در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سقوط آزاد به کارگردانی علیرضا امینی در هفته نیروی انتظامی روی آنتن رفت. در این سریال بازیگران معروفی مانند حامد بهداد ،پوریا پور سرخ و الهام حمیدی بازی میکنند.
همکاری شما با پروژه سریال سقوط آزاد چگونه شکل گرفت؟ شما در چه مرحلهای به این گروه اضافه شدید؟
زمانی که من به گروه اضافه شدم فیلمنامه اولیه نوشته شده بود. آقای امینی با من تماس گرفت و خواست که برای بازنویسی به گروه اضافه بشوم. با صحبتهایی که با ایشان داشتیم به این نتیجه رسیدیم بهتر است طرح و فیلمنامه تغییر کند.
طرح اولیه چه بود؟
در طرح اولیه ماجرای عتیقه گنجانده شده بود و شخصیتها به شهرستانهای مختلف میرفتند. ما به خاطر آن که زمان تولید خیلی محدود بود مجبور شدیم مرکزیت کار را به تهران منتقل کنیم.
در داستان جدید ماجرای عتیقه حذف شد. زنی که شخصیت منفی قصهمان بود باقی ماند. افسران پلیس هم باقی ماندند. اما قصه عوض شد. بازیگرها چون انتخاب شده بودند براساس آنها شخصیتپردازی کردیم.
شما در روند نگارش 2 فیلمنامه سقوط یک فرشته و سقوط آزاد حضور داشتید که اولی به صورت گروهی نوشته شد و دومی به صورت انفرادی. اگر بخواهید این دو نحوه نوشتن را با هم مقایسه کنید کدام را بیشتر میپسندید؟
من احساس میکنم در سینمای ما گروهی نوشتن پر از عیب است. چون یک سری مسائل دیگری دخیل میشود. اما وقتی انفرادی مینویسی میتوانی طرز فکر خودت را در کار متبلور کنی. من خودم اهل گروهی نوشتن نیستم. من نمیگویم در ایران تجربه موفق گروهی نوشتن نداشتیم. اما روحیهها فرق میکند.
روحیه من با کار گروهی جور در نمیآید. وقتی چند نفر باشیم سلیقههای متفاوت وارد کار میشود. هرکس میخواهد قصه را بر اساس سلیقه خودش روایت کند.
در سریال سقوط آزاد تجربه خوبی با کارگردان داشتم. قضیه همکاری فیلمنامهنویس و کارگردان فرق میکند. فیلمنامهنویس مینویسد و کارگردان نوشتهها را تصویر میکند. وقتی این دو تا با هم هماهنگ باشند متن نویسنده تصویریتر و واضحتر میشود. آقای امینی روی فیلمنامه نظارت کامل داشتند.
تعاملتان به عنوان یک فیلمنامهنویس با کارگردان چطور بود؟ شما از آن فیلمنامهنویسهایی هستند که معتقدند کارگردان نباید دست به متنشان بزند؟
من هنوز آنقدر باتجربه نیستم. تازهکار محسوب میشوم. در مورد این سریال میتوانم بگویم حسم روی دخالت کارگردان در متن خیلی منفی بود. اما از آقای امینی یاد گرفتم که یک دیدگاه کارگردانی باید به متن تزریق شود. او تصاویر نوشته شده را خیلی تصویری میبیند. این دیدگاه خیلی به من کمک کرد. آرزو میکنم بتوانم تجربه دیگری با امینی داشته باشم. وقتی کلیت سکانس را مینوشتم،آقای امینی میگفت من این قصه را اینطور میبینم. اگر من نقطه الف را میدیدم او نقطه ب را میدید بعد با یکدیگر صحبت میکردیم و به یک نگاه واحد میرسیدیم.
اگر موافقید درباره ملزومات فیلمنامههای پلیسی صحبت کنیم. به نظر شما در کارهای پلیسی الزاما باید قهرمان و ضدقهرمان در برابر یکدیگر قرار بگیرند و شخصیتهای شرور حضور پررنگی داشته باشند؟
بله. کار پلیسی تقابل خیر و شر است. پلیس به عنوان خیر با شخصیت منفی به عنوان نماینده شر با هم تقابل میکنند. این یکی از اصول درام پلیسی است.
وقتی فیلمنامه سقوط آزاد را مینوشتید اول از همه با چه عنصری شروع کردید؟
ما در ابتدای کار شخصیت داشتیم. چون بازیگرها انتخاب شده بودند. برای این شخصیتها با توجه به زمان کمی که داشتیم داستان نوشتیم. نمیتوانستیم شخصیت دیگری را اضافه کنیم. بنابراین ایدهای را که داشتیم برای 7 قسمت گسترش دادیم.
یعنی در شخصیتپردازی پلیسهایتان به این نکته که بازیگران چه کسانی هستند توجه کردید؟
بله. خدا را شکر این سریال بازیگران خوبی داشت و دست من را برای شخصیتپردازی باز میگذاشت.
سعدوندیان: پلیس سقوط آزاد به مسائل تکنولوژی آگاه است. او با پروندهای در ارتباط است که یک قتل ساده نیست. پرونده به مسائل امنیتی ارتباط پیدا میکند. تا حالا دیدهایم پلیس معمای پروندههای قاچاق و قتل را باز میکند. اما پلیس ما وارد مسائل فناوری اطلاعات میشود
بازی حامد بهداد و پوریا پورسرخ فیلمنامهنویس را محدود نمیکند. ما میخواستیم کاری کنیم که تا به حال در فیلمهای پلیسی انجام نشده است. میخواستیم پلیس مدرن باشد و داستان مثل کارهای قبلی قابل پیشبینی نباشد. میخواستیم پلیسمان تفاوت داشته باشد.
منظورتان از امروزی بودن پلیس چیست؟
پلیس سقوط آزاد به مسائل تکنولوژی آگاه است. او با پروندهای در ارتباط است که یک قتل ساده نیست. پرونده به مسائل امنیتی ارتباط پیدا میکند. تا حالا دیدهایم پلیس معمای پروندههای قاچاق و قتل را باز میکند. اما پلیس ما وارد مسائل فناوری اطلاعات میشود.
ما دوست داشتیم شخصیت پلیس از شعار به دور باشد. پلیس هم مثل هر انسانی زمان خستگی و استراحت دارد. گاه بیحوصله میشود. زمانی تحتفشار است و دغدغههایش خیلی زیاد است. پلیس ممکن است در حالتهای مختلف قرار بگیرد. شخصیت پلیس سقوط آزاد فوقالعاده جدی است. اما کوچکترین توهینی از طرف او به دیگران صورت نمیگیرد.
به نظر شما در روایتهای پلیسی تا چه اندازه میشود از مایههای عاطفی و ملودرام استفاده کرد؟
خیلی زیاد. تمام قصههای پلیسی موفق دنیا بخش ملودرام هم دارند. در سریال 24 ماجراهای عاطفی به کمک قصه پلیسی میآیند. باید ببینیم این ماجراها چطور میتوانند قصه اصلی را پیش ببرند. یعنی به قصه سکته وارد نکنند.
درباره شخصیتپردازی پلیس زن یعنی سروان کیا صحبت کنید. به نظر میرسید ما در این رابطه خیلی الگوی درستی نداریم.
در این سریال ما زمان خیلی کمی داشتیم. نمیتوانستیم تمام جوانب پلیس زن را نشان بدهیم. پلیس زن را اصولا نمیشود در درگیریها نشان داد. ما سعی کردیم این پلیس زن را به سمت مسائل نرمافزاری ببریم و از هوشش استفاده کنیم. یکی دو تا از گرهگشاییهای داستان توسط پلیس زن انجام میشود. سروان کیا نسبت به دیگر پلیسها نرمتر و لطیفتر برخورد میکند.
او برای گرفتن اعتراف با حالتی عاطفی وارد میدان میشود. میخواستیم در این داستان طیفهای مختلفی داشته باشیم که هر کدام بهگونهای با مجرم رفتار کنند. سرگرد یک آدم کاملا جدی است. جناب سروان قصه آدمی میانهروست که بموقع جدی و بموقع آرام میشود. شخصیت زن قصه ما آدمی متین است. یعنی همان توقعی که ما از یک زن ایرانی داریم.
قصه سقوط آزاد مبنای واقعی داشت یا تخیلی بود؟
نه، مبنای واقعی نداشت. اما آن را براساس چیزهایی که میتوانست اتفاق بیفتد نوشتیم. در نمایشگاههای پلیس شما دیدهاید که جزوهها و بروشورهای زیادی درباره جنگ سایبری توزیع میشود. این موضوع مساله روز دنیاست. اینترنت در کشور ما دارد با سرعت جلو میرود. ما سعی کردیم یک قدم جلوتر را ببینیم.
از تجربههای سازمان سفارشدهنده این سریال یعنی ناجا چقدر کمک گرفتید؟
ما یکسری اطلاعات را نداشتیم که ناجا به ما کمک کرد. مثلا به ما گفت که فرق اینترنت و اینترانت چیست. اینترانت یک شبکه داخلی است. پلیس ایران با جاهای دیگر فرق دارد. در کشورهای اروپایی شما میتوانید با اینترنت وضعیت چراغ قرمز چهارراهها را ببینید. اما در ایران این شبکه داخلی است. به همین دلیل ما شخصیت هکر را به صورت نفوذی وارد شبکه پلیس کردیم. هکرها به صورت اینترنتی نمیتوانستند نقشهشان را عملی کنند.
ناجا به عنوان سفارشدهنده چه انتظاراتی از شما داشت و چقدر در کار دخالت میکرد؟
ناجا همکاری خوبی داشت. یک جاهایی ناجا براساس الزامات درام کوتاه میآمد. یک جاهایی ما ملاحظات آنها را رعایت میکردیم. هر دو با هم همکاری خوبی داشتیم. این سریال برای هر دو طرف تجربه خوبی بود. آنها دید نویی را نسبت به درام نشان دادند. ما نسبت به کارهای مشابه پلیسی تغییرات زیادی داشتیم.
از نظر امکانات دست ما را باز گذاشتند. تا آن جایی که مقدور بود توانستیم از امکانات استفاده کنیم.
شما کدام شخصیت را به عنوان شخصیت محوری داستان انتخاب کردید؛ پلیس یا زن تبهکار؟
ما برای آن که قصه را خوب جلو ببریم باید هر دو طرف را به یک اندازه بالا میبردیم. اصولا در درام هر چقدر بدمن (شخصیت شرور) قویتر باشد شما باید قهرمانتان را یک درجه بالاتر تعریف کنید.
حتی در درامهای خیلی اسطورهای دنیا قهرمانها یک نقطه ضعفی دارند. ما برای سرگرد یک نقطه ضعفی تعریف کردهایم. در ادبیات خودمان اسفندیار چشمانش مشکل داشت. نقطه ضعف آشیل پاشنه پایش بود. ما جوری قهرمان را تراشیدیم که نقطه ضعفی داشته باشد و انسانی دیده شود. در داستان ما بچهای دزدیده میشود که این اتفاق احساسات پلیس را تحریک میکنند.
مسوولان ناجا با این موضوع مخالفتی نکردند؟ چون معمولا میشنویم که میگویند اگر در کارهای نمایشی، پلیس نقطه ضعف داشته باشد اقتدار پلیس خدشهدار میشود و...
پلیسی که بتواند با چنین سارقی مبارزه کند مقتدر است. یک سری چیزها ملزومات درام است. شما برای جذب مخاطب به این چیزها احتیاج دارید. در این قصه اقتدار پلیس نمایش داده شد. در خیلی از کارهای موفق دنیا برای قهرمان یکسری ملزومات مثل گروگانگیری یا کشته شدن اطرافیان و عزیزان اتفاق میافتد.
همه پلیسهای دنیا به فکر اقتدار خودشان هستند. بعضی چیزها الزامات درام قصه است. پلیس باید از حالت رباتیک بیرون بیاید. همیشه در فیلمها پلیس را در یک حالت احساسی قرار میدهند تا بیننده با شخصیت همذاتپنداری کند. شخصیت باید بالا و پایین داشته باشد و دغدغههایش شبیه به مردم باشد.
احسان رحیمزاده / رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: