یادمان نرود

دلنوشته‌های مادر

کد خبر: ۴۳۸۲۶۵

به یاد بیاور وقتی تو کوچک بودی، من مجبور می‌شدم روزی چندبار لباس‌هایت را عوض کنم.

برای سرگرمی یا خواباندنت مجبور می‌شدم بارها و بارها داستانی را برایت تعریف کنم...

فرزند عزیزم، وقتی نمی‌خواهم به حمام بروم مرا سرزنش و شرمنده نکن. وقتی بی‌خبر از پیشرفت‌های دنیای امروز سوالاتی می‌پرسم، با تمسخر به من نگاه نکن.وقتی برای ادای کلمات یا مطلبی حافظه‌ام یاری نمی‌کند، فرصت بده و عصبانی نشو.وقتی پاهایم توان راه رفتن ندارند، دستانت را به من بده... همان‌گونه که تو اولین قدم‌هایت را کنار من برمی‌داشتی....

از این‌که در کنار تو مزاحمت هستم، خسته و عصبانی نشو. یاریم کن. همان‌گونه که سال‌ها پیش من یاریت کردم.کمک کن تا با نیرو و شکیبایی تو این راه را به پایان برسانم.

فرزند دلبندم، دوستت دارم.»

این جمله‌ها دلنوشته‌های یک مادر است که امکانات ارتباطی دنیای امروز آن را به من و شما رسانده.من هم مثل شما نمی‌دانم چه کسی و در چه زمانی این مطلب را نوشته اما اینها هیچ کدام مهم نیست. مهم آن چیزی است که این کلمه‌ها و جمله‌ها به من و شما منتقل می‌کند.

مهم آن است که من و شما چقدر با خواندن این عبارت‌ها به فکر فرو می‌رویم و چقدر به خودمان، به مادر یا پدرمان و رفتارمان با آنها فکر می‌کنیم.

مهم این است که بدانیم شرایط دنیای ماشینی امروز، بهانه خوبی برای ماشینی شدن آدم‌ها نیست.مهم این است که یادمان نرود ما انسانیم و همیشه باید رفتاری انسانی داشته باشیم.

علی مهربان

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها