در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در یک روز آفتابی ژانگ ژوآ در حالی که همراه برادر کوچکترش به شکار رفته بود متوجه شد که برادر دوقلویش ژین سو به کشورش خیانت کرده است و با همدستی ارتش شمال و شورشیهای روستایی دارد به سمت جنوب و پایتخت که اصطلاحا به آن صخره سرخ میگفتند، حملهور میشود. ژانگ ژوآ به سرعت به ارتش آمادهباش داد. هدفش تامین امنیت مردم کشورش و امپراتور و متوقف کردن برادرش برای نابودی سرزمین پهناور چین بود چرا که ژانگ ژوا یک نابغه جنگی بود. او با ارتشی 5000 نفری در مقابل ارتش 30 هزار نفری برادرش ایستاد و آنها را شکست داد و نامش برای همیشه در ذهن تمام چینیهای وطن دوست باقی ماند. خود ژانگ ژوآ اقرار کرد که سختترین لحظه زندگیاش آن موقع بود که برادرش را از دم تیغ گذراند، ولی خوشحال است که این کار را کرده چون به جایش میلیونها برادر دیگرش را از غارت و ظلم نجات داده است. او بزرگترین سردار تاریخ چین است که به معنای واقعی وطنش را دوست داشت.
ترجمه: نیما اکرامی / نویسنده: جاش بروکس
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: