در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حافظ، مردمیترین شاعر جهان است؛ در کدام کشور و در کدام زبان دنیا میتوان همتایی چون او پیدا کرد که پیر و جوان، فرهیخته و عام، سنتی و مدرن، سیاستمدار و هنرمند، همه و همه او را بشناسند و از او بگویند. حافظ برای ایرانیان فراتر و وسیعتر از دنیای شاعری است، او یک فرهنگ کامل است که مردم خود را در اشعارش میبینند و با غزلهایش بهکشفی دوباره از خود میرسند.
شعر حافظ جاری است، نه در کمند زمان گیر میافتد و نه در قفس مکان گرفتار میشود.
غزلش به آب میماند؛ روان و نغز است و رنگ و شکل فراوان به خود میگیرد. با ظن و گمان هر کس که تن به آن بسپارد، همراه میشود و به وجود هرکس که آن را بنوشد، خنکی و انبساط میبخشد.
پایانناپذیری از همان لحظه که هر غزلش را سروده، با شعرش همراه شده و رازناکی، جذابیتی ابدی برایش به ارمغان آورده است؛ گویی که اکسیر جوانی را یافته و آب حیات را نوشیده است.
جاودانه بودن و جاودانگی، نهایت آرزوی آدمی است که آن را در شعر حافظ مییابد. غزلهای حافظ، چند لایه است و هر بار خواندنش، پردهای را کنار میزند و جهانی متفاوت را به مخاطب میشناساند. این کشف، لذتی بسیار شیرین را به خوانندهاش میبخشد که هربار بیش از گذشته او را مست میکند.
شعر حافظ موسیقی ناب است. آهنگش هر دل سختی را نرم میکند و نجوایش هر ذهن مشوشی را به خوابی آرام فرامیخواند و با هر گامی کوک میشود.
آدمی هرچه بیشتر پیشرفت میکند و زمان را درمینوردد، بیش از گذشته به حافظ نیاز پیدا میکند و ذهن آشفته انسان امروز، بیشتر از همیشه محتاج غزل خواجه شیراز است.
لسانالغیب، به گوش هر انسان جهان مرئی خوش میآید و این موهبتی است که مردم دیگر کشورها را هم باید از نعمت آن بهرهمند ساخت.
مهدی یاورمنش / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: