بررسی چگونگی یک جنایت توسط پسر 17 ساله

جنایتی که با یک پیامک آغاز شد

دستش را گذاشته بود روی گلویش که خون فواره نزند و از مردم کمک می‌خواست. او تنها 18 سال داشت. هنوز دقایقی از انتقال جوان مجروح به بیمارستان نگذشته بود که وی به علت شدت جراحت ناشی از اصابت شیء تیز شبیه چاقو و خونریزی شدید، فوت کرد.
کد خبر: ۴۳۷۲۶۰

شاهدان صحنه جرم به پلیس گفتند که مقتول ـ پوریا 18 ساله ـ با 2 جوان هم‌سن و سال خود درگیر و مجروح شده و بعد از حادثه 2 جوان از صحنه فرار کرده‌اند. در ادامه تحقیقات مشخص شد که پوریا با یکی از دوستان خود به نام مهرزاد اختلاف داشته و در روز وقوع حادثه نیز با او قرار داشته است. مهرزاد چند ساعت بعد از وقوع قتل در خانه خواهرش دستگیر شد و گفت که دوستش فرهاد 17 ساله، هنگام وقوع حادثه همراه او بوده است. فرهاد نیز چند ساعت بعد دستگیر شد و در اعترافاتش گفت: مهرزاد به من گفت که با پوریا دعوا کرده است. او با برادرش که معتاد به شیشه بود دعوا کرده بود و در خانه خواهرش می‌ماند. خواهرزاده کوچکش موقع بازی با موبایل مهرزاد ناخواسته شماره پوریا را گرفته بود و او هم چون فکر کرده بود مهرزاد می‌خواسته او را مسخره کند، به او پیامک زده و ناسزا گفته است. کار بالا گرفت و مهرزاد هم سراغ من آمد.

به گفته فرهاد، مهرزاد روز اول بعد از این که قرار گذاشته‌اند برای دعوا همدیگر را ببینند سر قرار نرفته، اما چون پوریا او را ترسو خطاب کرده بار دیگر قرار گذاشته و این بار با فرهاد سر قرار رفته است. فرهاد هم زمانی که می‌خواسته از خانه خارج شود و به سراغ پوریا که قبلا او را ندیده بوده برود، یک چاقو از وسایل پدرش برمی‌دارد و همراه می‌برد. فرهاد در اعترافات خود گفته نفهمیده چطور به گردن مهرزاد چاقو زده است تنها در یک لحظه در میانه درگیری دیده که دستش خونی است و بسرعت فرار کرده و تا لحظه دستگیری نیز نمی‌دانسته پوریا کشته شده است.

کلثوم کریمی، روان‌شناس

متاسفانه باز شاهد ماجرایی هستیم که 3 نوجوان خشمگین کار دست خود داده‌اند. یکی زندگی خود را از دست داده، یکی متهم به مشارکت و دیگری متهم به معاونت در قتل است، اما این 3 جوان یک وجه مشترک دارند و آن خشمگین بودن هر 3 آنهاست. برای پی بردن به این که چه چیزی باعث این اتفاق شده ابتدا باید معنی خشم را بدانیم. خشم در واقع یک واکنش هیجانی و طبیعی در فرد در برابر یک ناکامی یا موقعیت ناخوشایند است. وقتی فرد عصبانی می‌شود اتفاقات زیادی در بدن او می‌افتد که همراه با تغییران روانی و فیزیکی است.

تغییرات فیزیکی ناشی از خشم شامل تپش قلب، قرمز شدن رنگ صورت، لرزش دست و عرق کردن کف دست می‌شود. اثرات روانی خشم ایجاد احساس نامطلوب در شخص و واکنش‌هایی چون اقدام به وارد کردن لطمه به خود و دیگران، سرزنش دیگران، پرتاب و شکستن اشیاء و... است.

خشم در وجود همه ما هست. حتی نوزادان هم که قادر به سخن گفتن نیستند وقتی خشمگین می‌شوند با گریه کردن اعتراض می‌کنند، اما بروز خشم و توانایی کنترل آن در سنین مختلف متفاوت است. یک نوجوان در دوره‌ای به سر می‌برد که به نوسانات خلقی و فیزیکی دچار است، بحران هویت و حس استقلال‌طلبی اقتضای سن اوست.

در این دوران بخصوص اگر به گروه‌های همسالان گرایش پیدا کرده باشد، کنترل خشم برای او سخت‌تر می‌شود و آستانه تحمل پایین می‌آید. به همین دلیل شاهد هستیم که نزاع‌های خیابانی که در اثر خشم اتفاق می‌افتد بیشتر در رده سنی نوجوانی و اوایل جوانی است.

افرادی که سابقه بیش‌فعالی در کودکی یا اختلالات هورمونی دارند نسبت به دیگران خشمگین‌تر می‌شوند، اما آنچه تاثیر بسیار مهمی در کنترل خشم دارد نقش عوامل محیطی است. مثلا این که فرد در چه خانواده‌ای رشد کرده بسیار مهم است. اگر محیط خانواده پرتنش باشد و پدر و مادر با یکدیگر، با فرزندان یا افراد دیگر مشاجره داشته باشند، الگوی پرخاشگری از خانواده به فرد انتقال پیدا می‌کند و فردی خشمگین از او می‌سازد. بعضی رفتارهای سلطه‌جویانه و کنترل‌کننده خانواده‌ها نیز احساس خشم را در فرزندان تقویت می‌کند. اگر خانواده فرزندان را بی‌دلیل از چیزی محروم کند و حق انتخاب را از آنها بگیرد، روحیه خشم را در آنها بیشتر کرده است.

اگر دوستانی که فرد با او در ارتباط است رفتارهای پرخاشگرانه داشته باشند، فرد برای گرفتن تایید آنها رفتارهای مشابهی از خود نشان می‌دهد. هر 3 این نوجوانان رفتار پرخاشگرانه داشته‌اند، اگر یکی کوتاه می‌آمده، آن یکی نمی‌آمده است. تاثیر جامعه را نیز نباید فراموش کرد. اگر در جامعه فضای آرامی حاکم باشد و افراد به حقوق یکدیگر احترام بگذارند، رفتارهای پرخاشجویانه کاهش خواهد یافت. عوامل دیگری چون ترافیک و آلودگی هوا آستانه مقاومت افراد را پایین می‌آورد. همه این عوامل دست به دست هم می‌دهد تا کار از یک پیامک ساده یا یک تماس اشتباهی به چنین جایی برسد.

امان‌الله قرایی مقدم، جامعه‌شناس

جوانی موقع خروج از خانه با این که می‌داند دارد برای دعوا می‌رود با خود چاقو می‌برد. چرا این کار را می‌کند؟ افرادی که به درجه‌ای از خشونت می‌رسند که دست به قتل می‌زنند روند طبیعی رشد را طی نکرده‌اند، از نظر خانوادگی دچار مشکلات جدی بوده‌اند و بسیاری از آنها از مشکلات زیادی چون فقر و تنگدستی رنج برده‌اند. این افراد در خانواده‌هایشان اختلال وجود دارد و از خانواده‌های بی‌سرپرست یا بدسرپرست می‌آیند. این افراد بدون شک زندگی سختی داشته‌اند. در چنین خانواده‌هایی معمولا ریشه خشونت مفرط وجود دارد. شاید اعتیاد یکی یا چند تن از اعضای خانواده وجود داشته باشد. این افراد در دل خود دشمنی با جامعه را پرورش داده‌اند که ریشه در دوران کودکی آنها دارد. کسی که این نقشه را کشیده سال‌ها از فقر رنج برده و انواع ناهنجاری‌ها را تجربه کرده است. این افراد جامعه را مقصر می‌دانند.

اما آیا این افراد قاتل بالفطره هستند؟ نه خیر چنین نیست. قاتل بالفطره یعنی چه؟ این عبارت غلط است. قاتل بالفطره به عقیده من وجود ندارد. قاتل خود به خود به وجود نمی‌آید. بلکه جامعه او را به وجود می‌آورد. نابهنجاری‌های درون نظام اجتماعی چه به لحاظ ساختار و چه از نظر کارکرد، باعث این اتفاقات می‌شود. این افراد بخصوص جوان هم که باشند بیشتر دچار بحران هویت هستند. از بین رفتن معنویات و اعتقادات مذهبی، کمرنگ شدن ارتباطات مردم با یکدیگر، همه در پیدایش یک جنایت موثر هستند، اما ما این مساله را در بسیاری از اوقات فراموش می‌کنیم. در اینجا باید بگوییم که جامعه باید محاکمه شود. این افراد به سزای اعمال خود خواهند رسید، اما ماجرا تمام نمی‌شود. چراکه این افراد زاییده اجتماع هستند. این نظریه که در گذشته گفته می‌شد خشونت و کار خلاف ریشه در ژن دارد و بستگی به ژنتیک افراد دارد امروزه دیگر قابل پذیرش نیست. پس باید به فکر چاره بود، به فکر این که فردا چه باید کرد که این حوادث تکرار نشود.

همچنین نباید فراموش کرد 2 نوجوان کم‌سن و سال با هم دست به چنین کاری زده‌اند. تاثیر گروه همسالان بر وقوع جرم غیرقابل انکار و بیشتر از هر عامل دیگری است. تحقیقات سوروکین بر 395 نوجوان به این پرسش پاسخ می‌دهد که چرا نوجوانان از یکدیگر تاثیر می‌پذیرند: وقتی نوجوانان با هم صحبت می‌کنند، صحبت‌هایشان حالت امر و نهی ندارد و شبیه گفته‌های پدر و مادرشان نیست. این باعث می‌شود تحت تاثیر گفته‌های دوستان خود قرار گیرند و آنها را عملی کنند. خانواده‌ها باید هوای بچه‌های خود را بیشتر داشته باشند.

و اما در جامعه چه باید کرد؟ اول از همه بیکاری باید از بین برود. راه‌حل اصلی به نظر من در کلمه اشتغالزایی خلاصه می‌شود و البته برای جوان‌ترها ایجاد تفریحات سالم که بتوانند انرژی خود را تخلیه کنند. برقراری عدالت اجتماعی و از بین بردن اختلاف طبقاتی گام بعدی است. تا زمانی که فقر بالاست و روح مادیات و شیءگرایی در جامعه حاکم است اوضاع درست نخواهد شد. پس همزمان هم باید فرهنگسازی بشود و هم مشکلات جدی جامعه حل شود.

فهمیه اسدی، حقوقدان

با تاکید بر این که وظیفه خطیر صدور حکم صرفا به عهده قضات محترم است، در اینجا به اختصار به توضیح درباره قوانین قتل از جمله مشارکت و معاونت در قتل می‌پردازیم.

اگر بخواهیم به زبان ساده توضیح دهیم، معاونت در قتل یعنی دست داشتن در قتل به صورت غیرمستقیم، اما مشارکت در قتل به صورت مستقیم صورت می‌گیرد. یعنی فرد کاری انجام می‌دهد که مستقیما در کشته شدن مقتول نقش دارد. بنابراین در اینجا احتمال می‌رود اتهام فرهاد مشارکت در قتل و اتهام مهرزاد معاونت باشد.

مطابق ماده 206 قانون مجازات اسلامی کسی که مرتکب قتل عمد می‌شود مجازاتش قصاص است. در مورد نفر دوم در صورتی که ثابت بشود نقش مستقیمی در قتل نداشته و صرفا به صورت غیرمستقیم در قتل نقش داشته معاونت در قتل انجام داده که مجازاتش بین 5 تا 15 سال حبس است.

اما معاونت در قتل می‌تواند به صورت‌های مختلف باشد که چند نمونه از آن به این شرح است: اول، ترغیب به قتل، دوم، تهیه وسیله و آلت جرم، سوم، پرداخت وجه به کسی برای انجام قتل و چهارم، تحریک کردن.

البته ما از جزییات پرونده خبر نداریم. باید ببینیم مهرزاد آیا یکی از موارد زیر را انجام داده است یا خیر. آیا فرهاد را تحریک کرده یا صرفا از او می‌خواسته برای همراهی او و دفاع از او در دعوا برود؟ این بستگی به اعترافات دو متهم و تشخیص قضات دارد.

در اینجا از فرصت استفاده کرده و موضوع بسیار مهمی را مطرح می‌کنم. کارشناسان بارها بر این مهم تاکید کرده‌اند و من باز هم تاکید می‌کنم. چنانچه بیشتر از یک نفر دست به قتل کسی بزنند، مجازات بین آنها تقسیم نمی‌شود. حتی اگر 10 نفر دست به قتل یک نفر بزنند، هر 10 نفر به قصاص محکوم می‌شوند. با این تفاوت که ولی دم باید برای قصاص نه دهم دیه را بدهد تا هر یک از قاتلان قصاص شوند. چراکه تنها یک جان در برابر یک جان قرار دارد، اما در اصل مجازات که قصاص است، تفاوتی ندارد. گاهی اوقات افرادی که نقشه‌های شوم می‌کشند گمان می‌کنند اگر شریک جرم پیدا کنند، شریک مجازات هم پیدا کرده‌اند.

بخصوص در قتل‌های ناموسی شاهد اینجور تئوری‌ها هستیم. در صورتی که این باور غلط است. مشارکت در جرم به این معنی نیست که مجازات نیز بین افراد تقسیم شود.

سارا لقایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها