هنگامی که مسافران به اتوبوس هجوم میآورند تا سوار شوند، سارقی نیز پشتسر وی بوده که کیف شخصی او را به سرقت میبرد. کیف در ساکی بوده که لوازم التحریر فروشگاهها را درون آن میگذاشته است و پر از پول نقد و چکهای مختلفی که مشتریان به او تحویل دادند. وقتی متوجه این سرقت میشود که قصد داشته کرایه اتوبوس را پرداخت کند، ولی میبیند از کیف پولش خبری نیست. همه رهگذرانی که شاهد این گریه و زاری زن مسن بودند، او را سرزنش میکردند که آخر با این همه بار و وسایل و کیف پر از پول و چک چرا باید سوار اتوبوس بشوی و چرا از تاکسی یا آژانس استفاده نکردی. آخر نمیدانی در این شلوغی و همهمه مسافران، ممکن است سارقی دست به سرقت اموالت بزند. آن خانم مانده بود چه جوابی بدهد. گفت اگر برای همه مسیرها از تاکسی استفاده کنم چیزی از دستمزدم باقی نمیماند. کار من آنقدر حقوق و دستمزد ندارد که در تمام مسیرها از تاکسی استفاده کنم.
افرادی که دور آن خانم را گرفته بودند، فقط او را سرزنش میکردند و اقدامی جهت اطلاع دادن به پلیس که شاید شخصی که دست به سرقت زده را بشود شناسایی یا دستگیر کرد، نمیکردند. وقتی دور آن خانم خلوت شد به او گفتم اولین کارتان این باشد که به صاحبان چکهایی که دریافت کردید، اطلاع دهید تا جلوی حساب خود را ببندند تا سارق نتواند چکها را نقد کند.
او که فقط گریه میکرد نمیدانست از کجا شروع کند. تعداد فروشگاهها زیاد بود و در سطح شهر پراکنده بودند. باید دوباره از اول به تمام جاهایی که رفته بود برود و اطلاع دهد که چکهای دریافتی از آنها به سرقت رفته است. اما نمیدانست این موضوع را چطور به صاحب کارش اطلاع دهد. حتما او بعد از عصبانیت خسارت درخواست میکند و باعث اخراجش خواهد شد. خودش میگفت 7 فقره چک همراهش بوده جمعا چند میلیونی میشدند.
بعد از ساعتی که آرام شد، تصمیم گرفت حرکت کند و به تمام جاهایی که رفته برود تا اطلاع دهد چکها به سرقت رفته است.
هنگام عبور از خیابان نزدیک بود کار دست خودش بدهد و با اتوبوسهای عبوری برخورد کند. با این شرایطی که او داشت بعید است که موفق شود. امیدوارم این حادثه برای هیچ فردی رخ ندهد، چون واقعا عذابآور است.
تهران ـ محسن ـ ق
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم