در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
زمانی که من بازپرس بودم گزارشی به دستم رسید در موردفرد شروری که اقدام به سرقت خودرو میکرد و اتومبیلهای مسروقه را با مواد مخدر مبادله میکرد. این خبر به دست ما رسید و تحقیقات اولیه انجام و مشخص شد سرقتهای متعددی با یک شیوه در حال انجام است.
با کارهای اطلاعاتی که انجام شد فهمیدیم این سرقتها توسط همان فرد شرور و افرادش انجام میشود. با دستورات قضایی این متهم غافلگیر و در منزلش توسط ماموران دستگیر شد. در تفتیش از خانه متهم یکسری وسایل مرتبط با جرم کشف شد از جمله آلات ویژه سرقت و ادوات جعل پلاک که نشان میداد علاوه بر متهم، شخص دیگری هم با او همدست است.
نکته جالب این بود که با توجه به بازجوییهای مفصلی که تا صبح به طول انجامید، متهم به سرقت حدود 8 دستگاه خودرو اقرار کرد و همه این ماشینها هم شناسایی شدند. هر خودروی سرقتی در یک نقطه از کشور فروخته شده بود.
ما آدرسها را از طریق متهم به دست آوردیم و با هماهنگیهای انجام شده توسط ماموران شهرستان مربوطه، خودروها کشف شدند. بعد از این مرحله سوابق متهم را بررسیکردیم و متوجه شدیم 27 بار سابقه کیفری دارد. این در حالی بود که او فقط 30 سال داشت.
خودروها بتدریج کشف و با دستگیری و متلاشی شدن باند متهم و افرادش بتدریج وقوع این نوع سرقتها متوقف شد. با پیگیریهایی که انجام دادیم و بازجوییهای متعدد، قرار مجرمیت از سوی من و کیفرخواست از سوی دادستان شهر صادر شد و یکی از شعب دادگاه، متهم را به تحمل 8 سال حبس و تبعید محکوم کرد.
در کنار این پرونده، تیزهوشی یکی از ماموران باعث شد تا ما یک مجرم حرفهای دیگر را هم شناسایی کنیم. همانطور که گفتم یکی از متهمانی که در این پرونده دستگیر شد در امر جعل فعالیت میکرد.
با تحقیقاتی که انجام دادیم متوجه شدیم گواهینامهای که این فرد به عنوان مدرک شناسایی به ما نشان داده جعلی است. بعد از مدتی سارق به شهرستان محل تبعید رفت و جاعل گواهینامه به مجازات محکوم شد. چندی بعد در حالی که متهم ردیف دوم آزاد شده بود، یکی از ماموران آگاهی که خیلی باهوش است به من مراجعه و اشاره کرد که در مورد این جاعل اطلاعاتی به دست آورده که بسیار مهم است.
او گفت این مرد در یک پرونده به نگهداری و حمل مواد مخدر از نوع هروئین متهم است که این پرونده به طرز مشکوکی مختومه اعلام شده است. چون این مامور مورد اعتماد بود درخصوص اظهاراتش تحقیق کردیم و مشخص شد که اظهارات وی کاملا صحیح است و فرد موردنظر به حمل موادمخدر به میزان 700 گرم نیز متهم شده که مجازات آن طبق قانون اعدام است. پرونده به صورت جدی بررسی و مشخص شد که این شخص زمانی که در زندان بود ادعا کرده که دچار بیماری است و با سپردن وثیقه جهت درمان آزاد شده و فرار کرده بود.
از طرفی بعد از مدتی شخصی که برای آزادی او سند گذاشته بود به محکمه مراجعه کرده و یک گواهی فوت از آن شخص ارائه داده و دادگاه به اعتبار اینکه متهم فوت کرده است، پرونده را با قرار موقوفی تعقیب به لحاظ فوت متهم مختومه اعلام کرده بود. بعد از اینکه مسلم شد مجرم ما همان فرد است معلوم شد گواهی فوت جعلی است بنابراین به شکل محرمانه تلاش برای دستگیری متهم شروع شد.
یکی از روزهایی که در خانه بودم مامور معتمد تماس گرفت و گفت من متهم را پیدا و شناسایی کردهام. او در یک پاساژ است، حالا باید چه کنم؟ با توجه به دستوراتی که داده شد تاکید کردم وی باید دستگیر شود و بعد از دستگیری، دستورات بعدی صادر و بعد از اینکه منزل متهم تفتیش شد آلات و ادوات جعل مجددا کشف شد که نشان میداد او بعد از آزادی از زندان به اقدامات خلاف قانون خودش ادامه میداد، علاوه بر آن یکقبضه سلاح گرم هم پیدا کردیم.
با کشف سلاح و آلات جعل، متهم مجددا مورد تفهیم اتهام قرار گرفت و به زندان معرفی و بابت اتهامات جدیدش به 10 سال حبس محکوم شد. پس از آن آرامش خاطر برای ما به وجود آمد که این شخص در زندان خواهد ماند تا پرونده مواد مخدر او بررسی دقیق شود.
پرونده بررسی شد و از طرف رئیس دادگاه انقلاب وقت مراتب صدور حکم اشتباه مبنی بر موقوفی منع تعقیب اعلام شد و دادستان کل کشور با بررسی پرونده و با تایید اشتباه در حکم صادره به لحاظ حکم متهم آن را نقض کرد و بعد از نقض، پرونده دوباره رسیدگی شد و اینبار متهم به خاطرمواد مخدر علاوه بر مجازات سابق به اعدام هم محکوم شد و 2 سال پیش این حکم به اجرا درآمد.
در این پرونده چند نکته وجود داشت؛ اول اینکه در برخورد با افراد شرور که سوابق متعدد کیفری دارند دستگاه قضایی باید با قاطعیت و جدیت وارد عمل شود و مجازاتی را به شخص بدهد که بازدارنده و به نفع متهم و همچنین برای امنیت جامعه مفید باشد.
چنین متهمانی، امنیت یک جامعه را به خطر میاندازند و قاطعیت در برخورد لازم است.
نکته دوم اینکه همکاران قضایی و انتظامی باید باهوش باشند و دقت لازم را در رسیدگی به پروندهها داشته باشند و اینطور نباشد که با ارائه یک برگ نامه جعلی، پرونده به این مهمی را مختومه اعلام کنند. در این موارد وقتی خود شخص نامه را ارائه میدهد باید از ادارات مربوطه مثل سازمان ثبت احوال استعلام قانونی هم انجام گیرد که اگر این کار انجام میشد اداره ثبت اعلام میکرد فوت متهم موردنظر ثبت نشده است.
نکته آخر اینکه موضوعاتی که ماموران به آنها ظنین میشوند ولو اینکه به نظرشان یک موضوع ساده بیاید بهتر است آن را به مسوولان مربوطه منعکس کنند مثل این پرونده که از یک احتمال شروع شد و به حکم اعدام انجامید و یکی از واردکنندگان عمده مواد مخدر معدوم شد و جامعه از شر یک مفسد نجات پیدا کرد.
محمدرضا گیوکی
قاضی دادگستری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: