میرزاپور: سفر، تاثیرات عمیقی بر روح و جسم آدمی دارد

دوستانم را در سفر شناخته‌ام

ابراهیم میرزاپور، دروازه‌بان اول سابق تیم ملی، علاقه خاصی به سفر دارد و در مسافرت‌هایی که تاکنون داشته، تجربیات زیادی به دست آورده که در زندگی از آنها استفاده می‌کند. دروازه‌بان کنونی تیم شهرداری تبریز برای آشنایی با فرهنگ و آداب و رسوم مختلف، زیاد به مسافرت می‌رود و سعی می‌کند در سفرهایش حسابی خوش بگذراند و از لحظاتی که دارد، نهایت استفاده را ببرد. با میرزاپور همکلام شدیم و با او در مورد سفر صحبت کردیم که حاصل این گفت‌وگو را می‌خوانید.
کد خبر: ۴۳۵۷۸۸

نظرت در مورد سفر چیست؟

یکی از حسن‌های سفر، آشنایی با آداب، رسوم و فرهنگ‌های شهرها و کشورهای دیگر است. همچنین سفر، تاثیرات عمیقی بر روح و جسم آدمی دارد.

با این تعریف خودت چقدر به سفر می‌روی؟

ما که به دلیل کارمان هر هفته در سفر هستیم، اما در این چند ساله خیلی کم به سفرهای شخصی رفته‌ام، چون درگیر تمرینات و مسابقات بودم. در روزهایی که تعطیل هستیم هم بیشتر به خرم‌آباد می‌روم، چون تعطیلات ما بیشتر 2 یا 3 روزه است و به همین دلیل به شهر خودمان می‌روم.

این سفر‌ها چقدر در حرفه‌ات تاثیر دارد؟

خودم سفر را خیلی دوست دارم، چون بعد از مدتی طولانی که به کار کردن مشغول هستم، چند روز از فضا و دغدغه‌های شغلی دور می‌شوم. سفر سبب می‌شود مشکلات و دغدغه‌هایی که دارم را تا حدی فراموش کنم و در این دوره و زمانه این موضوع خیلی اهمیت دارد.

وقتی از سفر برمی‌گردی چه تفاوتی در خودت احساس می‌کنی؟

خیلی سرحال‌تر می‌شوم. انگار تاثیرات فشار کاری کمتر می‌شود و با روحیه بیشتری کارم را ادامه می‌دهم. وقتی که تهران بودم، بیشتر به شمال می‌رفتم. وقتی از سفر برمی‌گردم، احساس می‌کنم دوباره متولد شده‌‌ام.

ترجیح می‌دهی تنها به سفر بروی یا با خانواده و دوستان؟

بیشتر همراه خانواده به سفر می‌روم، چون در زمان کاری اغلب همراه تیم هستم و با بچه‌های تیم به مسافرت می‌رویم، طبیعی است که وقتی چند روز وقت دارم و تعطیل هستم، در اختیار خانواده باشم، اما اگر قرار باشد با دوستان سفر برویم خانوادگی راهی می‌شویم، چون اگر آنها هم باشند، بیشتر خوش می‌گذرد.

چه درس‌هایی از سفر گرفته‌ای؟

در سفر، دوستانم را بهتر و بیشتر شناخته‌ام. به نظرم باید در مسافرت دوستانت را بشناسی، چون شرایط سفر با لحظات عادی خیلی فرق دارد.

همسرتان هم به سفر علاقه دارد؟

همسرم عاشق سفر است و تا زمانی پیش می‌آید، سریع برنامه سفر می‌گذارد تا از نظر روحی و روانی شرایط بهتری داشته باشیم و با آرامش بیشتری زندگی کنیم. باور کنید ‌زندگی با یک ورزشکار حرفه‌ای واقعا سخت است و ‌فکر می‌کنم بهترین کار این است که در تعطیلات به خانواده برسم.

همسرت آدم خوش‌سفری است؟

بله، خدا را شکر همسر خوش‌سفری دارم و این موضوع سبب شده در سفر، آرامش ‌داشته باشم.

اگر بخواهی درباره استان لرستان حرف بزنی، چه می‌گویی؟

به نظرم لرستان یکی از زیباترین استان‌های ایران است، بخصوص در فصل بهار، چون لرستان استانی کوهستانی است، بهار خوبی دارد و خیلی از مردم به استان ما می‌آیند تا از طبیعت آن لذت ببرند. فکر می‌کنم اکثر مردم ایران قلعه فلک‌الافلاک را دیده‌اند که دیدن و سیاحتش واقعا لذت دارد. مردم لرستان مهمان‌نواز و خونگرم هستند و هر کسی به این استان برود، به او خوش می‌گذرد. لرستان یکی از استان‌هایی است که چهار فصل را می‌توان به طور کامل در آن دید.

غذاهای محلی لرستان را می‌شناسی؟

لرها به خوردن کباب مشهور هستند و کباب زیاد می‌خورند.

چقدر نسبت به شهر و استانی که در آن بزرگ شده‌ای، تعصب داری؟

باید تعصب داشته باشم. یک بار از قول من نوشته بودند که لرستانی نیستم، اما این‌طور نیست. من لرستانی هستم و از این استان آمده‌ام که البته کسی فکرش را نمی‌کرد. همیشه به مردم شهرم تعصب داشته‌ و دارم و خوشحالم که از این استان برای ایران افتخار‌آفرینی کرده‌‌‌ام.

در سفر چقدر از وقتت را به خرید اختصاص می‌دهی؟

من زیاد اهل خرید نیستم و بیشتر دوست دارم کنار دریا باشم، چون تمرکز و آرامش خاصی به من می‌دهد. در شهرهای غیرساحلی هم به دیدن طبیعت و مکان‌های زیبا می‌روم.

همسرت چقدر اهل خرید است؟

خیلی زیاد، مگر می‌شود خانمی اهل خرید کردن نباشد؟ همسرم همیشه خرید می‌کند، اما ولخرج نیست و بی‌رویه خرج نمی‌‌کند.

از سفرهای کاری هم لذت می‌بری؟

در سفرهای کاری شرایط فرق می‌کند چون ما همواره در اختیار باشگاه بوده و مانند یک کارمند هستیم و شرایط خاص اردویی بر ما حکمفرماست و حتی برای بیرون رفتن از محل اردو هم باید اجازه بگیریم. وقتی با تیم به سفر می‌روم، فقط روی یک بازی خوب تمرکز می‌کنم و دنبال تفریح و گردش نمی‌روم. البته با بچه‌های تیم، خوب و خوش هستیم.

این را هم بگویم که نتیجه بازی هم در سفر ما خیلی تاثیرگذار است و وقتی ببریم، شادابی و نشاط زیادی در تیم به وجود می‌آید، چون گروهی به سفر می‌رویم و همه در کنار هم هستیم، در مجموع خوش می‌گذرد.

از سفری که در ذهنت مانده و خاص است بگو.

سفر کربلا و عربستان خیلی برایم لذت‌بخش بود، بخصوص در مکه وقتی جلوی خانه خدا رسیدم، حالت خاصی داشتم چون هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم در 23 سالگی به مکه بروم. اشک در چشمانم جمع شده بود و بهت‌زده بودم که خدا چقدر مرا دوست داشته که در این سن و سال در آنجا حضور دارم. حرم حضرت ابوالفضل و امام حسین(ع)‌ هم حال و هوای خاص خودش را داشت. سفرهای دیگری هم مانند جام جهانی در آلمان جزو سفرهای به‌یادماندنی در ذهن من است. می‌دانید که آرزوی هر فوتبالیستی است روزی در جام جهانی بازی کند.

با چه کسی دوست داری سفر بروی؟

ترجیح می‌دهم با پدر و مادرم بروم. با‌ آنها خیلی راحت هستم و خیلی هم خوش می‌گذرد چون واقعا خوش سفر هستند.

تا حالا شده در مسافرت شرایطی پیش بیاید که مجبور شوی شب در جایی چادر بزنی و بمانی؟

این روزها که نه، اما در جوانی با چند خانواده به مشهد می‌رفتیم، یک هفته در راه بودیم و از طبیعت لذت بردیم و کنار جاده چادر زدیم. خیلی لذتبخش و باصفا بود هر چند که امکانات کم بود، اما صفا و صمیمیت دیگری داشت. البته همین 2 سال قبل بود که فکر کردم دوباره چنین کاری را انجام دهم.

اهل مطالعه و کتاب خواندن هستی؟

بله، کتاب می‌خوانم. همیشه دنبال کتاب‌هایی هستم که چیزی از آن یاد بگیرم.

فیلم چطور؟

فیلم می‌بینم، اما نه زیاد، بیشترسریال‌هایی مثل ستایش و مختارنامه را می‌بینم. فیلم‌های تاریخی را خیلی دوست دارم، مختارنامه تمام شد و الان پیگیر ستایش هستم. سریال‌های ماه مبارک رمضان را هم کامل دیدم، اما اهل سینما رفتن نیستم.

علاقه‌ای به موزه داری؟

نه، تا حالا موزه نرفته‌ام. کلا آدمی هستم که حضور در خانه را ترجیح می‌دهم.

به آثار باستانی هم علاقه داری؟

زیاد نه، مگر این که دسته‌جمعی برویم.

آخرین سفری که داشتی؟

چند شب پیش از کرمان برگشتیم که مس سرچشمه را بردیم.

اولین سفر زندگی‌ات را به یاد داری؟

راستش چون پدرم راننده کامیون بود، سفرهای زیادی می‌رفتیم. البته پدرم اجازه نمی‌داد زیاد با او بروم و بیشتر تابستان‌ها همراه او به مشهد می‌رفتیم. یک بار خواهرم در مشهد گم شد که روز سختی بود. در حرم امام رضا(ع)‌ بودیم و از صبح تا شب دنبال او گشتیم و در نهایت او را که پیش ماموران انتظامی حرم بود پیدا کردیم.

دوست داری با قطار به سفر بروی؟

خیلی دوست دارم، اما تا حالا نشده، با کشتی هم خیلی دوست دارم به مسافرت بروم، اما هنوز چنین اتفاقی برایم نیفتاده است.

سفر با اتوبوس را تجربه کرده‌ای؟

زیاد، تا دلتان بخواهد. سفر با اتوبوس هم بد نیست. الان وضعیت اتوبوس‌ها خیلی خوب شده، اما در دوران جوانی ما اتوبوس‌ها شرایط جالبی نداشت. در تیم فجر خرم‌‌آباد بودم که با اتوبوس به شهرهای مختلف می‌رفتیم. صندلی‌های اتوبوس را درآورده بودیم و کف اتوبوس می‌خوابیدیم و خیلی خوش می‌گذشت.

لباس محلی کدام شهر را می‌پسندی؟

لباس محلی لرها را دوست دارم.

و یک خاطره از سفر.

وقتی کوچک بودم و به شهرهای شمالی می‌رفتیم، دور هم غذا درست می‌کردیم و از فضا و طبیعت سرسبز لذت می‌بردیم. همه اقوام بودند و ما با بچه‌ها، وسطی بازی می‌کردیم که خیلی باصفا بود، اما این روزها چنین سفرهایی خیلی کم شده است. مردم بیشتر با هواپیما یا اتومبیل از شهر خودشان به یک هتل می‌روند و برمی‌گردند، اما به نظر من همه قسمت‌های سفر لذتبخش است.

مهدی نوری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها