در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فرهنگ ایران در سراسر قفقاز از گرجستان و اوستیا گرفته تا ارمنستان و آران حضور و نفوذ داشت و نشانههای این پیوند فرهنگی و تاریخی هنوز نیز به چشم میخورد. آران و شروان از فرهنگ شهرهای مهم ایران زمین به شمار میرود و یکی از کانونهای مهم رشد و پرورش ادبیات فارسی بوده است.
مردم شیعه مذهب آران بویژه در نخجوان و نقاط نزدیک به شمال رود ارس بعد از جدایی و انفصال بارها خواستار پیوستن دگرباره به ایران و زیستن در زیر چتر حاکمیت ایران شدند. بعد از انضمام سیاسی قفقاز به روسیه تزاری، نفوذ معنوی و فرهنگی ایران در قفقاز باعث میشد هرگونه رابطه محکم و پر دوام میان این مناطق و امپراتوری روسیه تحت الشعاع قرار گیرد. از همینرو طبیعی بود که بتدریج روندزدایش آثار فرهنگی و زبانی که نشانی از ایران داشت، به وسیله تزارها آغاز شود. گسترش زبان روسی در منطقه، آمایش جمعیتی از طریق مهاجرت دادن مردم روس و تاتار به باکو و ترکیسازی پس از فارسیزدایی در همین خصوص شکل گرفت. اوایل عهد مشروطه 2 نیروی عمده در بادکوبه علیه ایرانیگرایی در تکاپو بودند: روس و عثمانی. ایران در این بازی غایب بود و تنها برخی از روزنامهنگاران و روشنفکران مهاجر آذربایجانی مانند شیخ محمد خیابانی بودند که در برابر این اقدامات کوششهایی به خرج دادند.
روسها سالها بعد در قالب سوسیالیسم به زدودن مولفههای ایرانیگرایی در میان مردم آران پرداختند و با همین هدف نوعی هویت کاذب برای مردم منطقه ایجاد شد. از آن پس، سنت برساختن تاریخ توسط نهادهای رسمی از دوران شوروی به عنوان میراثی مهم برای زمامداران بعدی دولتی که حزب مساوات در دورهای کوتاه آن را جمهوری آذربایجان نامیده بود، باقی ماند.
سنت تاریخنویسی که در سالهای پس از فروپاشی شوروی صورت گرفت، بر جعل تاریخ و قلب «روایت» مبتنی بود به نحوی که زمینه برای قرائت یان ترکیستی از تاریخ مهیا شود. فرایافت روایت اشاره به چارچوب داستانی دارد که فضای یک رویداد تاریخی را «بازنمایی» میکند. بازنماییها لزوما نه بازتاب معنای پدیدهها در فضای واقعیت بلکه تولید و ساخت معنا بر اساس چارچوبهای تصوری و گفتمانی است.
این که بازنمایی روایت جنگهای ایران و روس امروزه توسط چه کسانی در جمهوری شمال ارس صورت میگیرد و بستر اساسی این روایتگری چیست، اهمیت زیادی دارد زیرا تتمههای این جریان ممکن است دیر یا زود به سایر متون تاریخی در جهان از جمله ایران سرایت کند. پیامد بلندمدت انفصال قفقاز از ایران، ایجاد یک هویت برساخته در آران بر اساس مدل ملت سازی عمودی (از بالا) بود که بر خلق یک هویت جدید تاکید داشت که در «تقابل» با کشور مادر یعنی ایران قرار میگرفت. کوشش برای شکافتن این تلاشها در جامعه امروز و طرز فکر حاکم بر جمهوری شمال ارس در کنار بُعد تاریخی و اجتماعی حائز اهمیت است. پروژه دولتی ملتسازی در این جمهوری تلاشی بود در جهت اشاعه احساسات ملی در میان گروههایی که سابقا دارای هویت و وفاداریهای مختلف بودند. هرچند این برنامه دولتی با موفقیتهای کوچک و کماهمیتی توام شد، اما چنین الگوهایی در آفریقا و آسیا نمونههایی از ملتسازی از لحاظ دیوانسالاری، ایجاد ارتش و قانونگذاری بودند تا پدید آمدن حس ملی.
سالار سیفالدینی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: