جولین بارنز جایزه ادبی بوکر 2011 را دریافت کرد

اندر حکایت مرغ همسایه

مقاله 20 اکتبر (28 مهر) نشریه ایندیپندنت درباره جایزه بوکر 2011 و زیر عنوان «سرانجام پیروزی برای جولین بارنز» تصویر روشنی را از اهمیت جایزه‌های ادبی در خارج از محیط فرهنگی ما می‌نمایاند. به اقتضای مجالی که در این صفحه دارم چند بند ابتدای این مقاله را با هم می‌خوانیم:
کد خبر: ۴۳۷۶۹۴

وقتی جولین بارنز پشت تریبون جایزه «من بوکر» ایستاد و برگه کاغذی را از جیبش بیرون آورد، حس مبهمی داشت که انگار متن سخنرانی‌اش با همان واژه‌های آرزومندانه‌ای نوشته شده که چند دهه پیش آن را آماده کرده بود اما بعد از مدت‌ها معنایش کامل شده است.

او برای اولین بار سال 1984 برای کتاب «طوطی فلوبر»، پس از آن سال 1988 برای کتاب «انگلستان، انگلستان» و سپس سال 2005 برای کتاب «آرتور و جرج» نامزد دریافت این جایزه شد. بنابر این وقتی سرانجام این سخنرانی به انجام رسید می‌شد طعم رنجشی را که سال‌ها به این واژه‌ها آمیخته بود حس کرد. او گفت: « از دریافت این جایزه به همان اندازه که خوشنودم احساس آسوده شدن نیز دارم.»

محق بودن با رسیدن به حق در لایه‌ای از شوخ طبعی هم مرز شده بود. او ماجرای جالب نویسنده آرژانتینی، خورخه لوییس بورخس را یادآور شد که تا دریافت نوبل ادبی پیش رفته اما ناکام مانده بود و این اتفاق او را به این تصور رسانده بود که نکند توطئه‌ای علیه او در جریان است. بارنز با گفتن این ماجرا ادامه داد: داشتم به این فکر می‌کردم که شاید سیستمی شبیه آنچه بورخس می‌پنداشت در اینجا فعال است!

اصل این مقاله در پایگاه اینترنتی نشریه ایندیپندنت موجود است. اما آنچه که برای نویسنده این سطرها مهم است اشتیاقی است که در همین دو سه بندی که گزارشش را به فارسی آوردم موج می‌زند. کسب جوایز ادبی سوای شهرتی که برای برنده اش می‌آورد به گرم ماندن تنور ادبیات در جامعه کمک موثری می‌کند. برای همین است که تبلیغات وسیعی برای جوایز ادبی پیش از موعد برگزاری و پس از اعلام نتیجه در فضای ادبی به راه می‌افتد. چنین تبلیغاتی با تبلیغ فیلم‌های سینمایی قابل مقایسه است. ناگفته پیداست که با این حجم از تبلیغات، نویسندگان به‌قول جولین بارنز «با امید و حرص و انتظاری که دیوانه‌کننده است» به جوایز ادبی بیندیشند.

اما در ایران چه خبر است؟ کسی یادش مانده که آخرین بار کدام جایزه ادبی ایران به کدام نویسنده یا شاعر رسیده است؟ اصلا اگر از ایرانی‌ها بپرسند که مهم‌ترین جایزه ادبی در ایران چیست به چه پاسخی می‌رسیم؟

نکته عبرت‌آموز این است که اهالی ادبیات (از تولیدکننده تا مصرف‌کننده) آنقدر که به جوایز ادبی‌ای چون نوبل، بوکر و پولیتسر توجه دارند به همین چند جایزه دولتی و غیردولتی کاری ندارند.

ما از ترجمه‌های گوناگون آثاری که از طریق تبلیغات رسانه‌ای به ما رسیده است بیشتر مطلعیم تا چاپ کتاب‌های نویسندگان ایرانی. مقصر کیست؟ اهالی فرهنگ یا اهالی سیاست؟ هر که مقصر باشد فرقی نمی‌کند. آنچه مهم است این است که در بازار کتاب ایران، ترجمه خریدار بیشتری از تالیفات ایرانی دارد. به تبعات این ماجرا فکر کنیم.

سیداحمد نادمی / شاعر و مترجم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها