جلوه‌گری فرهنگ آذربایجان در پایتخت

‌تلفن همراهم زنگ زد و صدایی آشنا می‌گوید با ‌آمدن به جشنواره ‌‌هفته فرهنگی آذربایجان شرقی در تهران موافقی؟ با قدری تامل گفتم بله. پس قرارمان ساعت 10 امشب مقابل سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان.
کد خبر: ۴۳۴۴۵۴

از این که شنیدم سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری به برگزاری هفته‌های فرهنگی استان‌ها در تهران اقدام کرده است و در قالب همین برنامه میراث، آداب، رسوم، فرهنگ و سنت‌های 30 استان کشور معرفی می‌شود و آداب و رسوم کهن آذربایجان نیزیک هفته‌ای مهمان پایتخت‌نشینان است، به وجد آمدم.

‌ساعت 8/30 صبح بود که به تهران رسیدیم؛ بماند که بر اثر آدرس دادن برخی شهروندان عزیز تهرانی برای پیدا کردن هتل کم مانده بود که دوباره از تبریز سر‌در‌آور‌یم.

پس از کمی استراحت ‌راهی‌ شدیم ‌‌. واقعا که ترافیک تهران برای ما شهرستانی‌ها ‌‌کلافه‌کننده است.

پس از 2 ساعت طی طریق کردن در خیابان‌های پایتخت، خود را مقابل در ورودی کاخ موزه سعدآباد می‌بینیم. از ورودی میدان که وارد شدیم، آواها و نواهایی به گوش می‌رسید، دنبال صدا را گرفتیم و به محل نمایشگاه و اجرای برنامه‌های فرهنگی و هنری استان خراسان رضوی رسیدیم. ‌مردان سفیدپوشی را دیدیم که مشغول اجرای موسیقی سنتی و محلی استان خراسان بودند و میز و صندلی‌هایی برای مهمانان در فضای آزاد چیده شده بود. پس از یک‌ربع قدم‌زدن درفضای کاخ سعدآباد به محل نمایشگاه و غرفه‌های محصولات فرهنگی و هنری و سنتی و فولکلور آذربایجان رسیدیم. از این که ‌‌دیدم بخشی از زیبایی‌های سرزمین زیبایم در پایتخت مورد توجه قرار گرفته، به خود ‌‌بالیدم.

در فضای نمایشگاه ‌‌همه چیز دیدنی است.‌ لباس‌های سنتی و محلی زنان آذربایجان، هنرهای دستی چون ممقان‌دوزی و سوزن‌دوزی، کیف‌های چرمی، ‌تابلوفرش‌های زیبا، همان هنر ارزشمند و کم‌نظیری که با سرانگشتان ظریف و مشتاق هزاران بافنده کوچک و بزرگ از پود عشق بر تار اصالت گره می‌زند، نازک کاری، ‌معرق‌کاری و آویز، ‌هنر گلیم و ورنی‌بافی که هدیه‌ای است از عشایر آذری برای مردم ایران زمین، گلدان و بشقاب‌هایی با لعاب فیروزه و ریزنقش‌هایی از مهر، ماه و کوه که چشمان هنر دوست مردم و گردشگران را نوازش می‌دهد و نقش‌های سلطان محمد نگارگر و کمال‌الدین بهزاد که بر کاغذ و پوست و چرم نشسته و مکتب تبریز را در مینیاتور و نگارگری به شهرتی ماورای مرزها رسانده است. در کنار این همه هنرمندان آذربایجان ‌در‌ساخت زیور آلات سنتی هم ‌سابقه‌ای کهن دارند و تبریز را علاوه بر کاشی و سفال و فرش با جواهراتش نیز می‌شناسند.‌

غرفه معرفی مشاهیر فرهنگ ، ادب و هنر آذربایجان و همچنین آشنایی با سوغاتی‌های مخصوص تبریز مانند راحت‌الحلقوم، ‌ریس، ‌نوقا، قرابیه، ‌حلوای گردویی و... بخشی دیگر از توانمندی‌های این دیار برای جذب گردشگران بود.

تنها چیزی که به نظر می‌آمد جای آن در این نمایشگاه خالی است، آشنایی بازدیدکنندگان با بازی‌های محلی و روستایی منطقه آذربایجان بود.

در ‌تالار موسیقی صدای دلنواز ‌عاشیق‌های آذربایجان مشام جان‌ها را می‌نوازد و همشهریان ترک زبان مقیم تهران را چنان شور و شوقی فرا گرفته است که پس از اجرای هر برنامه، درخواست اجرای مکرر آن را دارند.

تاریخ معاصر و کهن شهر تبریز نیز با هنرنمایی گروه‌های هنری در برابر دیدگان علاقه‌مندان شکل و جانی تازه می‌گیرد. آنها نقش بازار تبریز را در اقتصاد کشور نشان می‌دهند و در قالب نمایش می‌گویند بازار تبریز در غم شهادت مولا و مقتدایشان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) چگونه به سوگ می‌نشیند و این که قیام 29 بهمن تبریز چگونه از بازار قدعلم کرد.

بسیار جای خوشوقتی است که این بازار به عنوان بزرگ‌ترین سازه سر پوشیده جهان در 10 مرداد سال جاری در یونسکو به ثبت جهانی رسید و این افتخاردیگری است برای این مرز و بوم.

حال که صحبت به ثبت جهانی بازار تبریز رسید، بگذارید بگویم پیش از بازار تبریز، مجموعه کلیساها و دیرهای تاریخی آذربایجان شرقی اولین مجموعه تاریخی استان بود که سال 1387 در فهرست آثار جهانی به ثبت رسید‌.‌ این مجموعه شامل کلیسای سنت استپانوس،‌کلیسا مریم مقدس و کلیسای چوپان در شهرستان جلفا استان آذربایجان شرقی و کلیسای سنت تاتائوس در آذربایجان غربی است.‌

تکم‌خوانی آذری‌ها

در بخش دیگری از این جشنواره، آیین نوروزی تکم‌خوانی آذری‌ها ‌ اجرا شد و بعد از آن نیز انجام حرکات موزون که هر حرکت نماد دشمن‌ستیزی و مبارزه بود، همراه با صدای دلنشین موسیقی آذری به اجرا در آمد که با استقبال پرشور مهمانان مواجه شد.

اولین‌ها

واقعا جای آنها که نبودند، خالی بود تا در این جشنواره از نزدیک با اولین‌های تبریز آشنا شوند و پی ببرند که الحق همان‌طور که در یکی از شماره‌های چمدان هم اشاره شده بود، تبریز شهر اولین‌هاست.

همانجا ‌می‌شد دید و شنید که ‌نگارگری، تذهیب، خوشنویسی و معماری در تبریز پدیدار شده و به اوج خود رسیده است و این که تبریز 16 بار زیر چکمه عثمانی‌ها یک‌تنه ایستاده و اجازه نداده بوی باروت و تفنگ به دیگر شهرها برسد . همان روز‌ ‌ از 3 علامه بزرگوار این دیار علامه طباطبایی، علامه امینی و علامه جعفری و همچنین سرداران رشید آذربایجان نام و یادی ارزنده شد.

در کنار همه اینها گردشگران‌ متوجه ‌شدند مشاهیر صاحب نامی‌ همچون پروفسور عدل (بنیانگذار جراحی نوین در ایران)، میرزا حسن رشدیه (بنیانگذار مدارس نوین در ایران)، پروفسور هشترودی (ریاضیدان)، جبار باغچه‌بان (بنیانگذار اولین مدرسه کر و لال‌ها) و بسیاری از مشاهیر و صاحب نامان دیگر از خاک نخبه‌پرور آذربایجان و تبریز برخاسته‌اند و من فکر می کنم همه آنها در آن لحظه احساس افتخار می‌کردند و حتما بار و بنه سفر می‌بندند تا یک‌بار دیگر و این بار با نگاهی تازه از شهر اولین‌ها دیدار کنند.

در پایان لازم است به این نکته هم اشاره کنم که ثبت معنوی تبریز در فهرست آثار ملی به عنوان اولین پایتخت تشیع در جهان اسلام، سند افتخار دیگری است برای این شهر که به همین مناسبت همایش بین‌المللی «تبریز ، اولین پایتخت تشیع جهان اسلام » روزهای 22و 23 آبان در تبریز برگزار می‌شود.

ترفندی برای تحمل ترافیک

از هتل محل اقامت تا کاخ سعدآباد 2 ساعتی در راه بودیم، اما طی این مسیر دو ساعته که از خیابان‌های زیادی عبور کردیم، از تبلیغات شهری که نشان دهنده اطلاع‌رسانی و آگاهی به شهروندان تهرانی برای اطلاع از برگزاری مراسم هفته فرهنگی آذربایجان شرقی در تهران باشد، خبری نبود و چیزی به چشم نمی‌خورد و تنها در محدوده تجریش چند بنر که تنها نوشته بود: نمایشگاه هفته فرهنگی استان‌ها، محل برگزاری مجموعه فرهنگی تاریخی سعدآباد، کاخ موزه گلستان، مجموعه فرهنگی ارگ آزادی، دیده می‌شد. اما چیزی که توجه مرا بسیار به خود جلب می‌کرد، پرحرفی رانندگان آژانس‌ها و تاکسی‌ها بود. آنها بدون این که مسافران خود را بشناسند، از هر دری سخن به میان می‌آوردند و از هر موضوعی با مسافران خود گفت‌وگو می‌کنند. از مسائل مربوط به کشور گرفته تا ساختمان‌های قدیمی‌ و پروژه‌های جدید نیمه‌کاره، نوع پوشش جوانان، گرمی‌ و سردی هوا، گرانفروشی، اختلاس‌های بانکی، حقوق شهروندی و وظایف شهرداری و بسیاری مسائل دیگر. چند نوبت که مسافت بین هتل و کاخ موزه سعدآباد و مسیرهای دیگر را طی می‌کردیم، پرحرفی رانندگان به نوعی مرا می‌آزرد. نمی‌دانم شاید پرحرفی آنها توجه ما مسافران را از حجم انبوه ترافیک به دیگر موضوعات معطوف می‌کرد و این هم شاید حرفی است برای گفتن.

معصومه درخشان

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها