با عباس ترابیان، سرپرست تیم ملی فوتبال و مرد شماره یک فوتسال ایران

مگر با کفاشیان آمده‌ام که با او بروم؟

مذاکره‌های طولانی‌مدت عباس ترابیان به نمایندگی از فدراسیون فوتبال کشورمان با کارلوس کرش پرتغالی، سرانجام منجر به عقد قرارداد این فدراسیون با سرشناس‌ترین مربی خارجی تاریخ فوتبال کشورمان شد.
کد خبر: ۴۳۲۸۵۱

مربی جدید تیم ملی هم یکی از درخواست‌های مهم شروع کارش را همکاری مستقیم با این مدیر 60 ساله اعلام کرد تا به این ترتیب، سرپرست وقت کمیته روابط بین‌الملل فدراسیون که با حفظ سمت، ریاست کمیته فوتسال را هم به عهده داشت به طور همزمان در 3 پست مهم فوتبال کشورمان حضور یابد. در شرایطی که تیم ملی فوتبال کشورمان در برهه حساس و مهم حضور در رقابت‌های راهیابی به جام جهانی 2012 برزیل قرار دارد و به موازات آن، تیم ملی فوتسال ایران مدعی جدی بالا رفتن از سکوی جام جهانی آتی این رشته محسوب می‌شود، گفت‌وگو با فردی که از سال 1997 در فوتبال کشورمان مسوولیت دارد و دارای کارنامه درخشانی در مدیریت فوتسال نیز است، می‌تواند حاوی نکات تازه‌ای باشد.

کنار گذاشته شدن شما از مسوولیت کمیته روابط بین‌الملل فدراسیون با حرف و حدیث‌های زیادی همراه بود و گویا این مساله باعث دلخوری شما هم شده است. آیا چنین موضوعی را می‌پذیرید؟

حتما به خاطر دارید که پیش از این اقدام، به شما گفته بودم خواستار کنار رفتن از کمیته روابط بین‌الملل و تحویل مسوولیت خدمتگزاری به فرد جدید هستم؛ بنابراین نه‌تنها مخالفتی با اصل این اتفاق نداشتم بلکه کاملا از آن استقبال کردم، ولی آنچه موجب دلخوری من شد، نحوه این اقدام بود. چند ماه پیش در حالی که مسوولیت کمیته فوتسال فدراسیون را به عهده داشتم از من خواسته شد به طور موقت نگذارم کار کمیته روابط بین‌الملل زمین بماند. من هم از ابتدا خواهش کردم فردی را پیدا کنند و این مسوولیت را به او تحویل دهند. در شرایطی که این جایگاه جذابیتی برایم نداشت خدمتم را با تمام توان انجام می‌دادم؛ ولی از نقاط مختلف، فشارهای زیادی وارد می‌آمد مبنی بر این که چرا باید ترابیان بیش از یک مسوولیت در فدراسیون داشته باشد. حتی دوستانمان در تلویزیون هم ما را از طعنه و فشار بی‌بهره نگذاشتند، در حالی که واقعا بدون دریافت مزد و مواجبی و به طور رایگان این خدمت را تقدیم فوتبال کشورم می‌کردم. لذا از کفاشیان خواهش کردم این موضوع را جدی‌تر دنبال کند و هر چه سریع‌تر برایم حداقل در این پست، جایگزینی معرفی کند. البته من نحوه انجام این تعویض را نپسندیدم و با شوخی به یکی از نمایندگان رسانه‌ها گفتم همان بلایی را که سر متکی آوردند، سر من هم آمد. به این ترتیب که وقتی داخل کشور نبودم، جمالی را که از کارشناسان خوب کمیته ما بود و اتفاقا او هم در ایران حضور نداشت به عنوان مسوول جدید کمیته روابط بین‌الملل فدراسیون معرفی کردند. البته این که از متکی نام بردم شاید به این دلیل نیز هست که او از دوستان دوران دانشجویی من در کشور هند بود. به نظرم خیلی زیباتر بود اگر مراسمی 5 دقیقه‌ای و دست‌کم با دعوت از نماینده سایت فدراسیون برگزار می‌شد و اگر خدمتی صورت گرفته بود طبق توصیه بزرگان دین و اخلاق، تشکری خشک و خالی صورت می‌گرفت. اگر هم نارضایتی وجود داشت باید عنوان می‌شد تا دست‌کم متوجه آن بشویم.

مسوولیت مهم دیگری که همچنان با حفظ سمت مدیریت فوتسال به عهده دارید، سرپرستی تیم ملی فوتبال است...

در مورد مسوولیت سرپرستی تیم ملی هم همه چیز به مذاکره‌های مستمر و طولانی‌ام با کارلوس کرش برای شروع به کارش در تیم ملی ایران برمی‌گردد. در جریان آن مذاکره‌ها، با توجه به آشنا شدنم با ویژگی‌های اخلاقی او، کرش علاقه‌مند شد به شکلی نزدیک با وی کار کنم. البته همکاری با کرش کار بسیار مشکلی است، چون او به کاری در حد و اندازه‌های باشگاه منچستریونایتد اعتقاد دارد، در حالی که چنین انتظاری با امکانات سخت‌افزاری موجود ما سازگار نیست. با این حال تلاشمان را می‌کنیم تا به نحو شایسته‌ای، کار تیم ملی را پیش ببریم. البته علاوه بر این دو مسوولیت، هنوز عضو کمیته فوتسال و فوتبال ساحلی‌ ای.اف.سی (کنفدراسیون فوتبال آسیا)‌ هم هستم و این همه فعالیت همزمان، موجب شده طی 8 ماه گذشته، یک روز هم فرصتی برای مرخصی و حضور کنار خانواده‌ام پیدا نکنم. به هر حال، در مسوولیت‌های مختلف خود تا روزی که مفید و مثمرثمر تشخیص داده شوم با تمام توان خدمتگزاری خواهم کرد و سپس تمام تجربیاتم را در اختیار مدیر بعدی قرار می‌دهم و هماهنگی کامل را در زمینه شروع به کار مسوولان بعدی انجام خواهم داد. حتی حاضر خواهم شد به عنوان کارمند برای مسوول بعدی کار کنم. به هر حال نباید اجازه دهیم فوتبال کشورمان دچار منیت‌ها شود.

به کرش و چگونگی همکاری با او اشاره کردید. هرچند او بعد از بازی اول تیم ملی با اندونزی، دست به انتقاد از بعضی مسائل زد و به قول خود برای مسوولان فدراسیون فوتبال زنگ خطر را به صدا درآورد، اما او در فاصله 24 ساعت بعد، صحبت‌های خود را پس گرفت. موضوعی که البته به سختی قابل هضم است. با توجه به مسوولیت‌تان در تیم ملی می‌توانید بگویید دغدغه او چیست و چه انتظارات مشخصی دارد؟

یکی از مسائلی که تلاش می‌کنیم به مرحله اجرا درآوریم همان استانداردهایی است که مدنظر کرش است. استانداردهایی همپایه و همسطح منچستریونایتد، رئال مادرید یا تیم ملی پرتغال. واقعیت این است که ما در آسیا هستیم. ضمن آن که از این حیث و برخورداری از امکانات سخت‌افزاری از بسیاری کشورهای آسیایی پیشرفته‌تریم. البته این کاملا به نفع کشور ماست که از این جهت باز هم پیشرفت کنیم و در این مسیر تلاش می‌شود تا امکانات و استانداردهای بالاتری فراهم شوند. با این حال، کرش همچنان از دیدن نقایص موجود و شرایط پایین‌تر از سطح ایده‌آل، گلایه‌مند است. هرچند این گلایه‌ها نسبت به گذشته کمتر شده است. از مسائلی که موجب رنجش او می‌شود اعمال تغییرات در برنامه لیگ، بدون اطلاع و هماهنگی با اوست؛ در حالی که در کشور ما مواردی پیش می‌آید که واقعا قابل پیش‌بینی نیست مثلا امسال در ماه مبارک رمضان، یک روز در تقویم قمری ما جابه‌جا شد. اینها بخشی از شرایط است و بخش دیگر به استانداردها برمی‌گردد. مثلا فلان باشگاه می‌گوید نتوانستیم بلیت بازگشت خود از کشوری خارجی را فراهم کنیم پس یک روز مسابقه ما را جابه‌جا کنید. کرش در مقابل چنین درخواستی گلایه‌مند می‌شود و می‌گوید یک باشگاه باید از 3 ماه پیش از مسابقه خود، بلیت رفت و برگشت را تهیه کند نه آنقدر دیر که چنین مشکلاتی پیش بیاید. البته این گونه گلایه‌های او کاملا صحیح و بجاست. در مجموع، گلایه‌های او اکنون نسبت به گذشته کمرنگ‌تر شده است، ولی آنچه من کاملا ضروری می‌بینم برگزاری سمینار یکروزه‌ای است که در حضور همه سرمربیان لیگ برتر و لیگ دسته اول که خوشبختانه همگی از کرش رضایت دارند و کارش را می‌پسندند، انجام شود. برگزاری این سمینار یکروزه می‌تواند افکار و ایده‌ها و عملکرد طرفین را کاملا به یکدیگر نزدیک‌تر و در یک جهت همسو کند.

کارلوس کرش محافظه‌کارانه قدم برمی‌دارد یا این که او در کارش با هیچ کس تعارف ندارد؟

یکی از نکات جذاب و بارز در شخصیت او این است که به هیچ وجه با کسی تعارف ندارد و زیادی رک و جدی است. به عنوان مثال، وقتی برنامه‌ای تنظیم می‌کند اگر سرسوزنی جابه‌جا شود واقعا بر آشفته می‌شود. او در نظم و انضباط بی‌نظیر است. ما در کادر فنی و سرپرستی تیم ملی با این راهکار با یکدیگر هماهنگ می‌شویم که تصمیم‌ها را همگی مکتوب می‌کنیم و روی ایمیل‌های خود قرار می‌دهیم تا هر کس، وظیفه خود را علامت بزند و درعین حال، در تعامل با دیگران باشد.

آیا کرش پس از ماه‌ها زندگی در ایران، از این مساله رضایت دارد و اصولا نوع نگاه و تفکر او به این موضوع چیست؟

او رضایتی کلی از زندگی در ایران دارد، چون چیزهایی که در کشور ما دیده با آن مواردی که راجع به ما شنیده بود کاملا متفاوت است. کرش و همکارانش از حضور در کشورمان راحت‌اند، ضمن این که همسر برزیلی تبار او که پزشک و در بیمارستانی در کشور برزیل شاغل است علاقه زیادی به مردم ایران دارد،‌ چون از محبت‌های مردم ما شگفت‌زده شده است. کرش در مقایسه با بسیاری از خارجی‌ها، در کشورمان بیشتر مانده و کار کرده است بویژه اوایل حضور خود که روزانه 13 تا 14 ساعت در روز کار می‌کرد.

در دوران سرمربیگری کرش، شاهد ارتباط کنترل شده‌تر خبرنگاران با ملی‌پوشان و اعضای کادر فنی هستیم.

آرامش ملی‌پوشان و کادر فنی تیم ملی برای ما اهمیت زیادی دارد تا آنها در سایه برخورداری از این نعمت، کارایی هرچه بالاتری از خود نشان دهند. در همین خصوص، اجازه ورود افراد متفرقه به حریم تمرینی و استراحتی ملی‌پوشان را نمی‌دهیم و اگر قرار باشد مصاحبه‌ای برگزار شود آن را در قالب مصاحبه مطبوعاتی طراحی و اجرا می‌کنیم که هم از اتلاف وقت پیشگیری کنیم و هم مطالبی که قابل استفاده عموم مردم نیست و تنها برخی به دنبال بهره‌برداری از آن هستند، به بیرون درز نکند.

همیشه اعلام اسامی تیم ملی ناراضایتی در پی می‌آورد. چه طرحی برای این موضوع و پیشگیری از آسیب‌های احتمالی آن به تیم ملی دارید؟

ترابیان: آرامش ملی‌پوشان و کادر فنی تیم ملی برای ما اهمیت زیادی دارد تا آنها در سایه برخورداری از این نعمت، کارایی هرچه بالاتری از خود نشان دهند. در همین خصوص، اجازه ورود افراد متفرقه به حریم تمرینی و استراحتی ملی‌پوشان را نمی‌دهیم

مسلما با هیچ لیستی نمی‌توان رضایت همه افراد را به دست آورد. البته مادامی که این نارضایتی به طرفداران استقلال و پرسپولیس منتقل نشود، معمولا مشکلی ایجاد نمی‌شود، ولی وقتی پای تعصبات مطرح شود، بحث جداست. برخی مربیان بزرگ ملی ما در گذشته برای پیشگیری از این خطر و خنثی کردن نسبی نارضایتی‌ها، تعداد بازیکنانی کاملا مساوی از هریک از 2 تیم پرطرفدار پایتخت انتخاب می‌کردند. مثلا در مقابل 6 بازیکن دعوت شده از باشگاه استقلال، 6 نفر را هم از پرسپولیس دعوت می‌کردند. در حالی که الان، معیارها کاملا با گذشته تفاوت پیدا کرده است و کرش برای انتخاب نفرات خود، هیچ توجهی به نام باشگاه نمی‌کند. او ترکیب خود در هر بازی را با توجه به نقاط قوت و ضعف همان حریف، میزان آمادگی بازیکنان در هر پست و در عین حال احتمال ایجاد هماهنگی هر بازیکن با بازیکنان پست‌های مجاور انتخاب می‌کند و در این مسیر ممکن است تا آخرین روزها، بازیکنانی را به جای بازیکنانی دیگر به اردوی تیم ملی دعوت کند، چون عملکرد او بر مطالعاتی کاملا دقیق استوار است. کرش تیم‌های حریف را بدقت آنالیز می‌کند و علاوه بر آن، بازی‌های مختلف لیگ را زیر نظر می‌گیرد. برای او نام هیچ باشگاهی تفاوت نمی‌کند و تنها به دنبال هر چه قوی‌تر شدن تیم ملی است. روزی از شهرداری تبریز یا مس کرمان هریک 3 بازیکن دعوت می‌کند و از استقلال فقط یک بازیکن. دفعه دیگر 6 بازیکن از استقلال دعوت می‌شوند، در حالی که از پرسپولیس به دلیل نتایج ضعیفش در آن مقطع زمانی، تعداد دعوت شده‌ها کاهش پیدا می‌کند. به هر حال ما سعی می‌کنیم به منظور مورد اشاره در پرسش شما، اطلاع‌رسانی و چنین مواردی را برای هواداران تیم ملی یادآوری کنیم. متاسفانه بعضا شیطنت‌هایی از سوی هواداران متعصب تیم‌های قرمز و آبی که در رسانه‌ها حاضرند صورت می‌گیرد و برایمان مشکلاتی جدی فراهم می‌کنند که ریشه در علایق شدید آنها به تیم مورد علاقه‌شان و طاقت نیاوردن در برابر دعوت نشدن بازیکن مورد انتظارشان به تیم ملی است. به منظور پیشگیری از ضربه‌زنی چنین عناصری به تیم ملی، متاسفانه ناچار می‌شویم در شرایط حساس، از برخی خبرگزاری‌ها و رسانه‌ها فاصله بگیریم تا تیم و منافع ملی‌مان کمتر در تهدید و آسیب‌دیدگی قرار گیرند.

این که گفته شده بود فرهاد مجیدی برای خداحافظی به تیم ملی دعوت شده بود تا چه حد به حقیقت نزدیک است؟

این هم از گمانه‌زنی‌های بی‌اساس یکی از روزنامه‌های ورزشی بود که متاسفانه به رسانه‌های دیگر از جمله رسانه ملی نشر پیدا کرد. در شرایطی که تیم ملی و بازیکن تازه دعوت شده آن نیاز زیادی به تقویت روحیه داشتند نمی‌دانم برخی با چه انگیزه‌ای به دنبال این‌گونه خبرهای مخرب هستند. به هر حال مجیدی برای کمک و حضور در تیم ملی دعوت شده بود و نه انجام بازی خداحافظی و خط خوردن.

فدراسیون فوتبال در شرایطی به سمت انتخابات پیش می‌رود که عده‌ای معتقدند اساسنامه آن نیازمند انجام تغییراتی است. آیا شما هم چنین عقیده‌ای دارید؟

قطعا همین طور است.

در مجمع اخیر فدراسیون که به ریاست وزیر ورزش و جوانان برگزار شد، این موضوع نیز مطرح و کلیات آن با رای همه اعضا تصویب شد که کمیته 11 نفره‌ای از افراد مختلف اعم از مسوولان هیات‌ها، باشگاه‌ها و هیات رئیسه انتخاب شدند تا این تغییرات را بررسی کنند. یکی از تغییرات این است که رئیس فدراسیون بتواند معاونش را انتخاب کند. مگر می‌شود معاون فردی را، کس دیگری انتخاب کرده و اعتقادات و عقاید آن دو به هم نزدیک باشد؟ در این مورد، در حضور کفاشیان و تاج از کرش سوال شد که این موضوع در پرتغال و کلا اروپا چطور دنبال می‌شود، که او جواب داد به جز رئیس، 10 نفر دیگر در مسوولیت‌های فدراسیون با وی همکاری می‌کنند که 5 نفر با انتخاب رئیس و 5 نفر دیگر با انتخاب مجمع منصوب می‌شوند. یعنی اکثریت 6 نفره با رئیس و انتخاب‌های اوست. ما به تغییراتی از این دست نیاز داریم.

گفته می‌شود اگر کفاشیان از فدراسیون فوتبال برود، ترابیان هم می‌رود. این حرف تا چه حد صحت دارد؟

مگر با کفاشیان آمده‌ام که با او بروم؟ من خدمت به فوتبال را عبادت می‌دانم و ارزش آن را به مراتب بالاتر از برخی نظرسنجی‌ها برآورد می‌کنم. تکرار می‌کنم تا زمانی که احساس شود خدماتم به درد می‌خورد و تا روزی که کارهایم مفید و موثر تشخیص داده شود دست از خدمت در فوتبال بر نخواهم داشت.

به برخی نظرسنجی‌ها اشاره کردید. زمانی عادل فردوسی‌پور، کارمند شما در حوزه روابط بین‌الملل فدراسیون بود....!

بله، آن زمان حتی تلاش کردیم او به استخدام وزارت نفت هم دربیاید و در این زمینه پیشرفت زیادی هم کردیم، ولی رفته رفته، شبکه سوم موقعیت‌های بهتری به او پیشنهاد کرد و عادل، حضور پررنگ‌تر در تلویزیون را به استخدام در وزارت نفت ترجیح داد و به این ترتیب بتدریج همکاری ما تمام شد.

آیا عباس ترابیان نامزد ریاست فدراسیون فوتبال خواهد شد؟

اصلا. به هیچ وجه نامزد ریاست فدراسیون فوتبال نمی‌شوم. چون نه انتخابات این فدراسیون را آزاد ارزیابی می‌کنم و نه با این شرایطی که فوتبال در آن قرار دارد رئیس این فدراسیون را در کار خود موفق می‌بینم. یکی از سدهای بزرگ پیش‌روی فدراسیون فوتبال، مشکلات اقتصادی است و این که اجازه به وجود آمدن چرخه صحیح اقتصادی به این فدراسیون داده نمی‌شود.

خوشبختانه از زمانی که به کمیته فوتسال برگشته‌اید، این رشته سیر نزولی خود را قطع و به سیر صعودی چشمگیری تبدیل کرده است. رمز اصلی موفقیت فوتسال ایران را در چه می‌بینید؟

یکی از رموز مهم این موفقیت، توجه ویژه به تیم‌های پایه از بدو حرکتمان است. این کار، هم در تیم ملی و هم در باشگاه‌ها اتفاق افتاده است و از 3، 4 سال پیش، مسابقه‌های جوانانمان را به شکل لیگ اداره می‌کنیم. حتی ما لیگ بازیکنان زیر 15 سال و زیر 12 سال را هم برگزار می‌کنیم و کاملا به این نکته که برنامه‌های لیگ‌های پایه ما با برنامه‌های ملی پایه تداخلی نداشته باشد توجه کرده‌ایم. شاید مهم‌تر از این توجه ویژه به بازیکنان و تیم‌های پایه این نکته باشد که برای شروع دیدارهای تدارکاتی ملی خود، سراغ تیم‌هایی نرفتیم که با برد کارمان را شروع کنیم، بلکه با آنهایی بازی کردیم که خیلی از خودمان قوی‌تر بودند و ما به آنها می‌باختیم. ما در شروع کار، در رده پانزدهم فوتسال دنیا بودیم ولی بعد از باخت به تیم‌هایی نظیر ایتالیا، اسپانیا، روسیه و ... در برابر قدرت‌های بزرگ به خود‌باوری رسیدیم.

رفتن حسین شمس و تحولات کادر فنی تیم ملی فوتسال را چگونه ارزیابی می‌کنید و آیا این تیم می‌تواند به سیر صعودی خود در جام جهانی آینده هم ادامه دهد و صاحب سکو شود؟

تصور می‌کنم این نقطه ضعفی برای هر مجموعه تلقی می‌شود که قائم به شخص معینی باشد و با حضور وی به موفقیت برسد و در صورت نبود او، راه به موفقیت نبرد. فکر می‌کنم تیم ملی باید یک مجموعه و دارای سیستمی صحیح باشد. در این مسیر، اکنون صانعی به عنوان جوانی مستعد، گام‌های فنی سرمربیگری تیم ملی را برمی‌دارد، ولی در مسیر موفقیت، تنها نیازمند پشتیبانی است. تصمیم فعلی این است که همچنان از همین مربی در مسیر ادامه سیر صعودی خود استفاده کنیم. او برنامه‌های مدونی را دنبال می‌کند و تا سال آینده، فوتسال ما بهتر از هر تیم دیگری، برنامه تدارکاتی در اختیار دارد. به این ترتیب که در ماه جاری (مهر ماه)‌ در گراندپری (جایزه بزرگ)‌ برزیل با تیم‌های قدر دنیا روبه‌رو می‌شویم. آبانماه، روسیه به تهران می‌آید تا 2 بازی با این تیم انجام دهیم. آذر در تهران با کرواسی روبه‌رو می‌شویم و سپس ما به کرواسی می‌رویم تا در زمین حریف، با آنها بازی کنیم. اوایل دی نیز با برزیل، ایتالیا و اسپانیا در کشور کویت، تورنمنت بزرگی را برگزار خواهیم کرد. ماه بهمن نیز برزیل را در ایران ملاقات و دو بازی با این تیم برگزار خواهیم کرد. اسفند و فروردین، تعطیلات نوروزی را خواهیم گذراند تا در اواخر فروردین 91 تورنمنت خوبی را در کشورمان میزبانی کنیم و سپس اوایل اردیبهشت 91 در تورنمنت غرب آسیا حاضر خواهیم شد و اواخر همان ماه (اردیبهشت)‌ در دبی قهرمانی فوتسال آسیا و انتخابی جام جهانی را پیش‌رو داریم.

چه دفاعی از سیاست مخالفت خود با تعیین سقف قراردادها در رشته فوتسال دارید؟

قوانین و مقررات فوتبال و فوتسال کاملا از هم جداست و دلیلی بر همسان‌سازی بی‌مورد این دو رشته دیده نمی‌شود. بسیاری از کارهای خوبی که در لیگ فوتبال انجام می‌گیرد، در لیگ فوتسال ضرورتی ندارد، مثل منشور اخلاقی که آیین‌نامه بسیار خوبی است، ولی من اجرای آن را اصلا در مورد جوانان فوتسالی لازم نمی‌بینم چون آنها خود به خوبی می‌دانند چطور زندگی کنند. به اعتقاد من، سقف واقعی قراردادها را روند عرضه و تقاضا تعیین می‌کند.

مجید عباسقلی / گروه ورزش

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها