در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سالهای بسیار دور، هیزمشکن جوانی به اسم کیانگ وا که بتازگی ازدواج کرده بود از شهرش به یکی از روستاهای اطراف مهاجرت کرد تا زندگی آرامی را تجربه کند. همسر او یعنی لانگ هوآ از زندگیشان راضی بود تا اینکه آنها متوجه شدند بچهدار نمیشوند.
آنها پیش پزشکی که در آن اطراف بود، رفتند.پزشک به آنها گفت که برای رفع این مشکل، باید سر اژدهایی را که در دره اژدهای طلایی زندگی میکند، از تنش جدا و با مغزش نوشیدنیای درست کنند و بخورند تا بتوانند بچهدار شوند.
کیانگ وا دست به کار شد و به دره رفت. او همراه خود تبری برد. کیانگ از دره پایین رفت و با اژدها درگیر شد و اورا کشت و به دستور پزشک عمل کرد. چین سالیان دراز بود که با این اژدها مشکل داشت و به همین دلیل وقتی امپراتور چین متوجه قضیه شد، کیانگ وا را احضار کرد و او را به عنوان شاهزاده چین برگزید و پسری که از کیانگ متولد شد، امپراتور آینده چین شد.
ترجمه: نیما اکرامیفر
ژان تانگ(کتاب افسانههای چینی)
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: