در حالی که اقتصاد آمریکا در حال فرورفتن عمیقتر در بحران اقتصادی است، میلیونها آمریکایی با مشکل بیکاری روبهرو هستند، ارزش خانهها روبه کاهش است و وعدههای بازنشستگی دائما به تاخیر میافتد، تظاهرکنندگان خشمگین در سراسر این کشور به خیابانها آمدهاند. چند ماهی است که جنبش چای به دلیل بحران اقتصادی، انتقادات شدیدی را علیه دولت اوباما مطرح میکند و از رئیسجمهور تقاضا دارد که میزان هزینهها را کاهش دهد. شکوفایی جنبش «تسخیر وال استریت» میتواند جرقهای باشد که محافظهکاران ترقیخواه مدتهاست منتظر آن هستند؛ فرصتی تازه برای سازماندهی دوباره بحران اقتصادی و حمایت بیشتر از محرکهای اقتصادی دولت به منظور افزایش مساوات و برابری. موفقیت این جنبش تا میزان بسیار زیادی به این بستگی دارد که آیا میتوانند خشونت را مدیریت کنند (همچون جنبش چای) یا اینکه در این کار موفق نخواهند بود و با شکست مواجه میشوند (همچون تظاهرات علیه سازمان تجارت جهانی در سال 1999 در سیاتل).
جنبشهای اعتراضی همواره باید خط مشخصی را بین اقدامات خشونتآمیز و غیرخشونتآمیز تعیین کنند. در واقع قدرت تظاهرات، مختلکردن روند کاری به صورتی معمول و به دور از خشونت است. هر تظاهرات اعتراضی بدون داشتن این فاکتور نه میتواند محرکی برای گروههای مخالف باشد و نه میتواند رسانهها را برای پوشش اخبارشان توجیه کند. در واقع خشونت، واکنش شدید عموم مردم را به همراه داشته و در مقابل مقامات همان کاری را انجام میدهند که برای سرکوب تظاهرات اعتراضی نیاز است.
پرهیز از خشونتالبته تکیهکردن روی خشونت بیش از حد پلیس برای تاکید بر منافع عمومی نمیتواند راهکاری موثر برای استحکام بیشتر یک جنبش نوپا باشد. اگرچه ممکن است تا حدودی همدردی مردم را به همراه داشته باشد، اما اغلب آمریکاییها در مقابل سیاستهای خشونتآمیز طاقت و تحمل زیادی از خود نشان نمیدهند. به عنوان مثال در جریان تیراندازی به دانشجویان ایالت کنت در سال 1970 توسط نیروهای امنیت ملی، یک نظرسنجی موسسه گالوپ نشان داد که اکثریت مردم آمریکا، دانشجویان و نه نیروهای پلیس را مقصر این قضیه میدانستند. در این میان نیروهای پلیس بویژه در شهرهای بزرگ بخوبی میدانند که خشونت بیش از حد میتواند باعث تقویت بیش از پیش این گونه جنبشهای اعتراضی شود.
اریک کانتور، رئیس اکثریت مجلس نمایندگان آمریکا اخیرا اظهارنظری در مورد این جنبش کرد که نمیتوان چندان با دیده اطمینان به آن نگریست. وی در سخنانش این جنبش اعتراضی را بیقانون و یاغی نامید، اما با دقت در اعضای آن خلاف این گفته ثابت میشود. بسیاری از افرادی که در این تظاهراتها شرکت کردند، ارتباط عمیقی با جوامع مدنی خود دارند. در واقع همین ارتباط است که آنها را آگاه ساخته تا در وهله نخست به تظاهرات روی آورند. جمعیتی که در خیابانهای نیویورک و دیگر شهرهای آمریکا اجتماع اعتراضی برگزار کردند، انسانهای منزوی و غریبهای نبودند؛ آنها بخشی از گروههای اجتماعی کوچک ولی سازمانیافته و شناخته شده بودند.
هر گروه از این شرکتکنندگان اهداف، ایدهها و انگیزههای متفاوتی برای اقدام و عمل خود دارند. از سوی دیگر با توجه به اینکه فعالان ترقیخواه ارزش زیادی بر حضور دموکراتیک و آزادی بیان دارند، تمایل ندارند مانع حضور افرادی شوند که وجودشان در اینگونه اعتراضها فایدهای ندارد. آنها همواره گروههایی در حاشیه هستند که تمایل دارند با ابزار تظاهرات به دنبال سخنان و اهداف خود باشند ؛ حتی گاهی اوقات آنها به خشونت رومیآورند تا توجهات را نسبت به خود جلب کنند. در چنین شرایطی خشونت میتواند به سرعت در میان توده معترضان گسترش یابد. افرادی که دوست دارند با شیوهای مسالمتآمیز اعتراض خود را نشان دهند ممکن است با پرتاب اولین بطری یا سنگ بخواهند به نزاع و درگیری روآورند. سپس رفتار خشونتبار نیروهای پلیس نیز میتواند باعث بیشترشدن تعداد معترضان شود و این دقیقا همان اتفاقی است که در سیاتل رخ داد.
چنین افزایش خشونتی معمولا زمانی اتفاق میافتد که تعداد زیادی از معترضان دریابند نمیتوان از طریق تظاهرات مسالمتآمیز به اهداف مورد نظر خود دست یافت. البته جنبش تسخیر وال استریت تاکنون به چنین مرحلهای نرسیده است. در حالی که بسیاری از ترقیخواهان رضایت چندانی از رویکرد محتاطانه دولت اوباما ندارند، اما هنوز امید خود را از دست ندادهاند. نظر عموم مردم هنوز نقش مهمی را در این میان بازی میکند. میزان مقبولیت اوباما در سطح پایینی است، اما این میزان برای جمهوریخواهان در کنگره نیز پایینتر است. اگر جنبش وال استریت بتواند رویه خود را به گونهای مسالمتآمیز حفظ کند، آنگاه خواهد توانست نارضایتی از اوضاع اقتصادی را به سمت شرکتها سوق دهد.
معترضان زمانی بیشترین تاثیر را خواهند داشت که ابزارهایشان بتواند پیام آنها را به خوبی منعکس کند. پس از آن نوبت به اکثریت عقلا میرسد تا مانع از هدر رفتن بیشتر منافع شوند. در این میان برخی مخالفان محافظهکار و تعدادی از اعضای رسانههای گروهی از این جنبش انتقاد کرده که نتوانسته تقاضاهای خود را شفاف و دقیق بیان کند. البته این موضوع تصادفی نیست که معترضان، وال استریت را به عنوان محل اعتراض خود انتخاب کردهاند. از لحاظ تاریخی مخالفت با وال استریت، نقطهای تاثیرگذار برای کسانی است که نسبت به شرایط اقتصادی اعتراض دارند.
در نهایت میتوان گفت معترضان تا زمانی که توجه عموم مردم را نه به سمت خشونت و رفتار غیرقابل قبول بلکه به سمت داراییهای خارج از عرف سرمایهداران وال استریت معطوف کنند، خواهند توانست در آیندهای نزدیک شاهد موفقیتهایی باشند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم