به گزارش «جامجم»، دوشنبه هفته گذشته مردی با حضور در پلیس آگاهی سیرجان از توابع استان کرمان از گم شدن پسر 23 سالهاش به نام حامد خبر داد و برای یافتن او درخواست کمک کرد.با تحقیق از شاکی معلوم شد، حامد ـ جوان گمشده ـ پس از مشاجره با والدینش از خانه بیرون رفته و باز نگشته است و جستجوهای خانوادهاش برای یافتن او بینتیجه مانده است.
در پی این شکایت، جستجوهای پلیسی برای یافتن این جوان گمشده آغاز شد. ساعاتی بعد مردی با مرکز فوریتهای پلیسی 110 تماس گرفت و عنوان کرد در بازگشت به خانه صدای نالههای مردی را درون چاه متروکه کشاورزی روستای برج شیله شنیدم که تقاضای کمک میکرد.ماموران با اطلاع از این موضوع به محل حادثه اعزام و متوجه شدند مرد جوانی درون چاه افتاده و کمک میخواهد.
با اطلاع امدادگران سازمان آتشنشانی سیرجان ، آنها نیز دقایقی بعد در محل حادثه حضور یافتند. به دلیل حساسیت موضوع، فرماندار سیرجان نیز در محل حادثه حضور یافت تا با دستور استاندار بر عملیات نجات این جوان نظارت کند. نیروهای امدادی نیز به تجهیزات و امکانات بیشتری مجهز شدند.
مرد جوان در عمق 25 متری گرفتار بود
آتشنشانها در بررسی از چاه متروکه کشاورزی متوجه شدند مرد جوان در عمق 25 متری درون لوله پوسیده چاه متروکه گرفتار شده و هر لحظه امکان ریزش چاه و مدفون شدن مرد جوان وجود دارد.
بنابراین گروه نجات تصمیم گرفتند با حفر یک چاه جدید در مجاورت چاه متروکه جوان گرفتار را نجات دهند.به این ترتیب، عملیات حفر چاه شروع شد و گروه نجات پیش از ظهر پنجشنبه ـ 7 مهرماه ـ موفق به حفر موازی چاه شدند و با ورود به درون چاه متروکه موفق شدند جوان گرفتار را پس از 65 ساعت جدال با مرگ نجات دهند.
با بررسی اولیه معلوم شد، جوان نجات یافته همان فرد گمشدهای است که پلیس در جستجوی او بوده است.با انتقال این جوان به بیمارستان، ماموران تحقیق از وی را آغاز کردند.او به پلیس گفت: از چندی پیش با خانوادهام اختلاف داشتم. روز حادثه پس از مشاجره با والدینم خانه را به حالت قهر ترک کردم. چند ساعت در خیابان پرسه میزدم تا این که تصمیم گرفتم در گوشهای مخفی شوم.وی اضافه کرد: هنگام پرسه زدن در حومه روستای برج شیله متوجه یک چاه متروکه آب کشاورزی شدم و تصمیم گرفتم در این محل پنهان شوم. دقایقی نگذشته بود که بخشی از جداره چاه فرو ریخت و من به پایین سقوط کردم و در عمق 25 متری چاه گرفتار شدم. وحشت کرده بودم و فریاد میزدم تا شاید با شنیدن صدای کمکخواهی، فردی صدای مرا بشنود و به نجاتم بیاید.
مرد جوان با اشاره به 65 ساعت دلهره گفت: هر لحظه مرگ را پیش چشمانم میدیدم. بسختی نفس میکشیدم تا این که عاقبت با حضور امدادگران و آتشنشانها نجات یافتم. از مردی که صدای نالههایم را شنید و بموقع برایم کمک آورد، استاندار، فرماندار، امدادگران هلال احمر و همه کسانی که برای نجاتم زحمت کشیدند ،سپاسگزارم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم