در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
البته قدر مسلم آن است که این مشکل مشترک در کشورهای مختلف شکلهای متفاوتی پیدا میکند اما بن و ریشه آنها یکی است؛ «اشتغال» و «رفاه». نمیتوانیم این موضوع را هم انکار کنیم که موضوع اشتغال در کشورهای توسعهیافته بیشتر با رویکرد گسترش رفاه عمومی است و در کشورهای در حال توسعه و توسعهنیافته رویکرد جلوگیری از گسترش فقر در اولویت قرار دارد، زیرا فقر خود به عنوان ریشه بسیاری از آسیبهای اجتماعی، میتواند توسعه این کشورها را با بحران هر چه بیشتر روبهرو کند؛ درهرصورت واقعیت این است که هماکنون کشوری مانند آمریکا با مشکلی به نام ایجاد اشتغال روبهروست و از آن سو کشورهای در حال توسعه نیز با همین مشکل روبهرو هستند، فقط با 2 رویکرد متفاوت.
در این بین، سازمان بینالمللی کار (ILO)؛ سه گروه را به عنوان گروههای آسیبپذیر شغلی معرفی کرده است. این سه گروه عبارتند از: زنان، جوانان و کودکان. حساسیت نشان دادن به این سه گروه از زوایای مختلفی حائز اهمیت است، یکی از مهمترین دلایل این ایجاد حساسیت تاثیر کیفیت زندگی این گروهها بر کیفیت زندگی جهانی است، زیرا باتوجه به محدودیتهای این سه گروه برای تعاملهای اجتماعی چه بسا بیدقتی نسبت به موقعیت آنها میتواند کل زندگی جوامع انسانی را تحتتاثیر قرار دهد. به عنوان مثال، جوانی که تجربهکاری زیادی ندارد و تازه میخواهد جذب بازار کار شود اگر نتواند فرصت شغلی مناسبی بیابد، طبیعی است کل زندگی او و اطرافیانش تحتتاثیر قرار میگیرد؛ چنانچه این موضوع را در ابعاد کلان ببینیم، بهتر میتوانیم ابعاد مشکل را درک کنیم.
در این میان صنعت گردشگری به عنوان یکی از راهکارهای اثربخش مورد توجه کشورهای مختلف قرار گرفته است. یکی از مهمترین دلایلی که صنعت گردشگری در این زمینه میتواند مفید واقع شود، جنس مشاغل این صنعت است، طیف متنوعی از مشاغل که به شکل پارهوقت و تماموقت میتواند متناسب با نیاز جوانان به کمک آنها بیاید و مهمتر از هر چیز در مناطق روستایی و دورافتاده باعث ایجاد شغل شود.
ارتباط اشتغال با گردشگری
پرسش اصلی اینجاست که در این بین صنعت گردشگری چه نقشی میتواند داشته باشد؟ اقتصاد گردشگری چگونه میتواند به ایجاد این دو میلیون فرصت شغلی کمک کند؟ و گردشگران چگونه با بازتوزیع ثروت و درآمد در مناطق مختلف کشور میتوانند به کاهش فقر و افزایش سطح رفاه کمک کنند؟ صنعت گردشگری در ارتباط با ایجاد اشتغال برای جوانان از چند بعد میتواند مهم و موثر باشد. یکی از ویژگیهای جوانان امروز ایرانی علاقه و الزام آنها به ادامه تحصیل است، به عنوان مثال حتی اگر فرض کنیم که یک جوان بدون هیچ تاخیری وارد دانشگاه میشود، اولین فرصتی که میتواند به عنوان شاغل تماموقت جذب بازار کار شود بین21 تا23 سالگی خواهد بود و از آن سو در کشور ما با توجه به لزوم پشت سر گذاشتن خدمت وظیفه برای پسران، این سن گاهی اوقات تا 24 و 25 سالگی هم میرسد و این در شرایطی است که افراد وارد نظام آموزش تکمیلی نشده که به صورت تمام وقت جذب بازار کار شوند.
در گذار این سالیان، هر جوانی نیازهای متعددی دارد، ضمن اینکه نباید فراموش کنیم کسب درآمد و استقلال اقتصادی بیش از هر چیز به جوان اعتماد به نفس میدهد و در سالهای آینده این اعتمادبهنفس به یکی از مهمترین سرمایههای او تبدیل میشود. بنابراین جوانان تا قبل از جذب شدن در بازار کار تماموقت میتوانند با انتخاب مشاغل پارهوقت فرصتهای تجربه کردن، اجتماعی شدن و کسب درآمد را به انبان تجربیات خود اضافه کنند و صنعت گردشگری از جمله صنایعی است که هم به جهت پراکندگی جغرافیایی و هم به جهت متغیر بودن ساعات کار، میتواند در این برهه زمانی به کمک جوانان بیاید. از یک منظر دیگر، وقتی جوان ضمن تحصیل، فرصت کار کردن در حوزه علاقمندیهایش را پیدا کند، «تجربه» و «تحصیلات دانشگاهی» را به صورت موازی کسب خواهد کرد و مکمل بودن ایندو در کنار یکدیگر برای جوانان جویای پیروزیها و موفقیتهای آینده بسیار بااهمیت است.
جذابیت دیگر صنعت گردشگری در ایجاد اشتغال برای جوانان به ذات مشاغل این رشته برمیگردد. خدماتی که در حوزه گردشگری ارائه میشوند، با طیف گستردهای از تعاملهای انسانی روبهروست، همچنین مشاغل این رشته یکنواخت، خستهکننده و تکراری نیست و همه اینها تجربه کردن، تنوع، تعاملهای انسانی و... از جمله جذابیتهایی است که با روح جوان سازگار است.
فرصتهای یکسان در سایه گردشگری
نکته آخر اینکه گردشگری فرصتی را فراهم میآورد که توسعه و اشتغال در مناطق مختلف روستایی و شهری پراکندگی پیدا کند. با رونق گردشگری، همانقدر که یک جوان شهرنشین فرصت اشتغال پیدا میکند، یک جوان روستایی هم میتواند به یافتن یک شغل مناسب امیدوار شود و این چالشی است که بیتردید صنایع دیگر نمیتوانند از پس آن برآیند. در این ارتباط شاید نتوان به مدیران و موسسان آنگونه صنایع هم نقد زیادی وارد دانست، به دلیل اینکه در بسیاری موارد تخصص مورد نیاز آنها به وسیله نیروهای بومی قابل تامین نیست، به عبارت بهتر منطقه توانایی تامین آن نیروهای متخصص را ندارد و در بهترین حالت تنها مشاغل پائین دست مانند کارگری یا اپراتورهای اولیه نصیب ساکنان بومی میشود، این در حالی است که نیروهای بومی و جوانان یک منطقه مهمترین متخصص حوزه گردشگری آن خطه هستند و با گسترش گردشگری، آنها فرصت پیدا میکنند تخصص و توانایی خود را به ظهور برسانند؛ مشاغلی مانند راهنمایان تورهای بومی، کارگاههای صنایعدستی منطقهای، خدمات اقامتی و پذیرایی از جمله مهمترین مشاغلی است که بومیان هر منطقه متخصصترین آن حوزه محسوب میشوند.
در هر صورت گردشگری صنعتی است که با ترکیبی از خدمات و خلاقیت، فرصتهای زیادی برای اشتغال جوانان فراهم کرده است و با برنامهریزی درست به بهترین شکل میتوان از این فرصتها بهرهبرداری کرد.
مریم چهاربالش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: