نظر شخصیات را در مورد سفر بگو ؟
سفر را خیلی دوست دارم و هر موقع حالم خوب نیست، به مسافرت میروم چون باعث میشود به حالت اولیه برگردم و دوباره سرحال شوم.
به نظرت سفر در زندگی آدمها چقدر مهم است؟
مسافرت برای تجدید روحیه و استراحت بهترین راهکار است و روحیه انسان عوض میشود، البته بستگی دارد چه سفری باشد.
خودت چقدر به سفر میروی؟
اگر مشغول کار نباشم و در تیمی نباشم، زیاد سفر میروم اما اگر گرفتار باشم، نمیتوانم چندان به سفر بروم.هر موقع وقت داشته باشم، دوست دارم به سفر بروم و وقتی را در مسافرت بگذرانم.
درسهایی هم از سفر گرفتهای؟
ما معمولا تنها به مسافرت نمیرویم و با دوستانمان دور هم جمع میشویم.درسی که از سفر گرفتهام، این است که آدمهایی که به مسافرت میروند باید با هم جور باشند و به هم بخورند، چون با هر کسی نمیشود همسفر شد.در سفر باید همسفر خوب داشت.بعضیها بد سفر هستند و همین مساله برای آدم تجربه میشود که دیگر با آنها به سفر نرود.
در سفرهایی که داشتهای تا چه اندازه دوستانت را شناختهای؟
این که میگویند در سفر باید آدمها را شناخت، کاملا درست است چون هنگام سفر است که خصوصیات اطرافیانت را کاملا میشناسی؛ از خلقوخوی شان گرفته تا چگونه دست به جیب شدنشان. سفر مانند زندگی است، عدهای هستند که همه جوره همراه آدم هستند و با آنها حسابی خوش میگذرد؛ گروهی هم هستند که اصلا همراه نیستند و سفر را تلخ میکنند.
وقتی از سفر برمیگردی، چه تفاوتی در خودت احساس میکنی؟
وقتی از مسافرت میآیم، زیاد حالم خوب نیست.چون به طور معمول عمر سفر کوتاه است و باید دوباره برگردی.
تنها به سفر میروی یا همراه با خانواده و دوستانت؟
کم پیش میآید که تنها به مسافرت بروم و معمولا با خانواده و دوستانم میروم، چون اگر تنها به سفر بروم اصلا خوش نمیگذرد مگر این که سفر کاری باشد و به اجبار تنهایی سفر کنم.
آقای ناصر حجازی چقدر اهل سفر بود؟
پدرم سفر را خیلی دوست داشت و همیشه علاقهمند بود به سفر برویم البته مسافرت خانوادگی.این اواخر که به اتریش و اسلواکی میرفت، خیلی زود برمیگشت چون حوصلهاش سر میرفت.پدرم همیشه دوست داشت با خانواده باشد.
سفری که با او داشتید و همیشه در ذهنتان خواهد ماند را برای ما تعریف میکنی؟
تمام مسافرتهایی که با خانواده میرفتیم، خوش میگذشت، اما یک سفر ورزشی همراه با تیم استقلال به ترکمنستان داشتیم که خیلی خوب بود.وقتی بچه بودیم هم بیشتر به شمال میرفتیم؛ متاسفم که آن روزها و لحظات دیگر تکرار نمیشود.
چرا سفر به ترکمنستان برایت یک سفر خاص است؟
ما با استقلال به این سفر رفتیم؛ در آن سفر همه بچههای تیم با هم رفیق بودند و خیلی به هم نزدیک بودیم.پدرم سرمربی تیم بود و بر اساس دیدگاه خودش، رفتار خاص و متفاوتی با بچهها داشت، بهطوری که در عین داشتن نظم و انضباط، اصلا قوانین اردویی خشکی بر تیم حاکم نبود.البته بچهها هم به پدر احترام میگذاشتند و حرفش را میخواندند.در آن مسابقات هم قهرمان شدیم و هم حسابی گشتیم و خیلی خوش گذشت.یکسری از مربیان هستند که خیلی سخت میگیرند و اردوی تیم برای بچهها مثل زندان میشود، اما پدرم اینطوری رفتار نمیکرد.
پدرتان در سفر چه خصوصیاتی داشت؟
زیاد میخوابید (میخندد) چون عاشق استراحت بود.پدرم پیادهروی و خواب را خیلی دوست داشت و ساعت 11 شب که میشد، میگفت دیروقت است و برویم بخوابیم.البته به کباب درست کردن هم خیلی علاقه داشت و همیشه در سفرها منقل را رو به راه میکرد و دود کباب را راه میانداخت و انصافا کبابهای خوبی هم درست میکرد.
خودت چه علایقی در سفر داری؟
من به ساحل و دریا خیلی علاقه دارم و هر جایی که میروم اگر امکانش باشد سری به ساحل میزنم؛ آرامش و سکوت کنار دریا بینظیر است.
وقتی به مسافرت میروی، چقدر اهل خرید هستی؟
خیلی، باورتان نمیشود، اما حتی وقتی خواهر و مادرم برای خرید میروند، میگویم من هم باید همراهتان باشم، چون عاشق خرید هستم.اگر در سفری، خرید نباشد اصلا نمیروم.
کدام شهر ایران را برای سفر ترجیح میدهی؟
فقط شمال.جای دیگری را دوست ندارم چون هم آب و هوای شمال خوب است هم مناظر بسیار زیبایی دارد و هم نزدیک تهران است.همه اینها باعث علاقه من به شمال شده است؛ البته در سالهای اخیر جاده آنقدر شلوغ میشود که ترافیک آدم را کلافه میکند.به همین دلیل کمتر سفر میروم یا اصلا نمیروم.
کدام سفر شخصی در ذهنت ماندگار شده؟
مسافرت با خانواده همیشه خوب است، اما سفری که پارسال به ترکیه داشتیم، خیلی خوش گذشت.هیچ وقت دوست نداشتم به ترکیه بروم، اما همسرم پیشنهاد کرد و گفت بد نمیگذرد؛ من هم قبول کردم؛ رفتیم و خیلی هم خوش گذشت.به همین دلیل امسال هم آن سفر را تکرار کردیم و تصمیم دارم هر سال بروم چون واقعا از آن کشور خوشم آمد و خیلی هم خوش گذشت.
اولین سفر زندگیات را یادت میآید؟
نه . یادم نمیآید، اما وقتی بچه بودم، همیشه برای تعطیلات به شمال میرفتیم.یادم میآید 10 سالم بود و به شمال رفته بودیم که از خطر مرگ نجات پیدا کردم.چون از طبقه دوم هتل به حیاط پرت شدم و شانس آوردم که زنده ماندم.
تا حالا شده شب در جایی چادر بزنی و بمانی؟
نه.چنین تجربهای هم نداشتهام و تا حالا برایم پیش نیامده است، اما باید تجربه خوبی باشد.به نظر من آدم باید هر چیزی را تجربه کند و دوست دارم چنین تجربهای داشته باشم.
اگر قرار باشد به سفر درونشهری بروی، کدام نقطه تهران را برای گردشگری ترجیح میدهی؟
دوست دارم به باغهای اطراف تهران بروم.بعضی دوستانم در جاهای مختلف اطراف تهران باغ دارند مثل کرج، دماوند و فشم؛ فکر میکنم گردش در آن باغها و آب و هوا خیلی خوب باشد و خوش بگذرد.
اهل موزه رفتن و دیدن آثار باستانی هستی؟
نه، زیاد علاقهای ندارم.از بچگی هم همین طور بودم و اهل اینجور جاها نبودم.
به نظرت ایران از صنعت گردشگری به اندازه کافی بهره میبرد؟
مسلما پاسخ این سوال منفی است. وقتی در ترکیه میبینم که یک شهر کوچک آن اینقدر گردشگر دارد و مردم از جذابیتهای آن استقبال میکنند، حسرت میخورم.میلیونها نفر در تابستان از ایران به ترکیه میروند در شرایطی که دریا و مناظر بسیار بهتری در کشور خودمان داریم و ترکیه از این لحاظ با ما اصلا قابل مقایسه نیست. آنها از شرایطی که دارند، استفاده میکنند و پول خوبی به دست میآورند، اما متاسفانه ما استفاده نمیکنیم.ترکیه سالانه میلیونها دلار از صنعت گردشگری درآمد دارد، اما کشور ما درآمد چندانی از جذب توریست ندارد.
فکر میکنی ما برای جذب گردشگر چقدر پتانسیل داریم؟
ما کشوری هستیم که 4 فصل را به طور کامل داریم.جذابیت کشورهای توریستی به آثار باستانی و سواحل خوب آنهاست که ما هر دو را در سطح بالا داریم، به نظر من باید ببینیم مشکل کار کجاست و مشکلات را رفع کنیم.
فکر میکنی از امکانات گردشگری ایران بخوبی نگهداری میشود؟
زیاد اطلاعی ندارم، اما چند هفته قبل که همراه با استقلال به اصفهان رفته بودیم، دیدم زایندهرود خشک شده و زیبایی گذشته را نداشت.دلیل این اتفاق را نمیدانم، اما خیلی ناراحتکننده بود.در شمال ایران هم دریای خوبی داریم، اما مردم در ساحل آنقدر آشغال میریزند که آدم دوست ندارد به آنجا برود.این مسائل به فرهنگ خودمان ربط دارد و کسی مقصر نیست.به این مسائل اصلا رسیدگی نمیشود؛ در فرهنگسازی هم ضعیف عمل کردهایم.
بهترین خاطرهای که از سفر داری؟
در کنار خانواده بودن واقعا لذتبخش است.از بچگی تا الان هر وقت با خانواده به سفر رفتهام، خاطرات خوبی داشتهام.
و بدترین خاطره؟
در سفرهای ورزشی هر وقت رفتیم و نتیجه نگرفتیم، خاطره بدی بوده است، اما در سفرهای شخصی بجز همان پرت شدن از طبقه دوم هتل، اتفاق بدی برایم نیفتاده است.
مهدی نوری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم