این فیلمساز بعد از آن که تاکید میکند اگر جنگ نبود، فکر نمیکرد به سینما میآمد، به تلخی گلایههایش را از این نوع سینما بیان میکند او که از ناگفتههای بسیار سینمای جنگ غصهدار است، میگوید: «وقتی من میشوم بزرگ سینمای جنگ، میفهمم که هیچ چیز از جنگ نگفتهایم، به خدا از این جنگ خیلی حرف میشود زد.»
او دوباره حرفهای همیشگیاش را در رابطه با سینمای جنگ تکرار میکند، اما این بار به گفته خودش کمی خستهتر اما حرف همان است. تاکید میکند: «عقبنشینی در سینمای جنگ، عقبنشینی غریبی است، مثل عقبنشینی در فاو و مجنون است. الان هم در بدترین شکل ممکن است.»
حاتمیکیا در رابطه با نوع فیلمسازیاش، وضعیت سینمای دفاع مقدس و مشکلات فراوانی که هیچگاه در این عرصه حل نشده است به صراحت حرف میزند و میگوید که فیلم ساختن سفارشی را نمیفهمد، باید موضوع در او تهنشین شود تا فیلمش را بسازد و میافزاید که برای ساخت و نمایش تکتک 17 فیلمی که تاکنون کارگردانی کرده، جنگیده است.
حاتمیکیا زمانی که از برخی گلایههای خانواده شهدا و دستهای خالی خود سخن میگوید، اشک در چشمانش حلقه میزند و با بغض میگوید: «میترسم از روزی که سرم را زمین بگذارم و شرمنده خانواده شهدا باشم. اینها رفتند و تنها دغدغه من این است که نتوانم سرم را جلویشان بلند کنم.» او در پایان با اشاره به این که جشنواره های خارجی ،سینمای ما را از رمق انداخته است،دعا می کند: خدا، محبت موکت قرمز را از دل ما بیرون کند.
علی محزون / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم