نکته مهم در این فرآیند بخصوص برای سطوح بالا و مهمتر از خود اختلاس، رقم قابل تامل و کمنظیر اختلاس حتی در مقیاس نظام بانکی جهانی است زیرا رقم نزدیک به 2 میلیارد دلار و به روایتی 3 میلیارد دلار است حال آن که این پدیده در رقمهایی نزدیک به 100 یا 200 میلیون دلار باعث ورشکستگی یک بانک و در برخی موارد و تجربیات جهانی سقوط نظام بانکی، بازار پولی و حتی بازارهای مالی یک کشور شده است.
در این ماجرا بیش از هرچیز باید اعتماد عمومی را درنظر گرفت. برای بازسازی اعتماد عمومی یا حفظ سرمایه مردمی باید تعارفات و ملاحظات سیاسی، جناحی، حزبی و به فرمایش رهبر معظم انقلاب، قبیلهای را کنار گذاشت اما متاسفانه این پدیده که مبتنی بر ضعف نظارت و کنترل بود، نگرانیهایی را برای مردم ایجاد کرده و آفتهای مختلفی را پیش روی نهتنها نظام بانکی بلکه مدیریت کلان اقتصادی کشور قرار داده است.
با این حال، به نظر میرسد در روزهای اخیر رقابت سنگینی بین دستگاههای مختلف برای پاسخگویی مطالبات مردم و جبران عقبافتادگی چند روز گذشته به وقوع پیوسته است که استعفا و برکناری های روز گذشته نیز در همین زمینه قابل ارزیابی است. اما این اتفاقات با هر انگیزهای که صورت گرفته باشد، برای سالمسازی نظام بانکی که هماکنون دچار شوک شده کاملا ضروری بوده و مهمتر از همه، بازسازی اعتماد عمومی است که باید از همه ظرفیتها برای تقویت آن استفاده کرد.مسلما اگر استعفا و برکناریهای روز گذشته زودتر صورت میگرفت دامنه بحث سریعتر مدیریت شده بود و البته بروز این اتفاقات این پیشبینی را به دنبال دارد که قطعا ردههای بالاتر نیز در روزهای آتی شامل چنین امواجی خواهند بود. نکتهای که در این پدیده باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد، این است که موضوع باید پس از فروکش کردن هیجانات و احساس ناشی از مساله در فضایی عقلانی مورد آسیبشناسی قرار گیرد؛ چراکه مورد اختلاس یک رقم افسانهای است و هشدارهایی جدی را درباره ظرفیت انحراف در شبکه بانکی به مسوولان گوشزد میکند.
محمد خوشچهره / استاد اقتصاد دانشگاه تهران
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم