بررسی جنایتی که به‌خاطر خشم ناگهانی جرقه خورد

کارفرما در آتش‌ خشم‌ کارگرش سوخت

داستان، داستان غم‌انگیز 2 مرد جوان است. یکی کارگر و دیگری کارفرما. یکی پیک موتوری است و دیگری صاحب مغازه ساندویچ‌فروشی در میدان پونک. کارفرما کارگرش را به بهانه ایجاد مزاحمت برای مشتریان خانم اخراج کرده و او هم 20 دقیقه بعد با یک گالن بنزین بازگشته، بیشترش را روی صاحب مغازه ریخته و مغازه را به آتش کشیده و فرار کرده. در جریان این آتش‌سوزی عمدی، صاحب مغازه و یکی از کارگران آسیب می‌بینند، اما آسیبی که به صاحب مغازه وارد می‌شود بسیار شدید است.
کد خبر: ۴۳۴۶۶۷

او قبل از این‌که از هوش برود ماجرا را برای پلیس شرح می‌دهد و می‌گوید بارها به کارگرش تذکر داده، اما او بی توجهی کرده و در نهایت مجبور به اخراجش شده است.

پزشکی قانونی در گزارش خود از 80 درصد سوختگی درجه دو و سه خبر می‌دهد و می‌گوید با توجه به سطح سوختگی ممکن است قربانی فوت کند.

صاحب مغازه بعد از چند روز در بیمارستان فوت می‌کند. مدتی بعد متهم فراری دستگیر می‌شود او می‌گوید مغازه را به آتش کشیده، اما از فوت صاحب مغازه خبری ندارد، چرا که خیلی زود از صحنه جنایت گریخته است. متهم هم اکنون در بازداشت به سر می‌برد و تحقیقات از او ادامه دارد.

کلثوم کریمی، مشاور

متاسفانه دوباره شاهد هستیم که جوانی جنایتی مخوف را رقم زده است. گرچه ابعاد این پرونده بدرستی برای ما روشن نیست، اما می‌توانیم با توجه به اطلاعات اندکی که در دست داریم و همچنین شرایط حاکم بر جامعه به دلایل احتمالی وقوع این جرم خشن بپردازیم. رفتارهای خشونت بار و پرخاشگری چیزی نیست که آنی باشد و مطمئنا در پس چنین رفتارهایی دلایل خاصی در شخصیت و گذشته فرد وجود دارد. در زندگی هر فردی ممکن است لحظه‌ای فرا رسد که رئیس یا کارفرما به او بگوید که باید کارش را ترک کند. اما آیا برخورد همه، به آتش کشیدن محل کار و رئیس است؟ قطعا چنین نیست. پس حتما پشت پرده این جنایت خشن، گذشته فرد، شخصیت او و نحوه بزرگ شدن اوست که ما از آن بی خبریم. رفتاری که از افراد سر می‌زند به آستانه تحمل آنها بستگی دارد. مسلما افرادی که عصبی و پرخاشگر هستند از درجه تحمل کمتری نسبت به افراد عادی برخوردارند و زودتر عصبانی ‌شده و تحریک‌پذیرتر هستند.

متهم این پرونده جوانی است که به عنوان پیک موتوری فعالیت می‌کرده، در نتیجه مشخص است که از وضعیت مالی خوبی برخوردار نبوده است. فاصله سنی او و قربانی تنها 3 سال است. در حالی که او با موتور ساندویچ‌ها را به مشتریان می‌رسانده جوانی که 3 سال از او بزرگ‌تر است صاحب یک مغازه بوده است. در نتیجه ممکن است این مقایسه در ذهن او دردآور باشد و فکر کند افرادی مثل مغازه‌دار حق او را خورده‌اند و او از آنها طلب دارد. از طرف دیگر گفته می‌شود او مزاحمت‌هایی برای مشتریان خانم به وجود می‌آورده. این نشان‌دهنده آن است که این جوان دچار اختلالات رفتاری است و برخوردی نابهنجار در برخورد با خانم‌ها دارد. اگر به نحوه وقوع جرم دقت کنیم، می‌بینیم خشونت زیادی که انجام شده نشان از درجه نفرت و خشم متهم دارد.

به طور کلی می‌توان گفت متهم این پرونده و امثال او، به دلیل این‌که از وضعیت رفاهی محروم بوده‌ و اغلب وضعیت مالی و خانوادگی بدی داشته‌اند، جامعه و دیگران را مقصر می‌دانند و به نوعی از جامعه جدا هستند و در چنین شرایطی ممکن است دست به کارهای وحشتناکی بزنند.

نکته مهم دیگر استعمال مواد مخدر است که نباید نادیده گرفته شود. این روزها در هر پرونده قتلی رد پای ماده مخدر شیشه دیده می‌شود. در این مورد چیزی در پرونده ذکر نشده، اما این احتمال را هم باید در نظر گرفت چرا که مصرف مواد مخدر سطح تحریک‌پذیری را بالا می‌برد.

علیرضا میلانی، جرم‌شناس

این پرونده زوایای پنهان زیادی دارد که باید به دقت بررسی شود. ضمن تاکید بر این‌که قضاوت از وظایف قاضی است و بنده قصد دخالت در این امر را ندارم، نظرات کارشناسانه خود را مطرح می‌کنم. در این پرونده باید به چند سوال پاسخ داده شود. این‌که آیا متهم قصد کشتن داشته است؟ آیا می‌خواسته آسیب جانی به صاحب مغازه بزند یا فقط قصدش این بوده که مغازه را آتش بزند؟ اما با توجه به این‌که او مقدار بیشتر بنزین را روی صاحب مغازه ریخته و بعد کبریت کشیده، به نظر می‌رسد مصداق ماده 206 قانون مجازات اسلامی‌است. چرا که عملی که نوعا کشنده است و بر خلاف قانون است مرتکب شده. شما تصور کنید فردی دوستش را از روی برج میلاد به پایین پرت کند، به هر دلیلی که باشد، چه به دلیل اثبات رابطه نیوتون و چه از سر شوخی، نوع فعلی که انجام داده کشنده و غیر قانونی است. ممکن است یک جراح قلب با چاقو قلب کسی را جراحی کند و فرد بمیرد. این فعل ممکن است کشنده باشد اما قانونی است و قانون به او اجازه داده چنین کاری بکند. این را با قاتلی مقایسه کنید که چاقو را در قلب کسی فرو می‌کند. چنین فردی فعل کشنده را با کاری غیرقانونی انجام داده است که مانند مورد این پرونده مصداق ماده 206 قانون مجازات اسلامی‌است و به نظر بنده قتل عمد است.

بحث دیگر این است که آیا قتل ناشی از سوختگی بوده یا به دلایل دیگری مانند خطای پزشکی که با توجه به گزارش پزشکی قانونی به نظر می‌رسد حاصل از سوختگی بوده در نتیجه رابطه علیت برقرار است.

اما نکته دیگری که حتما باید بررسی شود سلامت روانی کارگر است. آیا او در شرایط عقلی مناسبی بوده؟ آیا تحت تاثیر الکل یا ماده مخدر بوده؟ باید توجه داشت که اگر اثبات شود که او مجنون بوده مسوولیت کیفری از او سلب می‌شود و بر عهده افراد ذکور خانواده اوست که دیه قربانی را پرداخت کنند.

در مورد این‌که مدت زمان زیادی از وقوع جرم گذشته تا قربانی جان خود را از دست بدهد، باید بر این نکته تاکید کنم که حتی اگر چندین سال از عمل بگذرد و نتیجه مرگ باشد، چنانچه مرگ در اثر همان عمل اتفاق بیفتد، قاتل برابر با قوانین مربوط به قتل عمد مجازات خواهد شد.

اما متهم این پرونده علاوه بر ارتکاب قتل، مغازه را هم به آتش کشیده که به قطع و یقین تخریب عمدی بوده و مجازات قانونی آن حبس و جبران خسارت است. در مورد قتل هم چنانچه اولیای دم تقاضای قصاص کنند، متهم به شیوه متعارف در کشور قصاص خواهد شد که معمولا با طناب‌دار است.

مریم رامشت، روان‌شناس

جوانی 26 ساله و جنایتی تا به این حد خشن. باید در نظر داشت که علت این رفتار پر خطر ریشه در خانواده‌ای دارد که این جوان در آن رشد کرده و آسیب‌هایی که او در طول بزرگ شدن پشت سر گذاشته و تحمل کرده است. این رفتار ریشه در تحقیر شدن و مورد حقارت واقع شدن دارد. اگر در مرحله ای از دوران رشد خود یا حتی در دوره نوجوانی تحقیر شده باشد و فکر کند حقوق وی نادیده گرفته شده، سعی می‌کند از خود دفاع کند که این دفاع گاهی شکل خشونت‌آمیز به خود می‌گیرد. پس فردی که احساس عدم امنیت کند و مورد تحقیر واقع شود امکان دارد رفتار خشونت‌آمیز از خود بروز دهد.

اما چطور می‌توان جلوی چنین رفتاری را گرفت. قطعا باید به سراغ ریشه‌ها و حل مشکلات رفت. یکی از این موارد، مشکلات اقتصادی در جامعه است. دغدغه اقتصادی بسیار مهم ‌است. کسی که دغدغه اقتصادی دارد اگر کار خود را از دست بدهد به شدت به هم می‌ریزد و آستانه تحملش در این مورد نسبت به کسی که مشکل مالی ندارد پایینتر است و بیشتر هیجان زده می‌شود و ممکن است دست به کارهای خشن بزند. چه کسی با از دست دادن کارش تا این حد عصبی می‌شود؟ کسی که از دست دادن کارش به معنی از دست دادن زندگی‌اش است. این نکته بسیار مهم است و در تحریک‌پذیری تاثیر بسیاری دارد.

نکته مهم دیگر وجود امنیت شغلی برای افراد است. پیک موتوری یک شغل موقت است و مزایای شغل‌های دیگر را ندارد. این خود عامل تحریک‌پذیری است و نقطه جوش را بالا می‌برد.

مورد دیگر که بسیار اهمیت دارد نحوه برخورد کارفرما با کارگر است. در زندگی هر فردی ممکن است این اتفاق پیش بیاید که کارفرما عذرش را بخواهد. اما نحوه این کار مهم است. آیا کارفرما زمانی که می‌خواسته او را اخراج کند به او فرصت دفاع از خود را داده است؟ یا به صورت قهری او را اخراج کرده؟ اگر چه در هر دو صورت رفتار پرخطر این فرد توجیه نمی‌شود اما نحوه برخورد در این گونه مواقع تاثیر بسیاری در طرز واکنش فرد دارد. رفتار کارفرما نباید با تحکم باشد بلکه باید تصمیم‌ها حتی تصمیم به اخراج به نوعی با ملایمت و منطقی گرفته شود.

سارا لقایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها