اینکه زبالههایشان آنقدر دیر به دیر جمع نشود که بوی تعفن آن تمام محله را پر کند؛ اینکه خیابانهای شهرشان آنقدر پر از چاله چوله و دستانداز نباشد که با هر بار رانندگی جلوبندی خودرویشان نیاز به تعمیرات اساسی پیدا کند؛ اینکه داخل واگنهای مترو و اتوبوس در میان انبوهی از جمعیت تا رسیدن به مقصد روی هم تلمبار نشوند، اینکه با اولین باران پاییزی چاله چولهها و جویها از آب گلآلود سرریز نشود و آنها برای تردد در شهر مجبور نباشند پاچههای شلوارشان را تا زانو بالا بزنند، اینکه روزهای بارانی و برفی برایشان تداعیکننده خاطره تلخ قفل شدن خیابانها از خودروها و ساعتها حبس شدن در ترافیک سنگین یا کابوس صفهای طولانی در گوشه خیابان به امید یافتن تاکسی و اتوبوس نباشد؛ خواستههایی که هیچ کدامشان در حد ایدهآلها نیست، بلکه شاید کمترین توقعات شهروندان یک شهر از مسوولان شهری باشد.
برای کلان شهری مانند تهران که به گفته شهردارش حدود 90 درصد هزینههای اداره آن از جیب شهروندان تامین میشود، اینکه در مقابل پرداخت عوارض سالانه زندگی در شهر از خدمات شهری با کیفیت بهرهمند باشند انتظار نابجایی نیست.
هر ساله فرارسیدن فصل سرما و بارندگی برای شهروندان تهرانی با نگرانیهایی همراه است، مشکلات و کمبودهایی که فقط چند دقیقه بارندگی کافی است تا شرایط غیرقابل تحملی را برای شهروندان رقم بزند، نگرانی از کمبودهای ناوگان حمل و نقل عمومی، تاکسیهایی که فقط به دنبال مسافر دربستی میگردند، آبگرفتگی معابر، قفل شدن معابر شهری و تصادفات سنگین و... تمام اینها مشکلاتی است که شهروندان تهرانی از هم اکنون خود را برای آنها آماده کردهاند.
شهروندان انتظار دارند حداقل بخشی از هزینهای که بهعنوان عوارض سالانه شهری میپردازند، صرف حل این مشکلات شود تا شاید پاییز و زمستان امسال حداقل ترددهای شهری برایشان قابل تحملتر باشد.
اگر بخشی از عوارض شهری برای حل مشکلاتی هزینه شود که شهروندان به وضوح این تغییر را که منتهی به بهبود شرایط و ارتقای کیفیت خدمات شهری است احساس کنند، دلگرمی و اعتماد زیادی در آنها به وجود میآورد.
در واقع هرچند پرداخت هزینههای زندگی در شهر که از آن بهعنوان عوارض شهری نام برده میشود جزو وظایف انکارناپذیر شهروندان در تمام شهرهای دنیاست، اما مدیریت شهری نیز وظایف متقابلی نسبت به شهروندانش دارد که نباید از آن غافل شود و آن هم ارائه خدمات با کیفیت در تمام بخشها و در شان شهروندان آن شهر است.
پوران محمدی
گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم