در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با توجه به جثه و فیزیک خاص او معمولا نقشهایی مثل شرخر، باجگیر، داش مشدی و کلاه مخملی به او پیشنهاد میشود. هنر او در این است که همین نقشهای کوتاه و کمرنگ را بامزه و جذاب اجرا میکند؛ طوری که حالا برایش نقشهای بلندتر و موثرتر مینویسند و حضورش را در فیلم پررنگتر میکنند. در کارنامه کاری او کارهایی چون جرم، سنپترزبورگ، پسر آدم، دختر حوا، حرکت اول، دایره زنگی، خیلی دور، خیلی نزدیک، سربازهای جمعه، اعتراض، فریاد، لژیون و دهها فیلم دیگر دیده میشود. این بازیگر یکی از خاطرات تلخ خود را مرگ مرحوم شکیبایی میداند و دراین باره میگوید: خسرو شکیبایی را خیلی دوست داشتم، هنرمند شریف و با استعدادی بود. خاطره زیادی با او نداشتم اما همیشه برایش احترام زیادی قائل بوده و هستم. روزی که خبر فوت او را شنیدم بسیار ناراحت شدم... برای تشییع جنازه به محل برگزاری مراسم رفتم، ازدحام زیاد بود و خاکسپاری را کمی مشکل میکرد.... از آنجایی که من جثه بزرگ و نسبتا قوی دارم برای این که مشکلی پیش نیاید از من خواستند تا بدن آن مرحوم را در قبر بگذارم و من هم قبول کرده و این کار را انجام دادم.
کار سختی نبود اما برایم بسیار ناراحتکننده بود. مرگ این بازیگر یکی از خاظرات تلخ زندگی من است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: