پس از آزادی می‌خواهم کنار مادرم باشم

نام: طاهره ـ الف، مجرد سن و تحصیلات: 29 سال، دیپلم اتهام و مکان: مواد مخدر، استان تهران وضعیت پرونده: در حال رسیدگی
کد خبر: ۴۳۳۳۲۹

طاهره زنی سابقه‌دار است و 4 فقره جرم دارد؛ 2 بار به خاطر سرقت و 2 مرتبه به دلیل مواد مخدر.

او اکنون برای بار پنجم زندانی شده است. 2برادر دارد و خودش تک دختر خانواده است. زن جوان درباره زندگی خانوادگی‌اش می‌گوید: بچه که بودم، پدرم براثر تصادف فوت کرد. مادربزرگم هیچ‌وقت با مادرم خوب نبود و بعد از مرگ پدرم همه چیز بدتر هم شد.

آن روز پدر و مادرم با هم دعوا کردند و پدرم در حالی که عصبانی بود از خانه بیرون زد و تصادف کرد. بعد از مرگ او، من و 2 برادرم به خانه مادربزرگم رفتیم و مادرم خیلی زود با مردی دیگر ازدواج کرد و با او به کانادا رفت. مادربزرگم همیشه از مادرم بد می‌گفت، طوری که از او متنفر شده بودم.

طاهره تا 16 سالگی نزد مادربزرگش بود تا این‌که پیرزن فوت کرد. او می‌گوید: عمه‌ها و عموهایم به جای ارث پدری، خانه مادربزرگم را به نام من و 2 برادرم کردند و بقیه ارث را خودشان برداشتند.

ما با هم زندگی می‌کردیم و کسی به ما سر نمی‌زد. برادر بزرگم سر کار می‌رفت و خرج‌مان را درمی‌آورد اما وقتی ازدواج کرد، همه چیز به دوش برادر کوچکم افتاد.

بعد از مدتی او هم زن گرفت و از آن به بعد خودم در یک شرکت مواد غذایی کار می‌کردم.

طاهره وقتی فهمید همسران برادرانش اصرار به فروش خانه مادربزرگ دارند، مخالفتی نکرد. زن جوان می‌گوید: خانه را فروختیم و بیشتر سهم به برادرانم رسید و من برای خودم خانه‌ای رهن کردم، خیلی تنها شدم.

برادرانم هر از گاهی به من سر می‌زدند البته کم‌کم این سر زدن‌ها کمتر شد. با چند دختر دوست بودم که در یک مهمانی یکی از همین دخترها به من شیشه تعارف کرد و من هم برای این‌که کم نیاورم، مواد را کشیدم.

این شروع اعتیاد طاهره بود و او بتدریج به دام مواد مخدر گرفتار شد و از محل کارش اخراجش کردند.

او داستان زندگی‌اش را این‌‌طور ادامه می‌دهد: بعد از آن با همان دختری که معتادم کرده بود، سرقت می‌کردم. خانه‌ام را پس دادم و یک اتاق اجاره کردم و همه لوازمم را هم فروخته بودم تا مواد بخرم. من و دوستم جیب‌زنی می‌کردیم. بعضی وقت‌ها هم دخل مغازه‌ها را می‌زدیم.

دوست طاهره چند بار به زندان افتاد و در نهایت به خاطر مصرف بیش از حد مواد فوت کرد، اما طاهره از سرنوشت او عبرت نگرفت. او می‌گوید: مواد همه چیز من شده بود.

2بار با 2مرد متاهل صیغه کردم تا خرج موادم را بدهند. حاضر بودم برای این‌که لنگ مواد نمانم، هر کاری بکنم. 4 بار دستگیر شدم اما هر دفعه بعد از آزادی دوباره سراغ مواد رفتم. زندگی‌‌ام واقعا نابود شد.

طاهره درباره اتهام تازه‌اش می‌گوید: برای خرید مواد رفته بودم که دستگیر شدم. 3 گرم کراک داشتم. حالا باید در زندان بمانم اما برای آینده‌ام برنامه خوبی دارم. از طریق خاله‌ام مادرم را در کانادا پیدا کرده‌ام.

او 5 سال است از شوهرش جدا شده. به او زنگ زدم و گفتم در این سال‌ها چه بلایی سرم آمده است .

مادرم با شنیدن حرف‌های من بسیار متاثر شد و پس از آن قرار شد بعد از این‌که آزاد شدم و اعتیادم را ترک کردم برایم دعوت‌نامه بفرستد و من هم به کانادا بروم. اگر کنار مادرم باشم زندگی‌ام درست می‌شود. دیگر از این وضعیت خسته شده‌ام.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها