نیمکتهای چوبی رنگ و رو رفته، تابلوها و علائم راهنمایی که در جای مناسبشان نصب نشدهاند، دکهها و کیوسکهای مطبوعاتی کهنه و بیروح، باجههای تلفن همگانی که از فراوانی شماره تلفن جای خالی رویشان پیدا نمیشود، یادگاری نوشتهها بر بدنه ایستگاههای اتوبوس ، انبوهی از برچسبها و برگههای تبلیغاتی رنگارنگ چسبانده شده بر در و دیوار شهر و... اینها تصاویر غالب شهرهای ماست.
اما برای ساماندهی این وضع چه باید کرد؟ آیا دوباره میتوانیم شهرهایمان را از نو بنا کنیم؟ به نظر شما یک شهر ایدهآل چه ویژگیهایی باید داشته باشد تا شما در آن احساس آرامش و راحتی کنید و نسبت به آن شهر تعلق خاطر داشته و خود را نسبت به حفظ نظم و زیبایی آن شهر مسوول بدانید؟ آیا تا به حال کیفیت امکانات و تجهیزات عمومی در شهر مانند تلفن عمومی، ایستگاههای اتوبوس، سطلهای زباله و نیمکتها توجه شما را به خود جلب کرده است؟
گزارش پوران محمدی را فردا سه شنبه در روزنامه جام جم بخوانید.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم