یک خاطره

سرقت در نیمه شب

با سلام خدمت بروبچه‌های تپش. این خاطره‌ای که برایتان ارسال کردم، قبلا هم فرستاده بودم که به چاپ آن اقدامی نشد. چند بار زنگ زدم تا با مسوول صفحه خاطره‌ها صحبت کنم که موفق نشدم با کسی صحبت کنم.
کد خبر: ۴۳۸۶۵۱

خواستم بدانم چاپ خاطره به صورت نوبت‌بندی است یا چنانچه سوژه خاطره دست اول باشد، اقدام به چاپ می‌کنید.من سال گذشته هنگام شب که از بازار به خانه برمی‌گشتم، چون دیروقت بود، خیابان و کوچه‌ها خلوت و بندرت عابری رد می‌شد.

به کوچه‌ای که منزلم قرار داشت، رسیدم متوجه شدم نور چراغ‌ قوه‌ای از پشت پنجره یکی از خانه‌ها دیده می‌شود.

اولش گفتم شاید صاحبخانه باشد؛ اما بیشتر که دقت کردم،‌ دیدم سارقی است که مشغول گشت‌وگذار در این خانه است و با خیال راحت سرقت می‌کند. به خودم گفتم تا به پلیس زنگ بزنم و آنها بیایند، فرصت از دست می‌رود و سارق کار خودش را انجام داده و گریخته است. آرام موتورسیکلت خود را جایی دور از چشم پارک کردم و آهسته به سمت منزل مشکوک حرکت کردم، به صورتی که صدایی ایجاد نکنم. به دیوار خانه‌ای که سارق در آن بود، نزدیک شدم. به دنبال راهی می‌گشتم که وارد حیاط آن خانه شوم تا سارق بویی نبرد و سر بزنگاه دستگیرش کنم.

با آمادگی و این احساس که باید بدون سروصدا وارد خانه شوم، پریدم روی دیوار. داشتم بررسی می‌کردم که از چه راهی وارد خانه شوم که ناگهان مرد مسنی با لباس خانه، مچ پایم را گرفت و داد و بیداد راه انداخت که ای نامرد به خانه مردم دستبرد می‌زنی.

هاج و واج مانده بودم که چه جوابی بدهم. هرچه آهسته می‌گفتم داد نزنید، سارق در خانه است و مشغول سرقت است ممکن است فرار کند، گوشش بدهکار نبود. تازه صدایش را برد بالا و بیشتر فریاد زد که آی مردم دزد آمده.

اکثر چراغ خانه‌ها روشن شد. سارق را دیدم که با سرعت از پشت بام خانه به بام خانه دیگری رفت و پرید داخل کوچه. به‌خودم گفتم مرغ از قفس پرید.

در این هنگام، همسایه‌ای که صدای مرد مسن را از دور شنیده بود، سارق را هم دیده بود. شانس آوردم که با گرز به پایش زده و او را سرنگون کرده بود. خلاصه سارق اصلی را چند متر جلوتر دستگیر کردند و‌ آوردند به محلی که مرا هم دستگیر کرده بودند. از شکل و شمایل سارق داد می‌زد که سارق است. همه نوع وسلیه سرقت همراهش بود. مرا هم دیدند که ظرف غذا و خرت و پرت همراهم است و فهمیدند که سارق اصلی من نبودم.

مرد مسن عذرخواهی و نصیحت کرد که در این مواقع نباید به تنهایی اقدام کرد و باید با پلیس تماس گرفت.

امیدوارم این خاطره مورد استفاده شما قرار گرفته باشد و بدانید اگر نسنجیده کاری را انجام دهید و نیت خیر هم داشته باشید چه بسا شما را مقصر بدانند.

با آرزوی موفقیت

رباط‌کریم ـ قاسم ـ ه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها