در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش جام جم؛رکود اقتصادی، رشد روزافزون بیکاری و تبعیض، ورشکستگی بانکها، بحران بدهیها و گسترش اعترضات اجتماعی از جمله این علائم است که از یونان تا ایتالیا و فرانسه و آمریکا را تهدید میکند. مدیران ارشد جهان سرمایهداری میکوشند با به تعویق انداختن این بحرانها، مفری برای خود پیدا کنند غافل از اینکه تودههای خاموش جامعه دیگر تاب تحمل این راه را ندارند و حاضر نیستند به بهانههایی چون ریاضت اقتصادی یا پرداخت مالیاتهای روزافزون، تاوان زیادهخواهیهای بانکها را بپردازند.
مجموعهای را که مشاهده میکنید گزارشی تصویری از جنبشی است که اخیرا در آمریکا و تحت عنوان «والاستریت را اشغال کنید» آغاز شده و بسرعت دیگر کشورهای غربی را فرا گرفته است. به اعتقاد کارشناسان این جنبش هنوز در ابتدای راه است اما بزودی سایر مراکز ثروت را نیز فراخواهد گرفت. در این تصاویر عمدتا بر خواستههای اصلی معترضان تاکید شده که از شعارها،تراکتها و دیوارنوشتههای آنان کاملا مشهود است.

«ما هم مردم آمریکا هستیم، قصد داریم اتحادیهای را ایجاد کنیم که عدالت، حقوق مدنی و رفاه اجتماعی را برای همه آمریکاییها محقق سازد، نه تنها برای یک عده خاص.» جنبش والاستریت در اصل اعتراض یک اکثریت خاموش علیه یک اقلیت برخوردار و مرفه است.

«من نمیتوانم سیاستمداران را با خود همراه کنم پس به این جنبش پیوستهام»
بسیاری از معترضان از سیاستمداران کاخ سفید ناامید شدهاند و میخواهند با پیوستن به این جنبش اعتراضی، خواستههای خود را فریاد کنند. این درحالی است که احزاب دموکرات و جمهوریخواه میکوشند تا هر یک به نوعی از این جنبش سوءاستفاده کنند.

«ما 99% هستیم» این یکی از محوریترین شعارهای جنبش تسخیر والاستریت است. طرفداران این جنبش معتقدند سرمایهها و امکانات جامعه در اختیار تنها یک درصد طبقه مرفه بوده و بقیه مردم (99%) از آن محروم هستند. آنها درواقع میخواهند بگویند اعتراضشان مربوط به گروهی کوچک یا بیهویت نیست، بلکه این فریادی است که از اعماق جامعه برمیخیزد و خواستههای یک اکثریت خاموش جامعه را بیان میکند؛ اکثریتی که از تبعیض به تنگ آمده و خواهان برابری و رفاه بیشتر است.

جمعیتی را که مشاهده میکنید، درست در برابر والاستریت اصلیترین مرکز تجاری و بورس آمریکا تجمع کردهاند. «اشغال والاستریت» که شعار اصلی این جماعت بود، رفتهرفته به سایر شهرهای آمریکا نیز سرایت کرده است.

باپول میتوان همه کار کرد. میتوان سیاستمداران را خرید و معترضان را هم ساکت کرد. این جوان با چسباندن یک اسکناس یک دلاری روی دهانش میخواهد همین را بگوید. اما این قاعده و قانونی است که فقط سرمایهداران از آن سود میبرند و خشنود هستند. جنبش والاستریت به حاکمیت بلامنازع پول برتمام ارکان کشور اعتراض دارد.

پول برای شغل یا مسکن است نه بانکها و جنگ
این شعار نیز بخش دیگری از اهداف و خواستههای جنبش والاستریت را نشان میدهد. به اعتقاد طرفداران این جنبش در آمریکا سرمایهداران با انباشتن ثروت دربانکها موجبات فقر و بیکاری اکثریت جامعه را فراهم میآورند. در این میان سیاستمداران نیز با جنگافروزیهای خود در اقصی نقاط جهان هزینههای بیشتری را برگرده مردم تحمیل میکنند. در نهایت این مردم هستند که باید با پرداخت مالیاتهای سنگین دوباره جیب دولت و سرمایهداران را پرکنند.

جنبش تسخیر والاستریت به گفته بسیاری از کارشناسان بشدت تحت تاثیر خیزشهای عربی یا همان موج بیداری اسلامی در کشورهای خاورمیانه است. هدف اولیه این جنبشها تصرف یک مکان یا میدان برای تجسم بخشیدن به اعتراضاتشان است. «وال استریت را تصرف کنید» به تقلید از تصرف میدان التحریر در قاهره شروع شد. مشابه این حرکتها را در تلآویو، صنعا و رم و بسیاری از جاهای دیگر نیز میتوان دید. جوانان معترض در خیابان میمانند و چادر میزنند تا به خواستههایشان برسند. جنبش آنها تعطیلبردار نیست و شب و روز نمیشناسد.

«بانکها را مجبور کنید تا پول پرداخت کنند»
یعنی بانکها به جای بلعیدن داراییهای جامعه باید در جهت رفاه آن حرکت کنند. این شعاری است که روی پیراهن یک معترض نقش بسته است. جالب اینکه وی در برابر بانک آمریکا به اعتراض برخاسته و همانجا توسط پلیس بازداشت میشود.

«آمریکا پریشان است»
این شعار ساده پاسخ به سیاستمداران و سرمایهدارانی است که تلاش میکنند با پوشش رسانهای خود، وضعیت آمریکا و شهروندانش را خوب و دور از هرگونه ناراحتی نشان دهند. حال آنکه در زیر پوسته این آرامش ظاهری، انبوهی از نارضایتیها موج میزند و به دنبال روزنهای برای ابراز آنهاست.

«پول را نمیتوان خورد»
ظاهر این جمله ساده و پیش پا افتاده است. اما در اصل معنای عمیقتری دارد. طرفداران جنبش اعتراضی ضدسرمایهداری در غرب میگویند پول برای بهبود اوضاع جامعه و تامین رفاه زندگی مردم باید باشد نه اینکه در بانکها ذخیره شده و سودهای بادآوردهای را نصیب صاحبان سرمایه کند. این جمله کنایهای است به عملکرد سرمایهداران که با شعار «پول برای پول» ثروتهای جامعه را در انحصار خود قرار میدهند. حال جوانان معترض میگویند «پول باید برای زندگی و تامین نیازهای روزمره مردم باشد.»

«چه کسی کشور را فروخته است؟»
طرفداران جنبش والاستریت معتقدند سیاستمداران، کشور را به سرمایهداران فروختهاند و بنابراین به جای توجه به مسوولیتهای قانونی خود و تامین نیازهای جامعه، گوش به فرمان صاحبان ثروت هستند. به اعتقاد آنان این کانونهای ثروت هستند که از پیش سیاستهای مدیران سیاسی را تعیین کرده و به آنها دیکته میکنند. سیاستمداران در غرب به تعبیری پادوی کمپانیهای اقتصادی و کارتلهای بزرگ هستند.

به عقیده معترضان، سرمایهداران والاستریت با اقدامات خود در واقع مشغول قمار با ثروتهای ملی هستند و اکثریت جامعه (99%) باید تاوان این قمار را بپردازند.

«چه هنگام میخواهیم خود را از این مخمصه نجات دهیم در حالی که والاستریت و سردمدارانش در حال غارت سرمایههای ما هستند؟!» طرفداران جنبش والاستریت با اعتراضات خیابانی خود به دنبال پاسخی برای این پرسش هستند. آنها دیگر از غارت شدن توسط شرکتهای چندملیتی خسته شدهاند.

آمریکا خود را مهد دموکراسی و حقوق بشر میداند. همواره یکی از اتهامهای واشنگتن به دیگر کشورها این بوده است که به معترضان اجازه نمیدهند آزادانه تجمع برگزار کرده و نظر خود را نسبت به سیاستهای جاری کشور بیان کنند. این تصویر که مشتی نمونه خروار است به روشنی نحوه برخورد پلیس آمریکا با معترضان را نشان میدهد.

«شورش، زبان مردمی است که صدایشان شنیده نمیشود»
و «این حق توست که ساکت باشی و به پول سرمایهداران اجازه دهی جای تو حرف بزنند». «ما دموکراسی میخواهیم نه حاکمیت شرکتهای سرمایهداری». اینها مهمترین وجوه جنبش والاستریت است که در اعتراض به حاکمیت پول و سرمایه در جهان غرب به رهبری آمریکا شکل گرفته است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: