در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
البته نه از این منظر که آدمکشی و انتقام و خونریزی در این فیلم وجود نداشته باشد و در عوض شاهد انگارههای گذشت و عفو تسلیم باشیم. نه، اینگونه نیست. 22 گلوله نیز مانند آثار ژانر جنایی گنگستری سرشار از خونریزی و انتقام است، اما آنچه باعث تفاوت این فیلم با دیگر آثار مشابه میشود لحن و ادبیات خاص قهرمان فیلم است.
فیلمی مانند 22 گلوله که شخصیتپردازیاش بشدت تحت بازیگر محوریاش است، توانسته این لحن و ادبیات خاص را به تماشاگر بقبولاند. بخصوص آن که 22 گلوله براساس زندگی واقعی شخصی به نام جکی ایمبرت ساخته شده است. در واقع رمانی که فرانک اولیور گیزبرت براساس زندگی جکی ایمبرت نوشته بود، دستمایه اصلی ریچارد بری برای ساخت تریلر 22 گلوله است.
یک گنگستر کارکشته و بسیار با نفوذ به نام چارلی ماتی، 3 سالی است که به زندگی سالم بازگشته و تمام همت خویش را مصروف رسیدگی به خانواده و 2 فرزندش میکند. ولی عواقب کارهای جنایی و گنگستری گریبانش را در بدترین زمان ممکن میگیرد.
چارلی که حالا شیفته هنر و بویژه اپراست و مرد خانواده شناخته میشود، صبح روزی که همراه پسر خردسالش به مرکز شهر پاریس میرود، در پارکینگ یک مرکز خرید بزرگ، ناغافل مورد حمله دشمنانش قرار میگیرد. 22 گلوله به بدن او شلیک میشود. صورت، قلب و مغز و عمده ارگانهای حیاتی چارلی مورد اصابت گلوله قرار میگیرد، اما او زنده میماند.
3 ماه بعد چارلی که بسیار ضعیف شده، عصا به دست از بیمارستان مرخص میشود و اولین گام او در خروج از بیمارستان بدون شک اولین قدم وی در راه گرفتن انتقام به حساب میآید. روندی که با توجه به اخلاقیات و ویژگیهای منحصر به فرد چارلی میتواند یک قصابی تمامعیار و جنگی پرهزینه برای خانوادههای مافیایی فرانسوی نامیده شود ...
22 گلوله، یک تریلر تمامعیار بازیگرمحور است. در چنین روایتی آنچه مهم است رفتارهای حتی کوچک قهرمان ماجراست و حتی جزئیات نیز در روند پیگیری داستان میتوانند سهم اساسی ایفا کنند. به این مهم، مسوولیت نقشهای مکمل را نیز بیفزایید. در بسیاری از فیلمها اگر قهرمان ماجرا یک بازیگر درجه اول باشد میتواند حتی بازیگران نقشهای مکمل را هدایت کند و فیلم بسیار خوشساخت و قابل باور برای تماشاگر جلوهگری کند. روندی که دست بر قضا بسیار کارآمد برای فیلم 22 گلوله جلوهگری مینماید. ژان رنو محور هر سکانس است و حتی وقتی در نمایی نیست تمام حرفها و فعالیتها بر سر او شکل میگیرد. در واقع ژان رنو ـ که بازیگری زیرپوستی است ـ چنان قابل باور نقش چارلی ماتی را ایفا میکند که اگر فیلم بر اساس یک داستان واقعی نیز ساخته نشده بود، بازهم تماشاگر داستان را با پیشینهای از واقعیت تصور میکرد.
در 22 گلوله هر سکانسی مستقل و بدون نیاز به حرافی شکل میگیرد. چارلی ماتی در پارکینگ مورد حمله قرار گرفته و در حالی که 22 گلوله خورده، زنده مانده است. تماشاگر میداند ماتی اولین کاری که پس از بهبود انجام خواهد داد (در واقع اولین و آخرین کارش) همانا قتل عام عوامل این کار است. پس نه نیازی به فلاش بک است و نه توضیح اضافهای. آنچه اهمیت دارد فقط چگونگی انجام این کار است. تا 20 دقیقه ابتدایی فیلم ما به خصوصیات گروههای رقیب و سرکردههای آنان پی میبریم و آنها را شناسایی میکنیم و فیلم هنوز به نیمه نرسیده دیگر خود چارلی ماتی و خصوصیات اخلاقیاش نیز برایمان آشناست.
سکانس تاثیرگذار و مهم در این میان، مربوط به دستگیری واسطهای به نام فرانک است. همان خلافکار خرده پایی که عضو گروه تونی زاچیاست و توسط عدهای کریم، یکی از وفادارترین و نزدیکترین افراد به چارلی را ناجوانمردانه به قتل رسانده است. چارلی او را نمیکشد و طبق قولش آزادش میکند، اما در ادامه از سر تقصیر دیگران هم ممکن است، بگذرد. همین رفتارها او را فردی متفاوت از دیگر گنگسترها نشان میدهد و داستان را جذاب و حداقل متفاوت با دیگر آثار مشابه میکند.
سهم کاراکترهای دیگر مانند تونی زاچیا و دیگران نیز با نوع قضاوت چارلی ماتی است که قوام مییابد. در واقع غیر از چارلی به عنوان کاراکتر محوری، بقیه دارای شخصیتهای پایدار نیستند. نوع کارگردانی ریچارد بری نیز یکدست است و در واقع این مهم فقط به خاطر بازی خاص و سراسر گرم و زیر پوستی ژان رنوست.
مهدی تهرانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: