در بررسیهای به عمل آمده از محل جنایت، چاقویی در جیب یکی از کارگران به دست آمد که احتمال داده میشد آلتقتاله باشد.
با انجام آزمایشهایی روی وسایلی که از محل وقوع حادثه به دست آمده بود، معلوم شد چاقو بهرغم شسته شدن، دارای آثاری از خون بوده که با مشخصات خون مقتول همخوانی دارد. این چاقو با توجه به اظهارات کارگران حاضر، متعلق به یکی از آنان به نام شکرالله ـ 20 ساله بود - با دستور قاضی پرونده شکرالله با قرار بازداشت موقت به اداره دهم پلیس آگاهی منتقل شد، ولی او از ابتدای تحقیقات پلیسی وقوع جنایت را انکار کرد. اما سرانجام بعد از 6 ماه به قتل همکارش اعتراف کرد و گفت: «من خواب بودم که متوجه شدم شمسالله نسبت به من نظر بدی دارد. از جایم بلند شدم. آبی به سرو صورتم زدم و لحظاتی بعد، در حالی که افکاری به ذهنم خطورکرده بود به استراحتگاه برگشتم.
چاقویم را برداشتم و به سمت شمسالله که خودش را به خواب زده بود رفتم. خواستم ضربه اول را طوری بزنم که هیچ صدایی از او به گوش کسی نرسد و دوستانم متوجه این موضوع نشوند. همین کار را کردم. ضربه اول را به قلب او زدم و برای این که از مرگ او مطمئن شوم، ضربات بعدی را نیز محکم وارد کردم. کسی بیدار نشد. چون شب عید بود، پس از یک روز سخت کاری به خاطر شب عید تا دیر وقت همه بیدار بودند و خوابشان سنگین بود.»
حسین شاملو، قاضی دادگستری
مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران، هر کسی که در قلمرو کشور ما دست به جرمی بزند، فرقی نمیکند تبعه چه کشوری باشد و مطابق قوانین ما مجازات خواهد شد. مگر در مواردی که به احوال شخصیه فرد مربوط شود اما در موارد دیگر، مجازات آنها چه سبک و چه سنگین، در مورد آنها اجرا خواهد شد.
اگر چه مطابق معاهده نامههایی که کشور ما ممکن است با کشورهای دیگر داشته باشد، امکان مبادله 2 زندانی باشد. مثلا اگر یک ایرانی در افغانستان و یک افغان در ایران هر دو مجازات حبس داشته باشند، 2 کشور میتوانند زندانیها را مبادله کنند. به همین دلیل به محض اینکه یک تبعه خارجی به خاطر ارتکاب جرم در ایران بازداشت شد، به سفارت آن کشور اطلاع داده میشود. این اتفاق یک کار انساندوستانه است و درباره همه اتباع حتی کسانی که مرتکب قتل شدهاند، رعایت میشود. این امر به متهم این فرصت را میدهد که خانوادهاش در جریان قرار گیرند یا دولت متبوعش برایش وکیل یا امکانات دیگر فراهم کند. همچنین اگر امکان تبادل وجود داشته باشد، مبادله صورت خواهد گرفت که به نفع متهم است.
اما در مورد پرونده قتل، چه مقتول و چه قاتل تبعه هر کشوری که باشند، مطابق قوانین اگر قتل عمد ثابت شود، در صورت تقاضای اولیای دم قصاص خواهند شد.
اگر اولیای دم فرد مقتول در این پرونده در دسترس باشد، آنها مستقیما یا از طریق وکیل تقاضای خود را بازگو میکنند. اما اگر در دسترس نباشند، دادستان مطابق ماده 255 قانون مجازات اسلامی با در نظر گرفتن شرایط پرونده تقاضای قصاص یا دیه خواهد کرد. البته در بعضی موارد نیز جلسات سازش برگزار میشود و اگر اولیایدم از قصاص متهم گذشت کنند، متهم به پرداخت دیه محکوم میشود و از لحاظ جنبه عمومی جرم نیز تا 10 سال حبس در انتظار اوست.
همانطور که پیشتر گفته شد، در صورت دستگیری یک تبعه خارجی، چه مهاجر قانونی باشد و چه غیرقانونی و نحوه ورودش به ایران به هر نحوی که باشد، به دولت متبوعش گزارش داده خواهد شد تا متهم بتواند از امکاناتی چون تماس با خانواده، وکیل و... برخوردار شود. در مورد بزهدیده نیز خانواده میتوانند به کمک او بیایند یا اگر در موردی مانند این پرونده کشته شده باشد، درباره قصاص قاتل او تصمیم بگیرند.
دکتر علی نجفیتوانا، جرمشناس
اتباع خارجی که در اصطلاح جامعهشناسی از آنها با عنوان مهاجران یاد میشود، افرادی هستند که عمدتا به دلیل مشکلات اجتماعی، بیکاری، پایین بودن درآمد و مشکلات دیگر در بوم اصلی (وطن خود)، محل دیگری را برای سکونت انتخاب میکنند. این افراد گاهی قانونا اقدام میکنند و گاهی غیرقانونی.
این افراد پس از رفتن به محیط جدید، با شرایط جدیدی رو به رو میشوند که ساختن با آن ممکن است سخت باشد. نسل اولیهای مهاجر به ایران به دلیل بالا بودن سن، سازگاری بیشتری با محیط دارند، اما نسل دومیها چون جوان هستند، بیشتر ناسازگاری میکنند. در هر صورت مهاجران به دلیل تعارضات فرهنگی و اجتماعی، ممکن است دچار کجروی شوند. چنانچه پس از جنگ جهانی دوم، در فرانسه، وقوع جرم در میان مهاجران افزایش یافت.
در کشور ما تکدیگری، روسپیگری، ولگردی، توزیع مواد مخدر و سرقت و گاهی هم قتل، از جرایمی است که برخی مهاجران در آن نقش جرمی دارند. منظور از مهاجران، هم مهاجران قانونی و هم غیرقانونی است.
مهاجران قانونی که هویت مشخص دارند، کمتر دست به کارهای مجرمانه میزنند، اما مهاجران غیرقانونی که هویت مشخص ندارند، بیشتر مرتکب جرم میشوند. این افراد درگیر جرایم داخلی و طایفهای میشوند. دلیل آن مشکلات اقتصادی و اجتماعی است. آنها چون نمیتوانند به سیستم قضایی مراجعه کنند، خودشان دست به مجازات میزنند و قتلها شکل میگیرد. سرقت یکی دیگر از جرایم رایج بین آنهاست. اما جرمی که بتازگی و طی سالهای اخیر در میان برخی از مهاجران دیده میشود، تجاوز به عنف و آدم ربایی است که دلایل خاص خود را دارد.
در گذشته این افراد با دختران ایرانی ازدواج میکردند و تشکیل خانواده میدادند. اما امروزه ازدواج آنها کمتر شده و به همین دلیل دست به جرایم جنسی چون تجاوز به عنف میزنند. آدمربایی برای اخاذی و به صورت گروگانگیری نیز اخیرا مشاهده میشود. عدهای از این افراد هم به استخدام مجرمان ایرانی در میآیند و برای قاچاق انسان یا مواد مخدر به کار گرفته میشوند. نباید فراموش کرد که افاغنه در ابتدا از سازگاری بیشتری برخوردار بودند، اما بعضی از آنها تحت تاثیر شرایطی که نیاز به آسیبشناسی جدی دارد، رفتارهای جنایی خطرناکی از خود نشان میدهند.
اما چه باید کرد؟ نخستین راه پیشگیری است. در ابتدا باید از ورود غیر قانونی این افراد جلوگیری شود. راه دوم، نظارت دقیق و کنترل مهاجران غیر قانونی است. اگر چه این کار دشوار است، اما پیشنهاد میشود با تشکیل نیروی ویژه مکانهایی که احتمال داده میشود مهاجران غیرقانونی در آنها باشند، مورد وارسی قرار بگیرد. تفتیشهای مستمر و موثر و ساماندهی این افراد میتواند مفید باشد. این افراد چون اقامت غیرقانونی دارند، به هر کاری دست میزنند که دستگیر نشوند. پس هر چه زودتر باید شناسایی شوند و با آنها به شکل درست برخورد شود.
صفر خاکی، کارشناس قضایی
پیش از آنکه به این موضوع بپردازیم که در آینده چطور میتوان پیشامدهای تلخی از این دست را کم کرد، مقدمه کوتاهی درباره اینگونه پروندهها میگویم.
قتل از هر نوعی که باشد، شخصیت افراد و تبعیت آنها در میزان مجازات تغییری ندارد. تنها استثنایی که وجود دارد، دین افراد است. (در صورتی که فرد مسلمانی فردی غیرمسلمان را به قتل برساند، عملش مستوجب قصاص نخواهد بود) در مورد این پرونده چون افاغنه معمولا مسلمان هستند، طبعا تغییری در مجازات به وجود نخواهد آمد.
اما از نظر روانشناسی و جامعهشناختی میتوان گفت در بخشی از مهاجران افغان به دلیل سختیهایی که کشیدهاند و شرایط سختی که همواره در جامعه آنها حاکم بوده، اعم از جنگهای داخلی و... روحیه خشنی وجود دارد که همین مساله باعث میشود جرایمی هم که مرتکب میشوند، جرایم خشنی باشد. این دسته، افرادی هستند که براحتی با گروه سازگار نمیشوند و وقتی در گروه کوچکی قرار میگیرند و خود را مورد تهدید میبینند، شدیدترین راه را برای دفاع از خود انتخاب میکنند. از همین رو در بیشتر پروندههای قتل افاغنه نحوه ارتکاب جرم بسیار فجیع است.
حال برای پیشگیری از این اتفاقات چه باید کرد؟ مسوولان باید در آمارگیری این افراد دقت کنند. علاوه بر آمارگیری نظارت هم لازم است. یعنی ما ابتدا باید بدانیم چند مهاجر افغان در داخل ایران وجود دارند و چند نفر قانونی وارد ایران شدهاند. بعد باید بدانیم که این افراد چه وضعیتی دارند، شیوه زندگیشان چیست، چه شغلی دارند و در چه شرایطی زندگی میکنند، به دلیل اینکه اساس بسیاری از جرایم در نابهنجاری در همین موارد نهفته است.
در بعضی مواقع، کارفرماهای سودجو با سوءاستفاده از اتباع افغان که غیرقانونی به ایران آمدهاند سیستم بردهداری نوین راه میاندازند و از آنها در برابر یک دستمزد اندک کار بسیاری میخواهند. این سوء استفاده از آنهاست. نهادهای مسوول ما باید نظارت دقیق بر وضعیت ورود این افراد به ایران، نحوه زندگی و جزئیات اشتغال آنها داشته باشند. کارگر افغان را تصور کنید که بسیار کار میکند، در شرایط نامناسبی زندگی میکند و دستمزد کمی میگیرد، چنین شرایط سختی میتواند بستری جرمخیز باشد و اتفاقات ناگوار اینچنین ممکن است در آن روی دهد.
سارا لقایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم