در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این داستانی است که هر روز و هر روز در حال تکرار شدن است؛ اماکن بکری که شناسایی میشوند، آرام آرام امکانات و تسهیلاتی پیرامون آن شکل میگیرد سپس انبوه جمعیتی که بدون هیچگونه مقررات، بدون هر گونه ظرفیتشناسی و تطابق بین ظرفیت محیط و تعداد گردشگر راهی آنجا میشوند و بعد از مدتی یک جان بیرمق از طبیعت برجای میماند که دیگر کسی نیست و یا نمیتواند به داد آن برسد.
ظرفیت محدود اماکن گردشگری
بسیاری از کارشناسان، اماکن دارای جاذبههای گردشگری را با چاه نفت مقایسه میکنند. تردید نداشته باشیم که در بسیاری ابعاد این تشابه معنا دارد و در برخی موارد جاذبههای گردشگری برتر از چاه نفت است؛ این که هر دو مورد منجر به ایجاد سرمایه و درآمد میشود از جمله عوامل مشترک است، ولی از این جهت گردشگری برتر از چاه نفت است که هیچگاه تمام نمیشود، اما فراموش نکنیم، این چاه نفت همیشگی اگر بدرستی مراقبت نشود، هیچ تعهدی برای تداوم ندارد و همین امر نشان میدهد که باید براساس قوانین و ضوابطی خاص از این سرمایههای عظیم پاسداری کرد. در همینزمینه و در گامهای ابتدایی باید بپذیریم که اماکن گردشگری ظرفیت محدودی دارند و هرگونه برنامهریزی گردشگری باید متناسب با این ظرفیتها صورت بگیرد. به عنوان مثال هماکنون سالیان سال است که عکاسان برای عکاسی از کلیسای وانک اصفهان، موظف به اخذ مجوز هستند و پس از دریافت مجوز هم به منظور حفظ و حراست از آثار تاریخی هرگونه عکاسی باید بدون فلش انجام شود، چون اگر بنا باشد آثار تاریخی مدام و بدون هرگونه ملاحظهای در معرض نور قرار بگیرند، بیتردید از عمر و کیفیتشان کاسته خواهد شد.
طبیعت نیز همین گونه است. افرادی که به طبیعت سفر میکنند، دو دسته هستند؛ نخست طبیعتگردان حرفهای و دسته دوم مسافران گذری. بسیاری از طبیعتگردان حرفهای با اصول طبیعتگردی آشنایی دارند، یک اصل مهم در طبیعتگردی حرفهای میگوید، طبیعتگرد نباید هیچ اثری از خود در طبیعت بر جای بگذارد، اما درصد بسیار زیادی از مسافران گذری با اصول حرفهای طبیعتگردی آشنا نیستند. البته این افراد نیز از طبیعت سهم دارند و باید در چارچوب قوانین و مقررات از آن بهره بگیرند. اما آیا در کشور ما قانون جامع و دقیقی در این ارتباط وجود دارد؟ آیا اصلاً کسی متولی طبیعت است؟ برای کدام یک از اماکن طبیعی یا تاریخی ما ظرفیت پذیرش گردشگر تعریف شده است؟ و در کجای کشور ما گردشگران میدانند که با شرایط خاصی مجاز به بازدید از طبیعت هستند و در طول بازدید چه اصولی را باید رعایت کنند؟
به ظاهر در حوزه اماکن تاریخی، برخی اصول حداقلی حاکم است، اما نقیصههای موجود در این حوزه نیز بسیار است؛ نوشتههای روی سنگها و دیوارهای اماکن تاریخی خود گویای این نقطه ضعف است اما این امر در ارتباط با طبیعت بدون متولی مشهودتر است. این در حالی است که در بسیاری از کشورهای توسعهیافته و در کشورهایی که درآمد آنها بر پایه توریسم و گردشگری شکل میگیرد، مردم میدانند که تداوم و پایداری این درآمد منوط به حفظ آن منبع است و هرگونه خدشهای به آن اصل، درآمدزایی آن را با مشکل روبهرو میکند. به عنوان مثال در آمریکا در برخی اماکن طبیعی، گردشگران علاوه بر پرداخت هزینه ورود میدانند که تمام زبالههای تولیدیشان را نیز باید خارج کنند و در صورت نادیده انگاشتن مقررات با جریمههای بسیار سنگین روبهرو میشوند.
چه باید کرد؟
گردشگری، صنعتی رو به رشد است؛ صنعتی که جنس آن پایدار است مگر آنکه ما به آن لطمه وارد کنیم. این صنعت اصول خاص خود را دارد و در این بین حفظ و حراست از اثر تاریخی و طبیعی از اولین نکات مدنظر است. برخوردهای واپسگرایانه از جمله عدم پذیرش گردشگر نیز در این ارتباط نمیتواند پاسخگو باشد، بلکه یک راهحل ترکیبی باید زمینه حفظ و حراست توأم با بهرهبرداری از اماکن گردشگری را فراهم کند. در همین ارتباط شاید پیشنهادهای زیر مفید باشد:
1 ـ مشخص کردن اماکنگردشگریطبیعیو تعیین متولی برای آنها.
2 ـ اخذ ورودیه از گردشگران برای ورود به مجموعههای طبیعی و تاریخی به منظور حفظ و حراست از آن.
3 ـ تدوین مقررات برای گردشگران؛ مقرراتی که حقوق و تکالیف گردشگران را به صورت توأمان در نظر بگیرد.
4 ـ آموزش محافظان طبیعت در ارتباط با نحوه برخورد با متخلفان.
5 ـ جلوگیری از دخل و تصرفهای غیرقانونی در حوزه اماکن گردشگری.
6 ـ جلب مشارکت بومیان در حفظ و حراست از سرمایههای گردشگری.
7 ـ فراهم آوردن شرایط انتفاع بومیان از اماکن گردشگری.
8 ـ اطلاعرسانی قوانین به عموم مردم.
9 ـ فرهنگسازی در بین مردم به منظور پاسداشت سرمایههای گردشگری.
در پایان دوباره تاکید میشود که گردشگری سرمایهای است که به صورت خداداد در اختیار ما قرار گرفته است و ما تنها موظف به حفظ و حراست از آن هستیم.
مریم چهاربالش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: