست الکس فرگوسن (سرمربی منچستریونایتد) کار کرده بهترین مسیر برای انتقال نکات مدنظر یک مربی به شاگردانش را آموخته و اگر آنها را با خصوصیات اخلاقی خودش تلفیق کند، قطعا میتواند نسبت به خیلیهای دیگر راحتتر این مطالب را به بازیکنان منتقل کند. من فکر میکنم کارلوس کرش در صورت تداوم حضورش در ایران، سبک بازی تیم ملی ایران را متحول خواهد کرد.
ما که احساسمان همین است. آیا شما هم درون میدان چنین تغییری را احساس میکنید؟
دقیقا! تیم ملی این روزها خیلی راحتتر کار میکند. شرحوظایف بچهها کاملا مشخص است و همین مساله سبب شده که با کمترین اشتباه به کارمان بپردازیم.
پیشبینیات از آینده چیست؟ فکر میکنی تیم ملی ایران بتواند بدون ایجاد مشکل و دغدغه فکری برای هواداران، راهی جامجهانی 2014 برزیل شود؟
هرگز عادت نداشتهام از آینده حرف بزنم و حالا هم این کار را نمیکنم. آدمی در زمان حال زندگی میکند و باید مراقب شرایط فعلی زندگیاش باشد تا زمینهساز موفقیتهای آتی در زندگیاش شود. ما هم اگر حالا اردوهای خوب تدارکاتی و مسابقات مثمرثمر دوستانه داشته باشیم قطعا در نتیجهگیری تیم ملی در آینده موثر خواهد بود. این مسائل در فوتبال روز دنیا اثبات شده است و حرف من نیست.
بالاخره پیشبینیات چیست؟
فکر میکنم همه شرایط برای رسیدن ایران به جامجهانی مهیاست و ما باید با این سرمربی و کادر فنی خوبش به اضافه بازیکنان خوبی که در لیگ داریم، به جامجهانی برویم و اگر چنین اتفاقی رخ ندهد آن وقت باید دید که مشکل کجا بودهاست. بله، من هم مثل خیلیهای دیگر معتقدم که کار سختی برای رسیدن به جامجهانی در پیش داریم، اما این سختیها نفوذ ناپذیر نیستند و ما باید از همه آنها به سلامت رد شویم.
یعنی از مراحل بعد هراس داری؟
نباید اسم آن را هراس گذاشت. ما میدانیم که رقبای امروز آسیاییمان تا بندندان مسلح هستند و برای رسیدن به جامجهانی همان اشتیاقی را دارند که ایرانیها دارند. بنابراین به قول قدیمیها ما باید مراقب اوضاع خودمان باشیم تا در مسیر رسیدن به پایان این راه، کمترین لغزش را داشته و در نهایت با موفقیت به آخر خط برسیم.
فکر میکنی رقبای اصلی ایران در این راه شرقیها هستند، یا...؟!
هر بازی با هر تیمی، استراتژی خاص خودش را دارد. بازی در خانه یک نوع فوتبال را طلب میکند، بازی در شرق آسیا یک نوع فوتبال و بازی با تیمهای عربی نوعی دیگر. اینجاست که من باز هم به دانش فنی و تجربه بالای کارلوس کرش در شناخت این قبیل شرایط تکیه میکنم و حرفم را ادامه میدهم. او بخوبی میداند که کجا کار میکند و با توجه به دوستان و مشاوران قویای که کنار دستش دارد، مراقب اوضاع هست و از طرف دیگر بازیکنان حاضر در اردوی تیم ملی هم همگی باتجربه هستند و تلفیق این مسائل به ما دلگرمی خاصی میدهد.
یک زمانی در فوتبال ایران میگفتند که آندرانیک تیموریان، برادر سرژیک تیموریان است، اما حالا و با مطرحشدن تو همه سرژیک را برادر شما خطاب میکنند. چه شد که سرژیک یکباره از صحنه فوتبال حذف شد؟
سرژیک فوتبالیست خیلی خوبی بود. او از جمله فوتبالیستهای خوب ارامنه بود که البته این را نه به خاطر آن که برادرم است میگویم، بلکه به خاطر نوع فوتبالش بیان میکنم. او پس از درخشش در ایران به تیم ماینز آلمان رفت و خوب هم کار میکرد تا آن که مصدوم شد. پس از آن به دویسبورگ رفت و البته آنجا کمتر به میدان رفت تا آن که مصدومیت آخرش سبب شد تا دیگر فوتبال را کنار بگذارد و به ایران برگشت.
چطور مصدوم شد؟
در خلال یکی از مسابقات، استخوان روی پایش شکست و...
الان چه کار میکند؟
او هنوز هم به صورت تفریحی فوتبال بازی میکند و یک شغل آبرومند هم برای خودش دست و پا کرده و مشغول است.
خیلی چاق نشده؟
خب این طبیعی است. وقتی ورزشکار از دوران قهرمانی کنار میرود، فرصت کمتری برای ورزش کردن پیدا میکند. شاید خود من هم اینگونه شوم.
قبول داری تو در حال حاضر طلایهدار فوتبالیستهای ارامنه ایران هستی؟
از این بابت خیلی خوشحالم و احساس غرور میکنم. غرور از این بابت که به نمایندگی از مردم ارامنه ایران در تیم ملی حضور دارم و خیلی خوشحالم که برای وطنم میتوانم افتخار کسب کنم.
یک زمان آرارات قطب سوم فوتبال تهران بود و فوتبالیستهای بزرگ و سرشناسی را به این ورزش معرفی میکرد، اما حالا دیگر خبری از آن تیم و آن بازیکنان نیست. فکر نمیکنی این رکود در آینده، نام و یاد امثال آندرانیک تیموریان را به دست فراموشی بسپارد؟
قطعا اینگونه خواهد شد. البته از این بابت خیلی متاسف هستم که چنین شرایطی برای باشگاه محبوب ارامنه ایران به وجود آمده است، اما خب همه میدانند که امروزه در فوتبال حرفهای، پول حرف اول و آخر را میزند و در باشگاه آرارات همچون بودجهای برابر با بودجههای لازم برای پیشرفت ورزشهای پرهزینهای مثل فوتبال وجود ندارد، تیم فوتبال بزرگسالان آرارات هم منحل شده و دیگر اثری از آن نیست.
خود شما هم از آرارات شروع کردی؟
بله، من در آرارات با فوتبال مدرسهای آشنا شدم، سپس از آنجا به استقلال تهران پیوستم.
در حال حاضر فوتبال آرارات در چه شرایطی است؟
خوشبختانه تیم نوجوانان آرارات توانسته به دسته یک صعود کند و فکر میکنم فصل بعد در لیگ یک حضور داشته باشد.
به دوران گذشته برگردیم. برای خدمت سربازی به ابومسلم پیوستی؟
خیر. من دوران سربازیام را در تیم عقاب تهران بودم و سپس به ابومسلم رفتم.
آن زمان تیم ابومسلم با حضور امثال تو و جباری یک قدرت بلامنازع در فوتبال ایران محسوب میشد، اینطور نیست؟
دقیقا! آن زمان خلعتبری، ناصحی، فضلی، صلصالی، پورمند، مهدی ثابتی، حسین بادامکی و فوتبالیستهای خوب ایران در ابومسلم بودند و فکر نمیکنم دیگر تیمی با آن قدرت در ابومسلم تشکیل شود. البته جا دارد از زحمات سردار ملاحی که آن زمان مدیرعامل باشگاه بودند هم تشکر کنم.
برای ابومسلم گل هم زدی؟
فکر میکنم 3 یا 4 گل زده باشم...
... و از ابومسلم به انگلیس رفتی. فکر میکنم آن زمان آخرین سالهایی بود که تیم ملی ایران از حالت دوقطبی بودن درآمده بود و این اتفاق در لیگ برتر هم نمود داشت. حضورت در جام جهانی تا چه حد در پیشرفت ناگهانیات تاثیر داشت؟
آن زمان دیگر استقلال و پرسپولیس حرف اول را نمیزدند. فوتبال حرفهای شده و پول همه جا بود و درک بازیکنان از فوتبال فرق کرده بود. این شد که فوتبالیستها در دیگر تیمهای ایران هم پخش شدند و قدرت متمرکز نبوده، در مورد پیشرفت من هم باید بگویم که من یا هر فوتبالیست آسیایی دیگری بخوبی میداند که برای پیشرفت نباید به بازی خوب در لیگ کشورش بسنده کند، چون این مسابقات خیلی کم از سوی اروپاییها دیده میشود یا اصلا دیده نمیشود.
اما اگر کسی میخواهد به اروپا برود یا باید در تیم ملی کشورش به قهرمانی جام ملتهای آسیا برسد یا در جام جهانی حضور پیدا کند. من هم این شانس را پیدا کردم و به انگلیس رفتم.
چند ماه قبل از جام جهانی، تصور میکردی که در جمع بازیکنان اعزامی به آلمان باشی؟
خیر، تصور نمیکردم.
قبول داری آندرانیک تیموریان در آن مقطع بازیکنی تکنیکی نبود و بیشتر در پست هافبک دفاعی نقش تخریبی را بازی میکرد، اما امروزه پختهتر و تکنیکیتر کار میکند؟
البته این مساله ارتباط مستقیم با خواست سرمربی تیم از بازیکن دارد. به طور مثال من الان در تیم ملی به یک شکل بازی میکنم و کارلوس کرش یکسری چیزها را از من میخواهد، اما در استقلال آقای مظلومی یکسری چیزهای دیگر را میخواهد. شرایط بازی در خانه با بیرون از خانه خیلی فرق میکند و همه این مسائل در بازی من هم تاثیر دارد.
فکر میکردی پس از جام جهانی به لیگ انگلیس بپیوندی؟
تیموریان: اگر استقلال کهکشانی بود دیگر جای ایرادگرفتن نداشت این اصطلاحات را رسانهها میسازند تا تیترهای جذابتری بزنند که البته آن هم در نوع خودش جذاب است، اما بچههای تیم ما هرگز به چنین القابی توجه نمیکنند
من در جام جهانی کنار بازیکنان بزرگ ایران و روبهروی ستارههای فوتبال جهان ایستادم. با کریس رونالدو و مانیس درگیر شدم و وقتی پس از جام جهانی پیشنهاد بولتون را در 24 سالگی دریافت کردم، شرایط رویایی برایم رقم خورد که هرگز آن را فراموش نخواهم کرد. البته از یک طرف هم تاسف خوردم که چرا نتوانستیم به دور دوم جام جهانی صعود کنیم، چون تیم خیلی خوبی داشتیم.
ما بازی خیلی خوبی برابر مکزیک انجام دادیم...!؟
بله. خوب کار میکردیم، اما متاسفانه در آن مقطع، خیلی از بازیکنان ما مصدوم شدند. مهدویکیا، جباری، زندی و چند نفر دیگر که این مساله هم به ما ضربه زد.
آن زمان میگفتند که تو هم با نکونام ارتباط خوبی نداشتی، و به هم پاس نمیدادید؟
این صحبتها همیشه در جامعه فوتبال وجود داشته و فقط در مورد ما 2 نفر نبوده است و باز هم در مورد دیگر بازیکنان ساخته میشود. پشت سر من و جواد هم از این حرفها زیاد زده شد...
اما حالا که باهم خوب هستید؟
ما آن زمان هم با یکدیگر خوب بودیم و حالا هم هیچ چیزی جز دوستی و رفاقت بین ما نیست.
زمانی که تو به انگلیس رفتی، خیلیها تصور کردند که در آنجا یک نیمکتنشین خواهی شد، اما خوب کار کردی... .
سال اول و دوم که در خدمت تیم بولتون بودم، خیلی خوب کار کردم و آقای آلاردایس، سرمربی تیم به من اعتقاد داشت.
اولین بازخورد شخصی که حضورت در فوتبال انگلیس داشت، چه بود؟
در همان 3، 4 ماه اول، فوتبال انگلیسی را یاد گرفتم. اوایل که به انگلیس رفته بودم، فکر میکردم از نظر جسمانی خیلی آماده هستم، اما تازه آنجا فهمیدم که فوتبال انگلیسی چیست. وقتی برخوردها را دیدم و از شرایط تمرینات آنها مطلع شدم ،تازه فهمیدم که هنوز خیلی کار دارم تا در انگلیس پخته شوم.
چه شد که در مقطعی در بولتون به بنبست رسیدی؟
من در سال دوم کمتر به میدان رفتم و در همان دوران وقتی جواد (نکونام) در تیمش (اوساسونا) مصدوم شده بود، از اوساسونا پیشنهاد داشتم که به اسپانیا بروم و با صحبتی که در آن مقطع با مربی جدید بولتون (سامیلی) کردم، او اجازه نداد تا به اوساسونا بروم و پس از مدتی هم گری میکسون آمد و او اصلا به من اعتقاد نداشت. با خود جواد هم حرف زدم و شرایط را گفتم. پس از آن هم فقط در 5 بازی با تیم کار کردم و در یوفاکاپ هم در پرتغال برابر اسپورتینگ باختیم و حذف شدیم...
... بعد به صورت قرضی رفتی...؟!
به صورت قرضی به بارنزلی رفتم و سال سومی بود که در انگلیس توپ میزدم. بعد به فولام پیوستم و در آن مقطع به ترکیب اصلی تیم خیلی نزدیک بودم. حتی در یک بازی با آرسنال هم آنها را در خانه خودمان شکست دادیم و من هم بازی کردم. وقتی هم که برای اردو به استرالیا رفته بودیم، من در تمام بازیهای دوستانه در این کشور در ترکیب اصلی حضور داشتم، اما وقتی برگشتیم، انگلیس در خلال یک بازی دوستانه در زمین تمرین اختصاصی فولام برابر وستهام مصدوم شدم و بازی ایران ـ کره شمالی در زمان سرمربیگری علی دایی مقدماتی جام جهانی 2010 را هم از دست دادم و بعد که برگشتم شرایط برایم خوب پیش نرفت و به ایران برگشتم.
فکر میکنی الان آمادهتر هستی یا آن زمان که در بولتون یا فولام بازی میکردی، آمادهتر بودی؟
فکر میکنم الان شرایط بهتری دارم.
در اندیشه بازگشت مجدد به اروپا نیستی؟
در حال حاضر که هیچ پیشنهادی ندارم.
چرا درون میدان تا این حد خشن هستی که تندتند کارت زرد میگیری؟
من خشن نیستم بلکه محکم بازی میکنم. یک مقدار هم درون زمین با حس نباختن کار میکنم و دوست ندارم تیمم شکست بخورد. شاید به همین دلیل گاهی اوقات به نظر میرسد خشن بازی میکنم.
علاقه زیادی به عدد 24 داری؟
بله. آن زمان که در تیم ملی بودم، شمارهام 24 بود.
پس چرا حالا 14 میپوشی؟
پیش از اعزام تیم ملی به جام جهانی 2006 پیراهن شماره 24 تیم ملی به آقای احمدینژاد اهدا شد و پس از آن، من خواستم شماره 14 را بپوشم.
چرا در مسابقات ملی، فامیلیات تیموتیان روی صفحه تلویزیون حک میشود؟
فامیلی اصلی من تیموریان است، اما وقتی شناسنامه پدربزرگم گم شد و خواستیم آن را درست کنیم قبول نکردند و فامیلیمان را درون شناسنامه تیموتیان ثبت کردند.
پس اصل فامیلیات تیموریان است؟
بله. ما تیموریان هستیم، اما در شناسنامه و پاسپورت تیموتیان ثبت شده.
گل زیبایی در مصاف با بحرین به ثمر رساندی!
از این بابت خیلی خوشحالم.
چه شد که تصمیم گرفتی پس از گل، پشتک بزنی؟
خیلی اتفاقی بود. شاید به خاطر خوشحالی زیادم بود.
چون پیش از آن به یاد نداشتیم که این کار را کرده باشی!
بله. قبلا این کار را نکرده بودم و آن شب خواستم خوشحالیام را به آن شکل نشان دهم.
در صحنهای که بازیکن بحرینی روی پایت رفت، فکر میکردی یار حریف اخراج شود؟
فکر میکنم اگر داور استرالیایی نبود در آن صحنه چنین تصمیمی نمیگرفت.
حالا واقعا آنقدر درد کشیدی؟
ضربهاش محکم بود، اما خب به آن شکل که من روی زمین غلت زدم ضربه نخوردم، اما این را اضافه کنم که اگر من پای مخالفم را نمیکشیدم در آن صحنه قطعا استخوان مچ پایم میشکست.
بتازگی از توپهای لیگ برتر هم ایراد گرفته بودی.
بله. متاسفانه این توپهای آل اسپورت که در لیگ با آنها بازی میکنیم خیلی سنگین هستند و وقتی به آنها ضربه میزنی، یک متر هم روی زمین حرکت نمیکنند.
چه شد که استقلال را برای ادامه فوتبالت انتخاب کردی؟
باید در تهران به فوتبالم ادامه میدادم و در جمع تیمهای تهرانی حاضر در لیگ برتر، استقلال چون تیم سابق خودم هم بوده است و با بچههای آن راحتتر و آشناتر بودم، این تیم را انتخاب کردم.
یعنی مسائل مالی برایت مطرح نبود؟
بحث مالی برای من در وهله دوم کارم است. من با تجربیاتی که در فوتبال کسب کردهام پیش از هر چیز سعی میکنم به تیمی بروم که قوارههای قهرمانی را داشته باشد. وقتی در همان روزهای فصل نقل و انتقالات متوجه شدم که چه نفراتی قصد دارند به استقلال بیایند تصمیمم را گرفتم و...
یعنی با مهدی رحمتی و خسرو حیدری هماهنگ بودی؟
نه به آن شکل، اما خب به هر حال در کنار عوامل مدنظرم برای تیم جدیدم برخی نکات اینچنینی را هم مدنظر داشتم.
هنوز هم معتقدی استقلال تیم کهکشانی نیست؟
بله. هنوز هم با این اصطلاح و این نام مخالف هستم. تیمی کهکشانی میشود مثل رئالمادرید که از سراسر جهان ستاره جذب کند. ما شاید کمی بادقتتر از دیگر تیمها بسته شده باشیم. فقط همین... وگرنه همین حالا خیلی از کارشناسان به نحوه جذب برخی مهرهها در بعضی پستهای استقلال ایراد میگیرند. اگر استقلال کهکشانی بود که دیگر جای ایرادگرفتن نداشت. این اصطلاحات را رسانهها میسازند تا تیترهای جذابتری بزنند که البته آن هم در نوع خودش جذاب است، اما بچههای تیم ما هرگز به چنین القابی توجه نمیکنند.
از نتایج استقلال تا اینجای فصل راضی هستی؟
ما در چند بازی مثل ملوان دچار اتفاقات ناخواسته شدیم. در انزلی زمین و شرایط جوی بشدت به ضرر ما و به سود حریف بود و در نهایت هم 3 امتیاز از دستمان رفت. غیر از آن در مصاف با راهآهن ما از اردوی تیم ملی به استقلال برگشته بودیم و فرصت کافی برای ریکاوری نداشتیم و این مساله روی کارمان تاثیر گذاشت، اما در کل فکر میکنم خوب کار کردهایم.
رقبای اصلیتان چه تیمهایی هستند؟
فکر میکنم تا امروز تیمهای خوب خودشان را به لیگ شناساندهاند، اما هنوز هم باید تا پایان نیمفصل صبر کرد چون در مسابقات دورهای مثل لیگ به مرور زمان بهتر میتوان در مورد تیمها نظر داد.
از این که در استقلال و تیم ملی کنار همتیمیهایت هستی چه حسی داری؟
خیلی خوب است و این مساله به انسجام تیمی ما در استقلال بیشتر کمک میکند چون من و مجتبی و خسرو در خط هافبک به اضافه مهدی رحمتی و میداوودی وقتی تقریبا تمام وقت کنار هم هستیم هم برای تیم ملی خوب میشود و هم برای استقلال.
از هیات مدیرهتان و ترکیب جدیدش حرف نمیزنی؟
هیات مدیره و کارهای اداری از حیطه وظایف من نیست و من فقط در مورد زمین فوتبال صحبت میکنم.
تا چه حد با تصمیم مجیدی در مورد خداحافظیاش از تیم ملی موافق بودی؟
این یک تصمیم کاملا شخصی بود و باید به آن احترام گذاشت، اما همه میدانیم که او در این مقطع جزو برترین هافبکهای هجومی و مهاجمان نوک لیگ برتر است و فکر میکنم حداقل تا یک سال دیگر هم میتوانست با همین کیفیت در خدمت تیم ملی باشد، اما این گونه تصمیم گرفت.
سخن پایانی؟
از شما و همکارانتان متشکرم و امیدوارم بتوانم در پایان فصل با قهرمانی در لیگ برتر مزد محبتها و زحمات هوادارانمان را بدهیم. همچنین امیدوارم ایران بتواند با قدرت به مرحله پایانی جام جهانی 2014 صعود کند.
متولد اسفند ماه
آندرانیک تیموریان متولد 15 اسفند 1361 در محله مجیدیه تهران است که 3 خواهر و 3 برادر دارد. او تا مقطع دیپلم درس خواند سپس به فوتبال مشغول شد. خودش میگوید جزو نفرات درسخوان کلاس بوده است.
آندو معتقد است که متولدین اسفند خیلی خوب، خونگرم و بامعرفت هستند. میگوید در دوران کودکیاش بسیار شلوغ بوده و در کوچه از دیوار صاف بالا میرفته است، اما حالا آرام شده و نقطه عکس آن روزها را تجربه میکند. الگوی او در ایران کریم باقری است. همیشه از دیدن بازیهای کریم باقری لذت میبرده و همیشه بازیهای کریم را دنبال میکرده است. باقری از نوجوانی الگوی آندو بوده است.
تیموریان میگوید خیلی اتفاقی به استقلال آمد. ظاهرا استقلال یکی از گلرهای تیم نوجوانان آرارات را میخواسته و او نیز به همین شیوه در محل تمرین استقلال حاضر میشود که همان جا از او دعوت کردند تا به استقلال بپیوندد. آن زمان سرمربی جوانان استقلال رضا احدی بود. آندو معتقد است در فوتبال شانس نقش زیادی در پیشرفت یک بازیکن ایفا میکند. او میگوید اول خدا و بعد شانس خوب. البته او از تشویق خانواده و بویژه برادرش هم غافل نیست. هرچند که میگوید مادر و خواهرانش از او میخواستند به جای فوتبال درس بخواند.
آندو شلوغترین بازیکن این روزهای استقلال را حنیف عمرانزاده معرفی میکند و جالب است که ساکتترین عضو تیمش را نیز از خط دفاع میداند یعنی میثم حسینی.او خودش را خیلی رک و روراست میداند؛ آدمی منطقی و جدی در کار که به وقتش با دوستان شوخی هم میکند. البته خصوصیت بدش را هم پنهان نکرد و گفت زود از کوره درمیرود، اما روی این مساله کار کرده و آن را تعدیل کرده است.
دلش برای دوستانش در انگلیس تنگ شده است و به واسطه چند سال بازی و زندگی در دل اروپا دلش میخواهد فرصتی دست دهد و به دوستانش در آن کشور سر بزند. البته زندگی در ایران را به هر نقطهای از جهان ترجیح میدهد.
محمدرضا مدنی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم