هدف اول برانکو،آرامش در آلمان

تیم ملی با قهرمانی در بازی های غرب آسیا از مرحله بحران عبور کرد تا با خارج شدن از فشار خردکننده این مقطع زمانی، براحتی نفسی بکشد.
کد خبر: ۴۳۶۸۴
گرچه با شکست تیم ملی، مجموعه فوتبال ما زیرسوال می رود و مدیریت کلان این مجموعه باید پاسخگو باشد، ولی به هر حال طبیعت بی رحم این ورزش بیش از هر فردی تن مربی را به باد تازیانه می گیرد.
در شکست ایران به اردن چنین اتفاقی برای برانکو ایوانکوویچ افتاد. عده ای که به دنبال منافع خود بودند برخوردهای متفاوتی نسبت به این شکست نشان دادند و متاسفانه انتقاد آنها که تیم ملی را عاشقانه دوست دارند هم به حمله تعبیر شد.
تیم ملی چند روز بد داشت. برانکو و فرکی باید با هنر خود تیم را از مخمصه نجات می دادند که این هنر را به خرج دادند حالا به قول برانکو می شود راحتتر نفس کشید و درباره چیزهایی غیر از نتیجه صحبت کرد.
در این مطلب قصد داریم از برانکو بگوییم، از تیم ملی و از فضایی که تیم ملی در آن تنفس می کند، از همه چیز و از هیچ چیز...
برانکو یک کروات خونگرم است. عادات و آداب ما را خوب می شناسد و رگ خواب ایرانی ها را خیلی زود به دست می آورد.
روابط عمومی اش عالی است و مثل بلاژه ویچ همه را خوب جذب می کند، اما مثل او زود عصبانی نمی شود و خوب هم دفع نمی کند.
برانکو خیلی دیر عصبانی می شود. شاید هم اگر منظورمان از عصبانیت واکنش های بلاژه ویچ باشد او اصلا عصبانی نمی شود.
او یک مربی حرفه ای است ولی با تمام این اوصاف او ناخواسته در جریانی قرار گرفته که چندان مایل به شنا کردن در آن نیست.
شاید احساس تنهایی باعث شود که این کروات خانواده دوست به همه ظنین شود. یکی از نزدیکان برانکو می گفت: او اصلا احساس خوشایندی ندارد، چون فکر می کند هیچ حمایتی از سوی فدراسیون متوجه او نیست.
وقتی فدراسیون با یک مربی وطنی در زمان ناکامی تیم امید آن گونه عمل کرد، دیگر حساب او کام پاک است. او احساس می کند که به نوعی سیبل شده و همین احساس، تمرکز او را برای کار از بین برده است.
محمد دادکان، رئیس فدراسیون فوتبال در یک برنامه تلویزیونی به طور کلی این فرضیه را رد می کند: نگاه فدراسیون به برانکو، نگاه حمایتی است. ما پای برانکو ایستاده ایم.
برخی منتقدان فدراسیون و دادکان این ادعا را قبول ندارند. به عقیده آنها برانکو در اولین شکست یا ناکامی بزرگ تنها می شود، تنهای تنها.
روابط برانکو و مسوون فدراسیون کاملا دوستانه و صمیمی جلوه میکند اما آنها که مدعی هستند خارج از چارچوب کار با برانکو در ارتباطند، معتقدند یک دغدغه بزرگ ذهن برانکو را به هم ریخته است.
او احساس می کند پشتوانه محکمی ندارد.همین عده مدعی شده اند برانکو در صورت کامیابی یا ناکامی، قهرمانی در چین و صعود به آلمان یا ناکامی در هر دو عرصه، در پایان مدت ماموریتش ایران را ترک می کند (اتفاقی که امیدوایم نیفتد).
تیم ملی در فضایی که شایعه ها و حاشیه ها، اکسیژن آن را کم کرده اند نفس می کشد و باید پذیرفت که از این حیث شاید در جمع 16 تیم حاضر در جام ملت های آسیا کم نظیر باشد.
در روزهایی که تیم ملی باید برای بازی های غرب آسیا آماده می شد، جریان رسانهای سعی بر حمایت داشت که علت حمایت آنها متفاوت بود.
عده ای به دلیل حمایت از فدراسیون فوتبال به هواداری از تیم ملی برخاسته بودند و عده ای دیگر نیز به دلیل علاقه شدید به مربی خارجی و شخص برانکو، خواستار پیروزی آن بودند.
البته در این میان عده ای هم بودند که به این طیف و آن طیف وابسته نبودند و تیم ملی را به علت تیم ملی بودنش دوست داشتند که البته هرازگاهی از سوی یک جناح به حرکت در مسیر جریان مخالف متهم می شدند.
در هر حال تیم ملی هرچه بود حریفان غرب قاره را عقب زد و جام سوم را تصاحب کرد تا دریای تیم ملی از تلاطم بیفتد.
این آرامش همان چیزی بود که برانکو به دنبال آن می گشت. تیم ما پس از کسب روحیه - که در فوتبال ما شرقی ها همه چیز است - عازم آلمان شد تا کنار ساحل دریاچه کانتنس روزهای آرامی را برای آماده سازی پشت سر بگذارد.
برانکو برای آن که تیم خود را به میزانی از آمادگی برساند که مدعی قهرمانی در جام ملتها باشد، برنامه های فراوانی دارد. تیم ما در جام ملتهای آسیا 3 بازی خود را در شهر چونگ کینگ برگزار می کند و باید برای بازی در هوای این شهر آماده شود.
شهری که برانکو برای اردوی تیم ما انتخاب کرده فریدریش شافن است شهری نه بزرگ و نه کوچک در جنوب آلمان.
شهری که در استان باواریا قرار ندارد. اما زیاد از مونیخ دور نیست. هوای چونگ کینگ در این روزها 32 درجه و رطوبت هوای آن 63 درصد است اما دمای هوا در فریدریش شافن 24 درجه و رطوبت آن 50 درصد است.
به نظر نمی رسد رطوبت هوای این دو شهر اختلافی آزاردهنده باهم داشته باشند، اما اختلاف دمای هوایشان کمی زیاد است.
فریدریش شافن، منطقه ای سرسبز در جنوب آلمان (در نزدیکی های مرز مشترک آلمان با اتریش، سوئیس و حتی لیختن اشتاین) است و فرودگاه کوچکی دارد که به نظر نمی رسد ملی پوشان ما از این فرودگاه استفاده کنند.
هدف اول برانکو از برپایی چنین اردویی دور کردن تیم ملی از هیاهو و خبرسازی بود و پیش از سفر، امید زیادی داشت که به هدف خود برسد.
گفته می شود برانکو در یک جمع خصوصی اعلام کرده تیم ملی و خودش در این روزها همان شرایطی را دارند که تیم امید پیش از حضور در بازی های آسیایی بوسان (قبل از سفر به تبریز) داشت.
او از بابت این وجه تشابه خشنود است، چون در پایان این راه قهرمانی را می بیند. این اظهارنظر در روزهای حساس کنونی، هم امیدوارکننده است و هم نگران کننده.
امیدوارکننده به دلیل اعتماد به نفسی که از سوی او به تیم منتقل می شود و نگران کننده به این علت که هر تورنمنتی و هر مسابقه ای داستان خاص خودش را دارد.
برانکو و تیم ملی در ایران نیستند. این تیم به حمایت شدیدی نیاز دارد تا به آرزوهای دست نیافته در 28 سال اخیر جامه عمل بپوشاند.
تیم ملی در راه جام ملت های آسیا و بازی های مقدماتی جام جهانی به همفکری و حمایت و لطف همه حلقه های زنجیر فوتبال نیاز دارد.
از طیف های مختلف حاضر در مطبوعات ورزشی - که متاسفانه به شدیدترین شکل ممکن طی سالهای اخیر به رد و تضعیف هم می پردازند - تا مسوولان سازمان تربیت بدنی و فدراسیون فوتبال.
تیم ملی باید به نقاط ضعف متعدد خود بپردازد که تاکنون فرصتی برای فکر کردن به آن وجود نداشته است. برانکو هم معتقد است که هنوز پله های زیادی برای رسیدن به اوج باقیمانده است.
اگر تیم ملی را حمایت کنیم و اگر حاشیه نداشته باشد میتواند دل ما را شاد کند.


newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها