درباره رفتارهای سیاسی دولتمردان امریکا هنوز باید از واژه ها و عبارات سیاسی در بین دو جنگ جهانی استفاده کرد دوره ای که از اواخر قرن نوزدهم شروع شد و تا اوایل دهه 70 قرن بیستم میلادی در فرهنگ سیاسی غرب و آزادی خواهان و ملت های دیگر قاره ها ادامه پیدا کرد واژه هایی مانند کلنیالیسم ، نئوکلنیالیسم ،
امپریالیسم، سرمایه داری، هژمونی و نظام سلطه.
کد خبر: ۴۳۶۸۸
جورج رنیزر، جامعه شناس شهیر در یک تقسیم بندی خوب در حوزه جامعه شناسی، سه رویکرد عمده مطرح کرده است: یک رویکرد مربوط به کسانی است که واقعیت نگر هستند. دورکیم پیشاهنگ آنان است. دومین رویکرد، رفتارگرایانه است. اسکینر پیشتاز این گروه است. و سومین رویکرد، رویکردی است که به فرایند تولید واقعیت توجه دارد. نقش هگل بر پیشانی این اندیشه آشکار است.انتقال قدرت دو روز زودتر از موعد مقرر در عراق، فرصتی ایده آل برای نگاه به مطالب مفسران و نویسندگان مطبوعات و رسانه هاست. برخی بسختی اسیر این واقعیت و نمای عینی و ظاهری آن شدند، و گروهی دیگر این رفتار امریکایی ها را براساس سختی و شدت ضربات دریافتی در عراق و یا نتیجه بهتری که در پیش دارد، ارزیابی کردند. این هر دو به نوعی از این وضعیت اظهار رضایت دارند و گاهی شادمانی خود را نیز پنهان نمی کنند.در حقیقت این نوعی تقلیل گرایی رسانه ای است که مانند آفتی در حوزه های رسانه ای بوفور یافت می شود.گروه سومی نیز به تحلیل فرایند این واقعیت پرداخته اند. در تحلیل این فرایند ، رویکرد فونکسیونالیستی و کارکردگرایی در برخی مطبوعات غلبه عجیبی دارد رویکردی که به هر طریق وضع موجود - یعنی برتری امریکا - را در نظام جهانی پذیرفته و سعی می کند در تثبیت آن ، ایدئولوژی سازی کند و ارزشهای جدیدی بیافریند اما در همین چارچوب تحلیل فرایند واقعیت موجود، گروه دیگری هستند که فرایند پیدایش این واقعیت را بر اساس تعارض ها و تضادهای درون آن مورد ارزیابی قرار می دهند. آنها تعارض های نظام جهانی ، تضاد منافع میان دو بخش سرمایه داری، تضاد منافع دو قطب جهان - یعنی غرب و غیر غرب - و تضاد ایدئولوژیک، هم در جبهه غرب و هم میان غرب و غیر غرب و نهادهایی از این نوع را دستمایه تحلیل خویش قرار می دهند.در حوزه رسانه ها، باید اقرار کرد که رویکرد اول و دوم و نوع اول رویکرد سوم در تحلیل مسائل سیاسی و اجتماعی آرایش یافته هستند و همواره برای نتایج غلط تحلیل های خویش دیلی فرامرزی یا درون مرزی پیدا می کنند. اما نوع دوم رویکرد سوم که مبتنی بر شناخت وسیع و عمیق از جهان و بسامد نیروهای موثر در آن و شناخت واقعیت های ژئوپلتیکی است، هنوز فاقد سازمان کارا برای تدوین اندیشه های خویش است.جابه جایی ظاهری قدرت سیاسی در عراق باز هم نشان داد که چگونه تولید اندیشه های سیاسی و ارزشهای اجتماعی در اختیار قدرت های رسانه ای جهان هستند و بسیاری از افراد در ایران به بازگویی همان ارزشها در شکل تفسیر موضوع می پردازند حال آن که هنوز امپریالیسم و نظام سلطه پابرجاست و فقط روشهای سلطه را بر حسب شرایط تاریخی و اجتماعی عوض کرده و سلطه گر هنوز سلطه گر است.