در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پریسا خرازی (حالا دیگه کارت به جائی رسیده که صفحة خالی میفرستی؟!!)- شقایق- محمد سلمانی- بهاره عاطفی، 21 ساله از اهواز (حافظ «اسمس» داده که: هاااا...؟!! یعنی الآن اینا شعر بوووود؟!!! وزنی!!! پزنی!!! ردیفی!!! قافیهای...!!! اصلاً چه اجباری به شعر گفتنه آخه؟!!! بین خودمون بمونههاااا: علامتهای تعجبی که حافظ تو «پیامک»ش به کار برده خیلی بیشتر از اینا بود اما به دلیل کمبود جا، من به چاپ سه دونهش اکتفا کردم!)- مریم، 21 ساله از بابل (آاااهاااان... خب من گمون کردم که الان نشستی همینجوووور یکرییییزززز خودخوری میکنی!! این قضایا اینجا، همیشه هم از سر پستی نیست. چه بسا سگ گلهای که گشنه مونده، بشه یهپا گرگ و به چوپان یا گوسفندای همون گلهای حمله کنه که باید نگهبانشون میبود!)- زهرا تعلیمیان از بندر آستارا (مخلصیم دربست...! اصلاً ازت انتظار نداشتم! تو...؟ تو...؟ تو...؟ یعنی واقعاً اینا رو تو نوشتیییی؟!!! پیامک حافظ رو به بهاره، برات ریپلی میکنم! بیا بگیر خودت متن کاملش رو بخون ببین چی گفته آخه!)- پیمان مجیدی (دِ... حالا که دیگه چاپ شده و رفته ؟! نه...! یعنی الآن میخوام بدونم با این دستائی که مونده تو حنا باس چیکار کنم... هوووومممم؟!!)- نسترن، 15 ساله- مرضیه، 21 ساله از اهواز (اون قانونه رو خوندی که میگه: پَ یه چی بِنیس به درد دیگرانم بخوره...؟ خُ یه چی بنیس به درد دیگرانم بخوره دیگه!)- کامران از بناب- فرزاد از تهران (ایول! جون میده آدم به جای اینکه بگه من که نفهمیدم چی میخوای بگی؛ سرش رو همچی آااارووووم تکونتکون بده و بگه: بهبه! بهبه! چه فییییلسووووفاااانه! چه عمییییق!! یه جوری بگو مام بفهمیم دیگه! مُخوای اذیت کنیییی؟!)- و... بازم بقیة اسامی موند واسه شمارههای بعدی.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: