در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پذیرش واقعیت ساده تفاوت تا حدی نگرش ما را نسبت به زندگی با دیگران تغییر خواهد داد؛ اگر بپذیریم که انسانها با هم متفاوتاند و تا حد و حدودی که اخلاق و ارزشهای مشترک اعضای جامعه تعیین میکند، تفاوت داشتن حق طبیعی آنهاست، دیگر انتظار نخواهیم داشت، همه مطابق میل و سلیقه ما عمل کنند. از اینکه دیگران افکار و رفتارهایی دارند که چندان مورد پسندمان نیست، ناراحت و دلگیر و عصبی نمیشویم. بهتر میتوانیم با دیگران روابط مسالمتآمیز برقرار کنیم و این فرصت را مییابیم که به انسانهای بیشتری عشق بورزیم.
در دوره و زمانهای زندگی میکنیم که عمق و وسعت این تفاوتها میان افراد بسیار زیاد شده است. تفاوتهای فردی تا آنجا پیش رفتهاند که گاهی میان اعضای یک خانواده خط میکشند و باعث ایجاد فاصله ذهنی بسیار زیادی میان زن و مرد یا بخصوص میان والدین و فرزندان میشوند. در گذشته اگر تفاوتهایی میان 2 نسل متعلق به یک خانواده وجود داشت هم عمق تفاوت تا به آن حد نبود که باعث بروز تنش یا فاصله میان اعضای خانواده شود. روند تغییرات اجتماعی در گذشته، همچون دنیای معاصرمان اینچنین سریع و پرشتاب نبود که دو نسل اختلاف نظرهای اساسی با هم پیدا کنند.
تفاوتهای شخصیتی میان افراد که منجر به بروز اختلاف نظرهای کوچک و بزرگ بر سر مسائل مختلف میشود، از تفاوت سرگذشتهای شخصی افراد نشأت میگیرد. آدمها سالهای عمرشان را در فضاها و شرایط اجتماعی متفاوتی پشت سر میگذارند، تحت تأثیر افکار و انسانها و پدیدههای مختلف و متفاوتی قرار میگیرند، در محیطهای خانوادگی متفاوتی بزرگ میشوند و از آب و گل در میآیند. همه این عوامل کوچک کنار هم جمع میشوند تا شخصیت منحصر به فردی را با ارزشها و اعتقادات خاصی پدید آورند. اینکه ما با هم متفاوت هستیم تا حد زیادی نتیجه تفاوتی است که زندگیهای شخصیمان با هم داشتهاند.
اختلافنظر در خانواده میان والدین و فرزندان، پدیدهای است که اکنون بیش از پیش بین خانوادههای ایرانی شایع شده و ریشه در همین تفاوتها دارد. تفاوتهایی که باعث میشود والدین و فرزندانشان بر سر مسائل مختلف با هم اختلاف نظر پیدا کنند و اینچنین ساختار خانوادهها دستخوش تضعیف و تنش شود.
اگر به مساله دقیقتر بنگریم، اختلاف نظر میان والدین و فرزندان جوان، امری عادی و طبیعی است. والدین متعلق به یک نسل و فرزندان متعلق به نسلی دیگرند و این تفاوت نسلها، ناگزیر ویژگیهای فردی متفاوتی برای آنان رقم زده است. پدر و مادر در دوره و زمانهای رشد کردهاند که ارزشهای اجتماعی و تعاریف مربوط به بسیاری از مفاهیم به طور کلی با آنچه امروز در جامعه جریان دارد، متفاوت بوده است.
شاید فاصله سنی میان دو نسل چندان به چشم نیاید، اما باید این واقعیت را پذیرفت که اوضاع به کلی دگرگون شده است. در چنین شرایطی این انتظار والدین از فرزندان جوان یا فرزندان از پدر و مادرهاشان که طرف مقابل بهطور کامل همچون آنها بیندیشد و رفتار کند، چشمداشتی غیرمنطقی و غیر واقعی است. واقعیت آن است که فرزندانمان با ما متفاوتند، همانطور که پدران و مادرانمان با ما فرق دارند و ما قادر نیستیم افکار و ارزشها و اعتقادات نسل قبلی یا بعدی خود را در خانواده تغییر دهیم. اگر بپذیریم که اختلافنظر میان والدین و فرزندان بر سر مسائل مختلف نتیجه همین تفاوتهای فردی و نسلی است، شاید تحمل و صبوری در برابر این اختلاف نظرها آسانتر شود.
والدین در سالهای کودکی، بیشترین و پایهایترین تأثیرات را بر فرزندان دارند. آنها هستند که شخصیت کودک را شکل میدهند و میپرورانند. اما ویژگیهای فردی فرزندان تنها حاصل تلاش والدینشان نیست. فرزندان از همان سالهای کودکی وارد مدرسه میشوند، تحت تأثیر مستقیم و غیرمستقیم رسانههای جمعی قرار میگیرند و با گروههای همسال خود رابطه برقرار میکنند و همه این موارد بر شخصیت آنها اثر میگذارد. ممکن است آنها تحت تاثیر ارزشهایی قرار بگیرند که به کلی با ارزشهای پدر و مادر متفاوت باشند.
گذشته از اینها فرزندان عموماً در سالهای نوجوانی و جوانی به طور عادی، ارزشهایی را که از خانواده کسب کردهاند، مورد پرسش و انتقاد قرار میدهند. به چالش کشیدن ارزشهایی که تاکنون به نوجوان یا جوان آموخته شده است اگر از طریق گفتوگو و تبادل نظر با والدین تعدیل نشوند و اگر این جریان با نفی ارزشهای خانوادگی در دوران نوجوانی و جوانی همراه شود، فاصلهای عمیق میان جوان و خانوادهاش به وجود خواهد آورد و آنگاه اختلاف نظر بر سر هر مساله کوچک و بزرگی بالا خواهد گرفت.
جامعهشناسان به این تفاوتهای میان دو نسل، شکاف نسلی نیز میگویند. شکاف نسلی، پدیدهای اجتماعی است که از نبود توافق ارزشی میان اعضای متعلق به 2 نسل ناشی میشود. این شکاف در بعد خانوادگی میتواند به بروز تضاد خانوادگی منجر شود. تضاد خانوادگی حکایت از وجود روابط سرد و غیرصمیمی بین اعضای خانواده از جمله بین فرزندان و والدین دارد که مانع از به کارگیری پتانسیل مثبت خانوادگی میشود و در نقطه مقابل انسجام خانوادگی قرار میگیرد.
اما برای به حداقل رساندن اختلاف نظرها چه میتوان کرد؟ جلوگیری از تضاد خانوادگی نیاز به عزم دو طرف این رابطه یعنی والدین و فرزندان برای حل مشکلات دارد.
والدین و فرزندان جوان خانواده برای آنکه اولین قدم را در حل مشکلات ناشی از اختلافنظرها بردارند، باید این واقعیت ساده را بپذیرند که پدر و مادر از یکسو و فرزندان جوان از سوی دیگر متعلق به 2 نسل متفاوتاند، بنابراین تفاوتهای فردی بسیاری میان آنها وجود دارد؛ با در نظر گرفتن این تفاوت، بروز اختلاف نظر میان آنها طبیعی است. حل مشکل بدون فهم و پذیرش این مساله، تقریبا امکانناپذیر است.
راهحل اصلی و اساسی برای حل مسالمتآمیز تضادهایی که از اختلاف نظر در خانواده ناشی میشود، مثل همیشه برقراری تعامل بیشتر برای رسیدن به تفاهم است.
در روابط والدین و فرزندان شاید هیچ پدیدهای آسیبزنندهتر از قطع رابطه و عمیق شدن فاصله میان جوانان و والدینشان نباشد. با قهر کردن و فاصله گرفتن از دیگری، اختلاف نظرها هرگز رفع نخواهند شد، بلکه دامنه تضاد ناشی از آنها هر روز بیش از پیش گسترش خواهد یافت.
نباید فراموش کنیم که اعضای خانواده، هر یک با دیگری تفاوت دارند، پس بکوشیم در حد توانمان این تفاوتها را بپذیریم و مواظب باشیم تفاوتهایمان با دیگر اعضای خانواده باعث آسیب به کل نظام خانوادگی نشود. هنگام بروز اختلاف نظر در خانواده، صبور باشیم و از طریق گفتوگوی مسالمتآمیز و منطقی دیدگاهمان را با طرف مقابل در میان بگذاریم و از همه مهمتر اینکه بدانیم خانواده با فداکاری اعضایش نسبت به هم تداوم پیدا میکند، گاهی فداکارانه نظر مشروع دیگر اعضای خانواده را بپذیریم. این ایثارهای کوچک و بزرگ زندگی را به کام همه اعضای خانواده، از جمله خود ما، شیرینتر خواهد کرد.
سالار کاشانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: