مهدی سهرابی، برترین رکابزن 2 سال اخیر تورهای آسیا و قادر میزبانی، سلطان کوهستان قاره کهن به تیم جئوکس امتیسی (MTC GEOX) پیوستند. چند روز بعد هم گفتوگوهای امیر زرگری، رکابزن تیم دانشگاه آزاد با یک باشگاه فرانسوی نتیجه داد و او هم لژیونر شد. در این بین سهرابی که در 2 سال گذشته از تمام دوچرخهسواران بخش جاده آسیا پیشی گرفته از شرایط متفاوتی برخوردار است.
این رکابزن امیدوار است به نخستین دوچرخهسوار تاریخ ایران تبدیل شود که در تور دوفرانس حضور پیدا خواهد کرد: «تور دوفرانس با همه مسابقههای دیگر فرق دارد. حتی قهرمانی جهان و المپیک هم ارزش آن را ندارند. آرزوی هر کس حضور در تور دوفرانس است. تمام تلاشم را میکنم تا اولین ایرانی این تور باشم.» حضور در تیم جئوکس امتیسی که از تیمهای مطرح اسپانیا و اروپا به حساب میآید، بدون شک اتفاق بزرگی است. تیمی که رکابزنان سرشناسی از اسپانیا، ایتالیا، سوئیس و روسیه را در اختیار دارد و کارلوس ساستره قهرمان سال 2008 تور دوفرانس هم عضو همین تیم است که بزودی آن را ترک خواهد کرد تا این مساله سکوی پرتاب بزرگی برای سهرابی به حساب آید. دوچرخهسوار برجسته زنجانی تیم ملی در گفتوگو با ما از جزئیات این اتفاق و برنامههای آیندهاش گفته است.
بالاخره طلسم رفتن دوچرخهسواران ایرانی به تیمهای حرفهای اروپا شکسته شد.
بله، این اتفاق مهم بالاخره رخ داد. انشاءالله از اول سال 2012 کارم را با تیم جدیدم شروع میکنم. امیدوارم این موضوع به نفع دوچرخهسواری ایران تمام شود. درست است که ما به تیم اسپانیایی میرویم، اما این قضیه به پای تمام بچههای ایران نوشته میشود. این حاصل زحمات همه است. کل تیم زحمت میکشیدند تا من در تورها امتیاز کسب کنم. از همه همتیمیهایم تشکر میکنم. ایرانیها واقعا پتانسیل بالایی در دوچرخهسواری دارند و باید خیلی بکوشیم تا بتوانیم راه را برای بقیه باز کنیم. به نظر من دستکم 10 یا حتی 15 دوچرخهسوار داریم که میتوانند در اروپا رکاب بزنند.
از کجا شما را زیرنظر گرفتند و مذاکرات از چه زمانی آغاز شده بود؟
خودشان به من گفتند ابتدا از طریق رنکینگ ما را زیرنظر گرفتند و 2 سال تمام نتایج را پیگیری کردند. در یکی دو مسابقه هم حاضر شده بودند و از نزدیک نمایندهشان کار ما را نظارهگر بود. البته آنها به نتایج طول سال نگاه میکنند. بعد هم از طریق یک ایرانی شماره مرا پیدا کردند و تماس گرفتند. 2 ماه بود که با هم در حال مذاکره بودیم. من به باشگاه پتروشیمی تبریز هم اطلاع داده بودم.
در مذاکراتتان چه شرایطی را مطرح کردید و خواسته اصلی آنها چیست؟
آنها که مدام میگفتند هر چه زودتر قرارداد ببندیم، ولی من میگفتم صبر کنیم. این درست که پیشنهاد فوقالعادهای بود، ولی من یک ورزشکار حرفهای هستم و باید به آیندهام هم فکر کنم. باید همه چیز را در نظر گرفت. آخرین بار در کپنهاگ دانمارک هنگام مسابقات جهانی از نزدیک مذاکرات مفصلی داشتیم که یک هفته وقت خواستم و بعد هم به عضویت این تیم در آمدم.
از یک تیم فرانسوی به نام AG
2R که تیمی حرفهای است و در تمام تورهای بزرگ دنیا هم شرکت میکند نیز پیشنهاد داشتم. این تیم همیشه در تور دوفرانس یا جیرو حاضر است، ولی در نهایت پیشنهاد تیم اسپانیایی را قبول کردم، چون قویتر است. نفراتی هم که در این تیم حضور دارند، بسیار نامدار هستند.با این حساب میتوان گفت با شناخت کامل به این تیم رفتی. ولی قبول داری قرار گرفتن در ترکیب اصلی تیمی که کارلوس ساستره را در اختیار داشته، چندان هم آسان نیست؟
کار خیلی سخت است. این را کاملا قبول دارم. چند مسابقه بزرگ است که تیم، آنها را اولویتبندی کرده. تور دوفرانس اولویت اول است. مسابقات جیرو و تور اسپانیا هم هست، ولی آنها برنامهریزی میکنند که چه نفراتی در کدام مسابقات حاضر شوند. همه چیز به تمرینات و مسیر مسابقه بستگی دارد. باید دید مربیان چه تاکتیکهایی
را به کار میگیرند.
آیا شرطی هم برای آنها قائل شدید که دست کم در یکی از این تورها به عنوان نفر اصلی تیم حاضر باشید؟
سهرابی: همیشه مشکل آسیاییها مسافت مسابقات بوده است. مسافتهای بالای 200 کیلومتر در آسیا نیست یا خیلی کم است. بچهها وقتی وارد مسابقات با مسافتهای 270 یا 280 کیلومتر میشوند به مشکل برمیخورند.
آنها درباره همه مسائل مفصل صحبت کردند،من هم نظراتم را گفتم. ما بلافاصله در سال جدید اردوی اسپانیا را شروع میکنیم. بعد از آن در فرانسه و ایتالیا کمپ داریم، اردوی بلژیک هم هست. آنها در این اردوها از بین 20 نفر تلاش میکنند 9 نفر اصلی هر تور را انتخاب کنند. تیم حرفهای است و مربی هم به دنبال انتخاب بهترینها خواهد بود. باید خودم را به آنها ثابت کنم. هیچ مربیای نمیآید یک ورزشکار ضعیفتر را در ترکیب 9 نفره قرار بدهد. به هر حال این تورها بالاترین سطح دوچرخهسواری جهان هستند و کار بسیار دشوار است.
خودتان دوست دارید در نخستین حضور در یک تیم حرفهای اروپایی کدام تور را تجربه کنید؟
تا حالا هیچ یک از ایرانیها این تورها را تجربه نکرده است. در هرکدام که شرکت کنیم، افتخار بزرگی است، اما تور دوفرانس چیز دیگری است. بالاترین سطح مسابقات دوچرخهسواری جهان است. میخواهم اولین ایرانی باشم که در تور دوفرانس رکاب زده است. حتی از مسابقات جهانی و المپیک هم اعتبار بیشتری دارد. تیم جئوکس برای این تور حساب ویژهای باز کرده است. امسال این تیم پیراهن طلایی تور اسپانیا را به خودش اختصاص داده بود و دنبال پیراهن طلایی تور فرانسه است.
از نظر مالی شرایط خوبی برای شما فراهم کردهاند؟
بله خوب است. با اینکه اولین سالی است که به اروپا میروم، ولی 3 برابر اینجا قرارداد بستم. مذاکراتمان طوری بوده که اگر در سال اول خوب کار کنم و قراردادم هم تمدید بشود برای سالهای بعد تا سقف 10 برابر هم قراردادم افزایش پیدا میکند. همه چیز بستگی به کارایی خودم دارد. با این انگیزهای که دارم، آمادهام با پایان قراردادم در آخر سال 2011 به تیم جئوکس بروم و تمرینات سختی را پشت سر بگذارم.
این انتقال به نظر شما چه تاثیری روی دوچرخهسواری ایران برجای خواهد گذاشت؟
کلاس دوچرخهسواری آسیا با اروپا کاملا متفاوت است. کلا فکر میکنم سطح ما را حتی تا 50 درصد ارتقا دهد. این باعث میشود سطح تیم ملی هم بالا برود. مشکل اصلی ما فقط کمبود امکانات نیست. مشکل کل آسیا نبود مسابقات سطح بالاست.
با این حساب و با در نظر گرفتن این نکته که 3 سهمیه جاده المپیک 2012 لندن به دست آمده است، میتوان انتظار داشت که در المپیک بعدی نتیجهای بهتر از پکن به دست آید؟
یک نکته را بگویم. همیشه مشکل آسیاییها مسافت مسابقات بوده است. مسافتهای بالای 200 کیلومتر در آسیا نیست یا خیلی کم است. بچهها وقتی وارد مسابقات با مسافتهای 270 یا 280 کیلومتر میشوند به مشکل برمیخورند. اما تورهای بزرگ اروپا معمولا در مراحل بالای 200 کیلومتر هستند. رکابزن 20 روز متوالی باید بالای 250 کیلومتر رکاب بزند. این باعث میشود که ورزشکار کاملا پخته شود. وقتی در چنین تورهایی رکاب بزنیم قطعا در المپیک مشکلی نداریم. مطمئن هستم اینبار در المپیک بهتر نتیجه میگیریم.
آیا به نظر شما شرایط کلی دوچرخهسواری ایران راضیکننده است؟
در آسیا که ایران حرف اول را در جاده میزند. الان قدرت اول جاده آسیا هستیم ولی در پیست نه! در برخی رشتهها خوبیم و در برخی دیگر هم چهارم، پنجم هستیم. این را هم بگویم که شرایط آسیا با جهان کاملا فرق میکند.
با این فرضیه که نسل طلایی کنونی دوچرخهسواری بدون پشتوانه است، موافقید؟
قبول دارم. فکر نمیکنم نسل بعدی کارایی بچههای کنونی را داشته باشد. فعلا که چیزی نمیبینم.
بنابراین چه باید کرد؟
فدراسیون شاید دارد پشتوانهسازی میکند، ولی کار خیلی سخت است. باید از کودکی سرمایهگذاری کرد، اما اصل این موضوع به استعداد ذاتی افراد برمیگردد که متاسفانه در نسلهای بعدی ندیدهام.
علی رضایی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم